خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / موضع یک انسان مومن در برابر فتنه

موضع یک انسان مومن در برابر فتنه

حمد و ستایش ازآن خداوندی است که پروردگار جهانیان است و عاقبت از آن متقین است و با درود و سلام بر بنده و پیامبر و فرستاده اش محمد و همسران و فرزندانش و همه ی یاران و کسانی که پیرو ایشان بودند تا روز قیامت ، اما بعد :

خداوند را شاکرم که به من توفیق دیدار با برادران بزرگوار ایمانیم عنایت فرمود و از خداوند عزوجل می خواهم که این دیدار را مبارک گردانده و ما را به آنچه می دانیم منتفع سازد و قلوب و کارهایمان را اصلاح نموده و از بدیهای نفس و کارهای شرمان به خداوند پناه می بریم و از او مسالت داریم که دینش را یاری داده و آن را فراگیر نماید و وضعیت مسلمانان را در هر جایی که باشند اصلاح بفرماید و بهترینشان را بر آنها حاکم گرداند و از حکام نالایقشان به خداوند پناه می بریم همانا الله بخشنده و بزرگوار است .

برادران ایمانیم ، ای فرزندان ، موضوع سخنانم موضع یک انسان مومن در برابر فتنه است – فتنه ای که از شرش به خداوند پناه می بریم – که رسول الله صلی الله علیه و سلم خطر آن را گوشزد فرموده و از جانب پروردگار آن را تشریح نموده است .

سوال اینجاست که : فتنه چیست ؟
فتنه کلمه ی مشترکی است که بر معانی زیادی اطلاق می شود ، به معنای شرک که بزرگترین فتنه است می باشد همانگونه که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : ((و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای بر جای نماند و دین یکسره از آنِ خدا گردد.))الانفال 39 ، منظور این است تا شرکی نباشد ، و همچنین پروردگار می فرمایند : ((از تو در باره ماهی که کارزار در آن حرام است می‌پرسند. بگو: «کارزار در آن، گناهی بزرگ و باز داشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج‌]، و بیرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهی‌] بزرگتر، و فتنه [=شرک‌] از کشتار بزرگتر است.» ))البقره 217 .

همچنین فتنه بر شکنجه و سوزاندن اطلاق می شود همانگونه که خداوندمتعال می فرمایند : ((عذاب [موعود] خود را بچشید، این است همان [بلایی‌] که با شتاب خواستار آن بودید. )) الذاریات 14 ،و درجایی دیگر می فرمایند : ((کسانی که مردان و زنان مؤمن را آزار کرده و بعد توبه نکرده‌اند، ایشان راست عذاب جهنم، و ایشان راست عذاب سوزان.)) البروج 10 ، که منظور از فتنه در این آیه عذاب دادن است .

یکی ازچیزهایی که در معنای فتنه آمده است امتحان و آزمایش است همانگونه که پروردگار متعال می فرمایند: ((و شما را از راه آزمایش به بد و نیک خواهیم آزمود،))الانبیاء 35 . و درجایی دیگر می فرمایند : ((اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسیله‌] آزمایشی [برای شما]یند، ))التغابن 15 یعنی اموال و اولاد وسیله ی آزمایش شما هستند تا مشخص گردد که چه کسانی از این امکانات در راه اطاعت و فرمانبرداری و ادای حقوق خداوند و دوری گزیدن از محرمات الهی استفاده می نمایند و چه کسانی در راه هوی و هوس خویشتن آنها را بکار می گمارند .

همچنین یکی از معانی فتنه بلاها و عقوبت هاست همانگونه که خداوند عزوجل می فرمایند : ((و از فتنه‌ای که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد بترسید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است.))الانفال 25 .

از زبیر بن عوام رضی الله عنه و جماعتی از سلف در مورد این نوع فتنه روایت شده است که گفته اند : (( فکر نمی کردیم دچار این فتنه می شویم تا زمانی که در آن واقع شدیم )) و این گفتار اشاره دارد به حادثه ی شهادت عثمان رضی الله عنه که گروهی نادان و ستمگر این امر را آغاز نمودند و در میانشان افرادی بودند که حق بر آنها مشتبه شده و کارشان را توجیه می نمودند و با ستمگران همراهی کرده تا اینکه با شبهات باطل و تاویلات نادرست عثمان رضی الله عنه را به شهادت رساندند ، پس از این ، فتنه فراگیر شد و گروهی که با این مساله هیچ ارتباطی نداشتند و جزء ستمگران نبودند هم ناچارا به قضیه کشانده شدند و جنگ هایی بین علی رضی الله عنه و معاویه رضی الله عنه رخ داد و جنگ جمل هم واقع شد و همه ی اینها به سبب کاری بود که گروهی از ستمگران در مورد عثمان رضی الله عنه مرتکب شده بودند .

در نتیجه گروهی به رهبریت معاویه برخاسته و مطالبه ی خون عثمان رضی الله عنه را نمودند و از علی رضی الله عنه که مسلمانان به عنوان خلیفه ی چهارم با ایشان بیعت کرده بودند درخواست کردند که قاتلین عثمان را تحویل دهد ، اما علی رضی الله عنه ابراز داشتند که فعلا شرائط بگونه ای است که امکان تسلیم کردن قاتلان وجود ندارد و وعده داد که بعدا به این مساله رسیدگی خواهد کرد و لذا فتنه رخ نمود و جنگ های جمل و صفین و پیامدهای آن به وقوع پیوست ، حتی برخی از سلف من جمله زبیر رضی الله عنهم می گویند : آیه ی فوق در این زمینه نازل شده است . و این اولین فتنه ای بود که بعد وفات پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمانان تجربه کردند ، و تعداد زیادی از صحابه و غیر صحابه را در بر گرفت و عمار بن یاسر و طلحه بن عبیدالله که جز مبشرین به بهشت بود کشته شدند ، همچنین زبیر و تعداد زیادی از صحابه در جمل و صفین به علت این فتنه به قتل رسیدند .

همچنین شبهات و شهوات یکی از علل فتنه ها می باشند ، چه بسیارند کسانی که با شبهات بی اساس در فتنه افتاده اند ، مانند جهمیه ، معتزله و شیعه و مرجئه و دیگر گروه های بدعت گذار که با شبهات گمراه شده و از طریق اهل سنت و جماعت خارج شده اند و فتنه ای برای خود و دیگران گشته اند .

راه نجات از فتنه ها تمسک به کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است همانگونه که از علی رضی الله عنه مرفوعا روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : فتنه هایی خواهد آمد ، گفته شد راه خروج از آن چیست ای رسول خدا ؟ حضرت صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( کتاب خداوند که خبر گذشتگان و آیندگان و قول فصل در آن است و در  بین شماست… )) که منظور این است فتنه با انواعش اعم از فتنه شهوات یا شبهات یا جنگ و بدعت ها و غیره ، تنها راه نجات از آنها ، فهم درست قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم و شناخت منهج سلف امت از صحابه و تابعین می باشد .
باید همه ی اقوال و اعمال و عکس العمل های مردم در جنگ و صلح و در همه ی امور به کتاب خداوند و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم عرضه شود همانگونه که پروردگار متعال در کتابش می فرمایند : ((ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید؛ پس هر گاه در امری اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب‌] خدا و [سنت‌] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیک‌فرجام‌تر است. ))النساء 59 یعنی تنها راه نیک فرجامی این است که به کتاب خدا رجوع شود ، همچنین به هنگام حیات رسول الله صلی الله علیه و سلم به ایشان و بعد از وفاتشان به سنتشان مراجعه گردد .

همچنین خداوند عزوجل می فرمایند : ((ولی چنین نیست، به پروردگارت قسم که ایمان نمی‌آورند، مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای در دلهایشان احساس ناراحتی [و تردید] نکنند، و کاملاً سرِ تسلیم فرود آورند. ))النساء 65 ، و حکم قرار دادن پیامبر یعنی حاکم گردانیدن کتاب و سنت ، خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : ((آیا خواستار حکم جاهلیت‌اند؟ و برای مردمی که یقین دارند، داوری چه کسی از خدا بهتر است؟)) المائده 50 ، غیر از حکم خداوندی ، مساوی است با حکم جاهلیت همانگونه که پروردگار می فرمایند : ((و کسانی که به موجب آنچه خدا نازل کرده داوری نکرده‌اند، آنان خود کافرانند. )) المائده 44 ، ((و کسانی که به موجب آنچه خدا نازل کرده داوری نکرده‌اند، آنان خود ستمگرانند.)) المائده 45 ،((و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خود، نافرمانند. )) المائده 47

بنابراین راه نجات از فتنه ها به داوری گرفتن کتاب خداوند و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم است و این ممکن نیست مگر اینکه رجوع شود به منهج اهل سنت و جماعت که از کتاب خدا و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم آگاهی داشته ، و تحقیقات وافری در این زمینه داشته اند و احکام قرآن و سنت را شناسایی کرده و آن را ملاک تصمیم گیریهای خود قرار داده اند ، پس بر همه ی امت از انس و جن ، عرب و عجم ، مرد و زن ، واجب است که بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم و منهج سلف صالح از صحابه و تابعین و پیروان نیکشان گام بردارند  و تمام امورات خود اعم از مسائل صلح ، جنگ ، عبادات ، معاملات و اعتقاد در مورد اسما و صفات خداوند و قیامت و بهشت و دوزخ و .. بر این اساس استوار سازند .

همچنین آمادگی برای جنگ و اینکه در این زمینه با چه کسانی همپیمان شویم و کمک گرفتن از چه افرادی در جنگ درست نیست همه را باید به کتاب و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم عرضه داشت ، همچنین حادثه ای که امسال در یازدهم محرم رخ داد که حاکم عراق – خداوند او را جزای مناسب حالش دهد- به حکومت کویت تعرض نموده و این کشور و سایر دول خلیج را مورد تهدید قرار داد ، این هم یکی از فتنه هایی است که واجب است کتاب خداوند و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم در موردش حکم کند .

علما و مومنان هیچ شکی ندارند که این مرد بدکار مرتکب عمل خلاف و گناه بزرگ و تجاوزی آشکار گشته است که هیچ توجیهی ندارد . دعوتگران و قضات شرعی به او اجازه نداده اند که قبل از اینکه شبهاتش را در مورد کویت به شرع ارجاع دهد و تطابق آن را با شریعت بسنجد ، حق حمله به هیچ کشوری را و من جمله کویت ندارد . اما اینکه بدون هیچ توجهی به یک کشور امن حمله کند و بکشد و غارت نموده و به اسارت بگیرد ، این منکری بزرگ و تجاوزی مجرمانه است که هیچ انسان مومنی اقدام به این کار نخواهد کرد .

 حتی بعد از این عمل ددمنشانه اش به خود لباس اسلام پوشیده و فراخوان جهاد داده و ادعای منافقانه ی حمایت از حرمین شریفین را ابراز می دارد که این نفاق و کفر آشکار است . کاملا معلوم است که حزب بعث و کمونیسم و همه ی گروههای ملحد و بی دین ضد اسلام هستند و متمسکین به این ادیان حتی از یهود و نصارا هم ، کافرتر هستند ، چرا که قربانی یهود و نصاری خورده می شود و غذایشان حلال و زن گرفتن از آنها جائز است بر خلاف بی دینان و بت پرستان که غذا خوردن و زن گرفتن از آنها جائز نیست . هر ملحدی که مسلمان نشود شرش از یهودی و مسیحی هم بیشتر است . بنابراین بعثی ها و سکولارها ، به اسلام پشت پا می زنند و غیر اسلام را می خواهند ، همچنین کمونیست ها و سوسیالیست ها ، بت پرستان ، قبر پرستان و عبادت کنندگان درخت و سنگ  و هر گروهی که به خداوند و روز قیامت ایمان ندارند کفر و شرشان از یهود و نصارا هم بیشتر است ؛ به این خاطر است که خداوند احکامشان را مجزا قرار داده است اگرچه در کفر و گمراهی یکسانند و سرنوشت همه آتش است منتها کفر و گمراهی هم درجه بندی دارد .

در حقیقت اگر یک بعثی بخواهد ادعای مسلمان بودن را بکند ، باید از حزب بعث یا نظام سوسیالیستی  و یا کمونیستی تبری جسته و از همه ی آنچه که مخالف دستور الهی است توبه کند تا راستگوییش فهمیده شود ، لذا اگر این دشمن بدکار و خبیث صدام رئیس جمهور عراق بخواهد اسلام آورده و توبه نماید لازمه اش این است که تمام قوانین حزب بعث را رها کرده و از آنها بیزاری جسته و اسلامش را اعلام کند و کشور تحت تصرفش را به صاحبانش بازگردانده و اظهار ندامت نماید ، علاوه بر این ارتشش را از کویت خارج کرده  و احکام شریعت اسلام را در مملکتش اجرا نماید تا مردم به توبه ی صادقانه اش پی ببرند . اما شاهد هیچکدام از این اعمال نیستیم ، لذا جنگیدن با او از بزرگترین جهادهاست و آن جهاد با دشمنی آشکار است که باید از او انتقام گرفت و حقوق مردم را به آنها بازگرداند و این فتنه ای را که بر انگیخته است آرام ساخت ،  و جنگیدن با او بر کشورهای اسلامی من جمله کشور سعودی واجب و کاملا شرعی می باشد و مجاهد در این جنگ اگر نیتش درست باشد و کشته شود شهید و اگر سالم بماند و مسلمان باشد پاداش عظیمی را بدست خواهد آورد . اما اینکه از غیر مسلمین در این امر درخواست کمک شود نزد علما حکمش معلوم و دلائلش کاملا مشهود است و قول درست آن چیزی است که هیات کبار علما سعودی به آن فتوا داده اند که : به هنگام ضرورت می توان از غیر مسلمین کمک گرفت ، و هرگاه امکانات و توان نیروهای مسلمان برای دفع دشمن متجاوز و بیرون راندش از کشوری کافی نباشد می توان از یهودیان ، مسیحیان ، بت پرستان و .. یاری جست در صورتی که حکومت اسلامی تشخیص دهد که با کمک آنها امکان دفع شر متجاوز وجود دارد.

و این نوع یاری جستن ، برای پیامبر صلی الله علیه و سلم هم رخ داد ، ایشان بعد از وفات عمویش ابو طالب وقتی از طائف بر می گشتند و نگران تعدی اهل مکه بودند ، از مطعم بن عدی درخواست کمک کردند ، وقتی که برخی دیگر از کفار ، پناه دادن به ایشان را رد نمودند اما مطعم پذیرفت و در پناه ایشان وارد مکه شدند .

 همچنین رسول الله صلی الله علیه و سلم از مشرکین در منی درخواست پناهندگی کرد تا بتواند در سایه ی آن رسالت پروردگارش را برساند . و در هجرتش به مدینه از عبدالله بن اریقط طلب یاری کردن نمود – در حالی که عبدالله کافر بود – چرا که می دانست خطری از جانب او ، ایشان را تهدید نمی کند و صلاحیت این کار را دارد ، اما آن حضرت صلی الله علیه و سلم در روز جنگ بدر فرمودند : (( از مشرکی در خواست یاری نمی کنم )) اما نفرمود (( در خواست کمک نکنید )) بلکه فرمود : (( درخواست کمک نمی کنم )) چرا که در آن وقت دیگر ایشان بی نیاز شده بودند و گروهی از مسلمانان در اطرافش بودند .. .

در روز فتح مکه هم آنحضرت صلی الله علیه و سلم از زره صفوان بن امیه که مشرک بود استفاده کرد و صفوان گفت : آیا به زور می گیری ای محمد ؟ حضرت فرمودند : (( خیر بلکه با عاریت تضمین شده آن را می گیرم )) . در خیبر از یهود کمک گرفت وقتی که مشاهده فرمود که مسلمانان به علت مشغول بودن به جهاد ، فرصت کشاورزی را ندارند و لذا آن حضرت صلی الله علیه و سلم طی قراردادی با یهود ، اراضی خیبر را در اختیار آنها گذاشت که به درختان خرما و کشتنی ها رسیدگی کرده و به صورت نصف نصف از عوائد آن بهره مند شوند لذا در این زمینه از آنها کمک گرفت تا زمانی که در عصر عمر رضی الله عنه مسلمانان فراغت کار کردن بر زمین را یافتند و در نتیجه عمر آنها را بیرون کرد .

در ضمن قاعده ی معروفی داریم ((با اینکه [خدا] آنچه را بر شما حرام کرده -جز آنچه بدان ناچار شده‌اید- برای شما به تفصیل بیان نموده است. )) الانعام 119 لذا وقتی مسلمانان مجبور باشند از دشمنی که شرش کمتر است کمک گرفته و شر دشمن بدتر را دفع نمایند ، هیچ اشکالی در این امر وجود ندارد . و کاملا معلوم است که لائیک های بعثی و مانندشان خطرناکتر از یهودیان ومسیحیان هستند و به طور کلی همه ی بی دینان از اهل کتاب پرخطرتر می باشند لذا به صورت موقت یاری جستن از گروهی از آنها برای دفع شر گروه بدتر و متجاوزتر و و در نتیجه نجات کشور شرعا جائز است و ادله و قواعد شرعی هم گویای این امر می باشد . اما آنچه که از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل شده است که توصیه به دوری گزیدن از فتنه هاست نزد علما مشهور است که در زیر تفصیل آن می آید : رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( در آینده فتنه هایی خواهد بود ، که در آن نشسته بهتر از ایستاده و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از دونده است ، هر کس در کنارفتنه قرار گیرد ، فتنه نیز او را در بر می گیرد ، در این هنگام هر کس توانست به پناهگاهی پناه ببرد این کار را انجام دهد )) بخاری روایت کرده است . در توضیح باید گفت منظور از این فتنه ها ، فتنه هایی است که در آن حق و باطل با هم ملتبس شده است  و لذا مومن از آن حذر کرده و دوری می گزیند .

یکی دیگر از گفته های رسول الله صلی الله علیه و سلم که در این باب است به شرح ذیل است : (( نزدیک است بهترین مال شخص مسلم گوسفندانی باشد که با آن در بالای کوهها و جایگاههای باران گذران زندگی کرده و با دینش از فتنه ها فرار می کند )) بخاری در صحیحش آن را روایت کرده است . همچنین وقتی از آن حضرت صلی الله علیه و سلم پرسیده شد چه شخصی برتر است ؟ حضرت فرمود : مومن مجاهدی که در راه خدا جهاد می کند ، گفته شد : بعد از آن چه کسی ؟ فرمود : مومنی که در دره ای از دره ها به عبادت خداوند پرداخته و مردم را رها نموده و به آنها شری نمی رساند )) .که منظور از اینگونه احادیث ، زمانی است که حق بر مومن مخفی بماند که در این صورت باید خود را وارد معرکه نکند اما اگر ظالم و مظلوم و پیروان حق و باطل کاملا مشخص باشند ، واجب است که انسان مومن در کنار صاحب حق و مظلوم بر علیه ظالم باشد ، همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم یاری کن ، گفته شد ای رسول الله چگونه وقتی که ظالم است او را یاری کنیم ؟ فرمودند : بازداشتنش از ستمگری ، یاری دادنش است )) .

به همین خاطر وقتی در زمان صحابه رضی الله عنهم فتنه ایجاد شد ، امر بر برخی از صحابه مشتبه گشت و لذا با استدلال به احادیث فتنه  از مشارکت کردن در آن خودداری نمودند که سعد بن ابی وقاص و محمد بن مسلمة و .. از این گروه بودند اما فقهای صحابه که علم داشتند ، همراه با علی رضی الله عنه قرار گرفتند چرا که ایشان را بر حق دانسته و او را بر علیه خوارج و باغیان شامی نصرت دادند ،و این بدین خاطر بود که حق راشناخته و دانستند که علی مظلوم است و لذا واجب است که او را یاری دهند و او امامی است که پیروی نمودن از او لازم می باشد و معاویه و همراهانش که با شبهه مطالبه ی خون عثمان بر او خروج کرده اند در این زمینه محق نیستند .

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرمایند : ((و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یکی از آن دو بر دیگری تعدّی کرد، با آن [طایفه‌ای‌] که تعدّی می‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید، که خدا دادگران را دوست می‌دارد.))الحجرات 9 . لذا وقتی ستمگر شناخته شد باید از مظلوم دفاع کرد بنابر قول خداوند تبارک و تعالی ((با آن [طایفه‌ای‌] که تعدّی می‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد.   )) و تجاوزکاران در زمان صحابه ،معاویه و همراهانش و مظلومین ، علی و یارانش بودند و بنا بر این علت بزرگان صحابه از ایشان حمایت کرده و او را یاری دادند . رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیثی صحیح در مورد داستان خوارج می فرمایند : (( گروهی از دین خارج می شوند و طائفه ی بر حق از مسلمانان با آنها می جنگند ، )) که علی و یارانش با آنها می جنگد و معلوم می شود که گروه بر حق ایشان هستند . همچنین در مورد عمار می فرمایند : (( گروه تجاوزگر عمار را می کشد )) و می بینیم که عمار به وسیله ی گروه معاویه و یارانش در جنگ صفین کشته می شود . لذا نتیجه می گیریم که معاویه و یارانش تجاوزگر بوده اند اما بر اساس اجتهاد ،که فکر می کردند بخاطر مطالبه ی خون عثمان کارشان موجه می باشد همانگونه که طلحه و زبیر به همراه عائشه رضی الله عنهم در جنگ جمل چنین تصوری داشته اند ، لذا یک پاداش که اجر همان اجتهاد باشد را دارند اما پاداش رای درست را ندارد .

اما علی دو اجر دارد ، پاداش اجتهاد و پاداش رای و انتخاب درست . و این قاعده ی شرعی در مورد مجتهدین است ، که هر گاه مجتهدی اعم از قاضی یا دعوتگر یا جنگجو برای رسیدن به حقیقت، دلائل را بررسی نموده و اجتهاد کرد اگر انتخاب درستی داشته باشد دو اجر دارد و اگر در اجتهادش به اشتباه رود فقط پاداش اجتهاد کردن را دارد ، همانگونه که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( هرگاه حاکمی حکم کرد و اجتهاد نمود و حکمش مطابق با حقیقت بود دو اجر دارد و اگر حکم نمود اما در حکمش به اشتباه رفت یک پاداش را دارد . )) . متفق علیه . بنابر این هرگاه فتنه ای توسط یکی از مسلمانان یا بدعت گزاران و یا کفار صورت پذیرد ، مومن می نگرد که حق با چه کسی است و از مظلوم و صاحب حق بر علیه ستمگر دفاع می کند و اینگونه است که دین حق نصرت یافته و امورات مسلمین بهبود می یابد و ستمگر از ستمش دست می کشد .

کسی که به دنبال حقیقت است باید بداند که همکاری در نیکوکاری و پرهیزکاری واجب است و در گناه و تعدی نباید دیگران را یاری داد ، بنابر گفتار خداوند تبارک و تعالی که فرمودند : ((و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید، و در گناه و تعدّی دستیار هم نشوید، و از خدا پروا کنید که خدا سخت‌کیفر است. )) المائده 2 . لذا جنگیدن با تجاوزگر و کافری که بر ضد مسلمین قیام کرده بر همه واجب است و این همان تعاون بر نیکوکاری و یاری دادن مظلوم و سد کردن راه ستمگر است .

بر این اساس پیکار نمودن با صدام و یارانش ، از مصادیق نیکوکاری و هدایت بوده و واجب است تمام توان خود را در جنگیدن با او بکار برده و با هر وسیله ای او را سر جای خودش بنشانند و جلو ستمگری و تجاوزش گرفته و پوزه اش را به خاک مالیده و مسلمانان را از دستش نجات دهند و فراموش نکنند به هیچ عنوان درست نیست که ستمدیدگان را رها نموده و اجازه دهند ستمگر آنها را بازیچه خود قرار دهد بلکه نصرت مظلومین از واجبات مسلمین است . لذا بر همه ی مسلمانان لازم است که در دین دانا شوند و در آنچه که می گیرند یا ترک می کنند بصیرت داشته باشند و در هر چیزی کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم را داور قرار دهند .

همانگونه که خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : ((و در باره هر چیزی اختلاف پیدا کردید، داوریش به خدا [ارجاع می‌گردد]. ))الشوری 10 و همچنین پروردگار متعال می فرمایند : ((پس هر گاه در امری اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب‌] خدا و [سنت‌] پیامبر [او] عرضه بدارید، ))النسا 59 . و بر آنها واجب است که کتاب خداو سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به درستی مورد بررسی قرار داده و هدفشان هم تنها حاکم نمودن دستورات خداوند بر بندگان باشد و از خواسته های نفسانی دوری گزینند چرا که آن باعث سرنگونی افراد در آتش می گردد ، خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : ((و زنهار از هوس پیروی مکن که تو را از راه خدا به در کند. ))ص 26 . در جایی دیگر می فرمایند : ((پس اگر تو را اجابت نکردند، بدان که فقط هوسهای خود را پیروی می‌کنند؛ و کیست گمراه‌تر از آنکه بی‌راهنمایی خدا از هوسش پیروی کند؟ بی‌تردید خدا مردم ستمگر را راهنمایی نمی‌کند. ))القصص 50 .

عاقلی که بصیرت دارد به درستی می داند که اگر صدام مجالی پیدا کند  در جزیره العرب فساد راه می اندازد و از جنوب و شمال هم کیشانش او را یاری می دهند و اینجاست که اگر بتواند نقشه های خبیثانه ی  خود را عملی سازد  بلاها و مصیبت های بزرگ و شر خانمان سوز، کل منطقه را فرا خواهد گرفت ، بنابر این یاریگران دین خداوند ، باید حاکمان مملکت سعودی را متنبه ساخته و نقشه های خبیثانه و مصیبت ها و شر و فسادی  که از آن منشعب می گردد را به عرض امرا برسانند و از سربازان با ملیت های مختلف در جنگیدن با او و دفاع از دین یاری جویند تا خداوند نقشه اش را نقش بر آب ساخته و آرزوی باطلش را با خود به گور ببرد .

از خداوند متعال مسالت داریم که مسلمانان را عاقبت بخیر کند و شر او و همکیشانش را از ما دور سازد و سربازان اسلام را نصرت دهد همانهایی که بر علیه حاکم عراق می جنگند تا او را وادار نمایند که از ظلمش دست بکشد و نیروهایش را از کویت فرا خواند ، از خداوند می خواهیم که همه ی سربازان ما را موفق گرداند که در دین دانا شوند و ما را از عواقب گناهان و تقصیرات محافظت فرماید و شر همه ی کفار و ملت ها را از ما دور گرداند و آنها را به سرزمینشان بر گردانده و ما را از دستشان در امان نگه دارد و هر کس استحقاق مسلمان شدن را دارد ، هدایت کند و از کفر نجاتشان دهد . از خداوند می خواهیم همگی را هدایت کند و آنها را به سوی حق و هدایت برگرداند و شر همه ی آنها اعم از بعثی ها و مسیحیان و .. را از سر ما کم کند . از خداوند می خواهیم آنها را به سوی اسلام هدایت فرماید و آنهایی که بر دینشان باقی می مانند را به سوی کشورشان رهسپارشان کند بعد از اینکه دشمن خدا حاکم عراق را نابود ساختند ، و اینکه انسان مومن نیکوکاری را حاکم عراق بگرداند که شرع الهی را در آن اجرا نماید همچنین از خداوند می خواهیم بر همه ی مسلمین ، حکام نیکوکار قرار دهد ، و اینکه مسلمانان را از شر حاکمانشان در امان نگه دارد ، از شر حاکمانی که مخالف شریعت اسلام هستند ، و اینکه حاکمان و فرماندهان مسلمانان را اصلاح گرداند و به راه راست هدایشتان کند ،  و اینکه در هر مکانی بهترین را حاکم بر مسلمین قرار دهد و وضعیت مسلمین را بهبود بخشد ، و ما را از شر گناهانمان در امان نگه دارد و توبه نصوح را نصیبمان کند و حوادث کویت و سختیهای حاصل از آن را مایه ی عبرت همه ی ما قرار داده و سببی برای هدایت همگی بگرداند . و اینکه حکومت ما را در انجام کارهای نیک موفق گرداند و بر اطاعت از خداوند و رسولش و آماده سازی تجهیزات و نیروهای نظامی که باعث خودکفایی ما گردد ، یاری دهد ، همه ی همسایگان ما را هدایت کند و آنها را در تمسک به کتاب خدا و اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و سلم موفق بدارد و آنها را از شر دشمنان و منافقان و محاربین با خدا و رسولش در امان نگه دارد .

از خداوند می خواهیم که نقشه های دشمنان را نقش بر آب کند و جمعشان را متفرق سازد و دعوتگران حق را به آنچه که مرضی رضای اوست موفق بگرداند ، وضعیت مسلمین را در هر مکانی که باشند اصلاح فرماید و اتحاد و یکدلی را در بین مسلمین حکفرما نماید و هرجا باشند آنها را بر حق و هدایت قرار دهد و شر دشمنان را از آنها کوتاه نمایند همانا خداوند بخشنده و بزرگوار است و با درود و سلام خداوند بر بنده و فرستاده اش محمد و خاندان و یاران و پیروان نیکش .

http://www.binbaz.org.sa/node/8341

 

    منبع: islamtape

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

اسلام دین هر زمان و هر مکان

نویسنده: انیسه«غزنوی» اسلام دین جهانی است که با هر زمان و مکان ساز گار است. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *