پاسخ به شبهات

موسيقی و شريعت

موسيقی عبارتست از آواز خواندن و نواخت ساز، و آهنگهای که موجد خستگی و يا نشاط باشد، آلات موسيقی از قبيل رباب، تنبور، دنبوره، طبل، دائره (دف)، ارگ، سرنا، نی، گيتار[1]، زنگوله، بانجو، بالالايکا، و غيره از ديدگاه شريعت همه اقسام موسيقی حرام قطعی و نوازنده و گوش فراگيرندهء آن بطور مجموع مرتکب گناه کبيره می شوند.

چونکه اين همه اسبابی اند که شيطان برای گمراهی بنی آدم تبار کرده است، و مشغول بودن به آنها سبب دوری از رحمت خداوند می شود. متأسفانه در عصر حاضر فسق و فجور را بنام هنر و فساق و فجار را بنام هنرمند ياد می کنند. خصوصاً طبقهء غربگرا و يا بتعبير خود شان روشنفکران، که معلومات دينی ايشان مختصر است و يا اينکه توفيق از اوشان سلب گرديده تا که خود را در جامعهء بين المللی دارای وسعت نظر معرفی کرده باشند و يا بنام بنياد گرا و مسلمانان متعصب شهرت نيابند. از الله و پيغمبر و کتاب روی تافته در تلاش رضايت فرنگيان می شتابند، و از بلندگوی يهود و نصارا صدا می زنند که ما تعبير سخت گيرانه از اسلام را قبول نداريم يعنی ما اسلامی را نمی خواهيم که خالی از رقص و مطرب و ساز و عريانی و عصمت فروشی و بی حيايی باشد، بلکه ما خواهان همان اسلامی هستيم که محفل آن گرم از آلات موسيقی و زنان در کنار مردان قرار داشته باشند. مختصر اينکه يکعده از برادران مسلمان ما در حرص و آز، سياست و قدرت دين پيامبر شان را فروختند و برای خوشنود ساختن مخلوق از خالق خود اعراض کردند.

از طريق رسانه های خبری بوق می زنند که مفهوم اسلام چنين است و چنان است بی خبر از اينکه اگر کسی مثلاً در رشتهء تاريخ تخصص نداشته باشد،کتابی در تاريخ بنويسد، او مورد انتقاد سخت همين دوستان قرار می گيرد.

ما عاجزانه از برادران جری و دليرمان درخواست می کنيم که شما از کدام يک جامعات اسلامی متخرج هستيد و تخصص تفسير و حديث و فقه را از کدام يک دانشگاه های اسلامی اخذ نموديد. نظر به قانون وضع کردهء خود تان بايد تعبير همان کسانيرا از اسلام قبول نماييد که بخش اعظم از عمر خود را در فرا گرفتن فهم تفسير وحديث و فقه اسلامی بخرج رسانيده اند.

 

براهين در حرمت موسيقی:

در حرمت موسيقی دلائل زياد موجود  است، اما برای منصف و منيب يک دليل هم که از قرآن و يا از پيامبر صلی الله عليه وسلم برسد، کافی است، ليکن برای متعنت و ستيزنده، انبار از دلائل سودمند نيست.

خداوند می فرمايد:

{وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ }المؤمنون3

ترجمه: مؤمنان واقعی کسانی اند که از شنيدن لهو و لعب پيوسته اعراض دارند.

فرمان خداوندی:

{وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ}القصص55

ترجمه: مؤمنان واقعی خود از محفل لغو بی حيايی دور می دارند.

محمد بن حنفيه رحمه الله می فرمايد: لغوی که در آيهء کريمه مذکور است، عبارتست از آلات موسيقی. و حسن بصری رحمه الله که از اجلّهء تابعين شمرده می شود، در تفسير آيهء کريمه چنين لب گشايی می کند: مسلمانان واقعی نفس های خود را در نتيجهء دور داشتن از موسيقی اعزاز می بخشند.

فرمان رسول الله صلی الله عليه وسلم[2]:

من را از آواز دو فاجر کودن احمق منع کرده شده است که عبارت اند از: کسيکه در وقت مصيبت (مرده باشد يا غير آن) آواز خود را بلند می کند و ديگری آواز هنرمند که بساز موسيقی می خواند.

فرمان عبد الله بن مسعود رضی الله عنه:

سرود و موسيقی در صفحهء دل منافقت را چنان می روياند، طوری که آب سبزه و گياه ها را بر زمين می روياند.

علامه بن قيم رحمه الله می فرمايد: قومی که شائق موسيقی و عاشق آواز خوانان اند و اين فعل در ميان ايشان رواج دارد، خداوند در دنيا بطور سزا دشمن ظالم را بر آنان مسلط می سازد و دچار قحط و گرسنگی شان می گرداند حکمروايان بدبخت بر ايشان حکم می رانند.

کتاب شيطان:

شيطان از خداوند متعال درخواست نمود که من نيز قرآن داشته باشم. الله متعال در جواب شيطان گفت: قرآن تو شعر گوی.

گفت: کتاب من چيست؟

جواب داد: کتاب تو خبر چينی.

گفت: مؤذن من کيست؟

گفت: مؤذن تو موسيقی.

گفت: خانهء من کجاست؟

گفت: خانهء تو حمام.

گفت: جال من چه است؟

گفت: جال و دام تو زنان.

گفت: خوراک من از چه خواهد بود؟

گفت: خوراک تو هر آنچه بدون نام الله ذبح شده باشد، در دربارها بنام پير و قبر.

فرازی که مشاهده می کنيم درين روايت موسيقی را مؤذن شيطان معرفی کرده شده است، و شعر گوئی را کلام شيطان، ليک مراد اشعاری است در او ترغيب بسوی فحشاء و معاصی باشد.

ابن قيم رحمه الله می فرمايد: موسيقی خشم خداوند را جلب می کند، محبت سرود در دل کسی جای گرفت رابطهء آن از قرآن کريم قطع می گردد. زيرا حب موسيقی و حب قرآن در يک قلب جمع نمی شوند، يکی از اين دو دشمن ديگری را طرد می کند.

ما بچشم خود مشاهده کرديم کسيکه آشنای به موسيقی (تلويزيون و سينما) پيدا کرد، ديگران حوصلهء شنيدن قرآن کريم را ندارد. اگر قاری در نماز آيات قرآنی را بيشتر بخواند، ايشان اظهار خستگی می کنند و فرياد آنان بلند می شود که چرا ما را با اين آيات دراز مشغول می سازی. در اثر شنيدن کلام الهی هيچ نوع نشاط را در جبين اوشان ديده نمی شود. اگر حافظ قرآن بسينما و تلويزيون عادی گرديد، قرآن پاک در سينه اش نخواهد ماند، بخلاف کلام شيطانی. وقتيکه زنگ موسيقی کوبيده می شود می بينيم که مردم دسته دسته در محفل موسيقی با شوق و ذوق دلفريب اشتراک می ورزند و همه برای شنيدن آن سکوت اختيار می کنند، تو گوئی از جانب خالق کائنات فرمان صادر گرديده که گوش فرا نهيد.

و تطمئن قلوبهم لذکر الشيطان. زانوی خضوع را در آستانهء آواز خوان به زمين می کوبند و گاه گريان دروغين و گاه مورد حملهء جذبه قرار می گيرند. در اين کنسرت شيطانی حرکات مخصوصی شنوندگان را در حرکت می آورد، و نظر به تحريک ابليس بحر سخاوت شنوندگان کيفيت طوفان زای بخود می گيرد، برای موسيقی نواز پول و کالاهای بطور ارمغان تقديم می کنند.

چنين کنسرت تا فلق صباح ادامه می يابد. گردانندگان محفل و مشمولين آن آرزو می کنند که کاش شب طول پيدا کند، تا که درين شب زنده داری اجر و ثواب بيشتر کسب نمائيم.

 

متصوفه:

بعض اهل تصوف راه فسق وفجور را بروی فساق باز کردند، بهتر اين بود که تقوا را در قرآن و حديث تلاش کرده می شد، جنبه های تزکيه در حديث چنان مشروح است که ديگر ضرورت به ايجاد چيزی ديگر نبود، ليکن طبقهء بنام صوفی رشد کرد و خود را زاهدين معرفی ساختند. متأسفانه سلوک بعض از آنان خالی از رسومات خلاف شرع نبود، از قبيل جواز دادنشان رقص و نی و سرنا و غيره را چنانچه آلات ساز بعض آنان محفوظ است.

و برای اينکه دليلی داشته باشند استدلالهای جعل و غريبی را در پيش گرفتند. ما چندی از آن را نقل می نماييم، البته ترديد نيز خواهيم نمود.

استدلال اهل زيغ:

  1. موسيقی چونکه روح انسان را راحت می بخشد و انسان از شنيدن آن لذت می برد، بودن چنين تأثير در شی دليل اباحت آن است.
  2. در اثر شنيدن آواز خوش، طفل متأثر می شود وبخواب می رود.
  3. خواندن حدی [3] مزيل هر نوع مشقت از شتر می گردد، و سفر طولانی را کوتاه محسوس می کند.
  4. صوت خوش احسان خداونديست،بايد به خواندن های خوش الحان نعمت خداوندی را اظهار کرده شود.
  5. آفريدگار عالم آواز بد را در قول خود: {إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ}لقمان19 تقبيح نموده است.
  6. پروردگار گيتی، نعيم اهل جنت که عبارت از شنيدن آواز خوش است، مورد ستايش قرار داده.
  7. در روز عيد در نزد عائشه رضی الله عنها دو دختر اشعار می خواندند، ابوبکر رضی الله عنه ناراحت شد. پيامبر اسلام صلی الله عليه وسلم گفت: هر قومی از خود عيد دارد و عيد ما همين است. آن دو دختر را منع نکرد.
  8. پيامبر صلی الله عليه وسلم خود اشعار را می شنيد، چنانچه قول لبيد را تصديق نمود که “الا کل شيئ ما خلا الله باطل.

پاسخ براهين:

هيچ يک از دلائل نام برده مثبت دعوا نيست، به ترتيب لف و نشر پاسخها را متذکر می شويم، چونکه اهل زيغ اهلهء الزامی را متذکر شده اند ما هم طبق دلائل جواب مسکت را ياد آور می شويم.

  • اگر وجود لذت در شی دليل قباحت آن باشد، چونکه التذاذ زنا امر بديهی است، بايد زنا را حلال و مباح بدانيم، حالا که هيچ يک نه از ما و نه مستدلين زنا را مباح می دانند.
  • مطبوع بودن آواز خوش برای اشتر و طفل دليل اباحت موسيقی شده نمی تواند، هر کس که عقل سليم دارد، ميان هر دو فرق جلی را بخوبی درک می کند.
  • اگر آواز خوش نعمت خداونديست بايد شنيده شود، پس حسن خوب نيز نعمت خداونديست، بايد در اثر ديدن هر حسن زيبا انسان لذت برد و جائز باشد که مه رويان را نظاره کرده شود، خصم نيز ديدن چهرهء قمرسا را اجازه نمی دهد.
  • تقبيح آواز کريه مجوّز سماع آواز خوش نيست، فيصله را سپرد عقل سليم می کنيم.
  • فرضاً اگر اهل جنت آواز خوش را هم بشنوند، مجوز شنيدن موسيقی در دنيا نمی شود، زيرا چيزهای در جنت برای اهل آن حلال است که در دنيا ممنوع می باشد. چنانچه لباس ابريشم، استعمال ظروف طلا برای جنتيان حلال است، اما در دنيا حرام اند.
  • شنيدن قصيده های که در آن توصيف خداوند و مدح پيامبر و دين باشد در نزد همه جائز است، مشروط به اينکه مقرون به آلات موسيقی نباشد. پيامبر صلی الله عليه وسلم چنين قصائد را می شنيدند.
  • عائشهء صديقه رضی الله عنها در حاليکه خود نابالغ بود، اشعار حماسه آفرين جنگ ها را از دو دختر نابالغ می شنيد و آنهم در ايام عيد و آن دو دختر مکلف نبودند.

خداوند شراب را حرام قرار داده که حامل نقصان فرديست و آن عبارتست از ايجاد فتور در جسم، و چگونه موسيقی را اجازه می دهد، در حاليکه حامل صدها مفاسد است، ذات حکيم چنين داوری نمی کند.

يکعدهء از جهلای متصوفه در حلقهء ذکر خود رباب می نوازند، در حقيقت اين فعل شنيع آنان توهين بر شريعت است. در هر سرزمين که باشند، اگر حاکم آن خطه مسلمان باشد و جلو اين فساد فضيحت بار را نگيرد، مستحق عذاب دوزخ خواهد گرديد، زيرا که اين گروه دين را استهزاء کردند، گناه اين طبقه از موسيقی نوازان بيشتر است.

[1]  گيتار را در بعضی از جای ها بنا غيژک ياد می کنند.

[2]  نهيت عن صوتين احمقين فاجرين: صوت ويل عند مصيبة و صوت مزمار عند نغمة. رواه الترمذی

[3] حدی عبارت است از: شعرهای که در وقت راندن شتر ساربان می خواند.

 

===============

إنسان و کردار ناشایست او.

مؤلف: جمال بن عبد الرحمن اسماعيل

مترجم: عبد البصير امين بدخشانی

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی