زن در اسلام

ناگفته هایی درباره”زدن همسر” از منظر قرآن

حقیقت تجویز کتک زدن زنان در قرآن

خداوند حکیم در قرآن کریم در آیه ۳۴ سوره نساء در خصوص زنان ناشزه و چگونگی تعامل با آنان می فرماید : ” فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله و اللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا ان الله کان علیا کبیرا ” نساء / ۳۴

پس زنان صالحه آنانی هستند که فرمانبردار اوامر خدا و مطیع دستور شوهران خود بوده و خویشتن را از زنا بدور و اموال شوهران را از تبذیر محفوظ و اسرار زناشویی را نگاه می دارند ، چرا که خداوند به حفظ آنها دستور داده است ، و زنانی را که از سرکشی و سرپیچی ایشان بیم دارید ، پند و اندرزشان دهید و اگر مؤثر واقع نشد از همبستری با آنان خودداری کنید و بستر خویش را جدا کنید و اگر باز تاثیری نداشت و راهی جز شدت عمل نبود آنان را تنبیه کنید و کتک مناسبی بزنید ، پس اگر از شما اطاعت کردند راهی برای تنبیه ایشان نجوئید ، بیگمان خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .

آنچه که از این آیه شریفه برداشت می شود جواز کتک کاری همسران می باشد ، پس چگونه ممکن خواهد بود که در بین آن و دیگر نصوصی که در مورد تکریم زنان و حسن تعامل و رفتار با آنان وارد شده اند توافق ایجاد کرد ؟!

برای پاسخ به این سؤال و بر طرف نمودن این اشکال باید گفت :

۱ ــ همگی مسلمانان متفقند که بهترین تفسیر و برجسته ترین تطبیق و عملی نمودن قرآن کریم همان است که از شخص رسول الله ( ص ) صادر شده است ، ایشان با ده تا زن از سنین مختلف و با ویژگیهای متفاوت ازدواج نموده و در مدتی قریب به چهل سال از عمر مبارکش را با آنان زندگی کرده است .
یکی از همسران آنحضرت ( ص ) ام المؤمنین عایشه صدیقه ( رض ) می گوید : هرگز پیامبر خدا ( ص ) هیچ چیزی را و هیچکدام از همسرانش را و حتی هیچ خادمی را با دستان خودش کتک نزده است ، اساسا مگر به قصد جهاد در راه خدا و گرنه به هیچ چیزی ضربه ای وارد نکرده و اگر هم از کسی ضربه ای دریافت نموده باشد هیچ گاه به خاطر شخص خودش از وی انتقام نگرفته است ، مگر اینکه به یکی از حدودات خداوند تجاوزی صورت گرفته باشد که در آنصورت انتقام گیریش صرفا به خاطر خداوند عزوجل بوده است .

از عبدالله بن زمعه ( رض ) روایت شده که رسول خدا ( ص ) در میانه اندرزهایش به مردم در خصوص زنان فرمود : بعضی از شماها همسر خود را همانند برده ای مورد ضرب و شتم قرار داده و سپس در پایان همان روز وی را در آغوش می گیرد !!!

۲ ــ کتک زدنی که در این آیه شریفه بیان شده ، در مرتبه چهارم از مراحل مطرح شده برای تنبیه زنان ناشزه ترتیب بندی شده است :

اولا : بایستی به گونه ای نشوز و نافرمانی صورت گرفته باشد که پیامدهایی ناگوار بدنبال خود بیاورد .

نشوز به معنی: سرکشی و تمرد همسر در برابر شوهرش در مورد همزیستی با او و قوامیت وی می باشد .

پیامدهای نشوز هم به عنوان مثال : وادار شدن شوهر به وقوع در فاحشه ، همچنین احتمال منجر شدن نافرمانی همسر به طلاق و فروپاشی خانواده و غیره …
ابن عاشور در تفسیر خود آورده است : ” تخافون نشوزهن ” یعنی از پیامدهای ناگوار نشوز می ترسید ، پس توضیح آن بدینگونه خواهد بود : هم نافرمانی واقع شده و هم گمان می رود که آن وضعیت به عصیان و سرپیچی بینجامد ، نه صرف عصبانیت و نافرمانی ، زیرا این نوع دلرنجی و خشمگینی در میان زوجین کمتر اتفاق می افتد که در خانواده ای موجود نباشد .

ثانیا : در پیش گرفتن راه پند و اندرز ، به هدف برطرف نمودن نشوز و اصلاح رابطه زن و شوهری ، که به علت آن نافرمانی ، تباه گردیده است .

ثالثا : ترک کردن زن ناشزه تا مدت زمانی ، به امید اینکه به خود آمده و از پیامدهای نشوزش آگاهی یابد .

حقیقتا این مراحل سه گانه که شریعت اسلام قبل از بکار گیری تنبیه بدنی آنرا سفارش نموده برای کسانیکه از خرد و آداب اسلامی برخوردار می باشند ، موانعی بسیار حکیمانه هستند که از وقوع آن جلوگیری می نمایند ، بدین ترتیب مثل اینکه ضرب مطرح شده در آیه شریفه تنها جنبه تحذیر و پیشگیری دارد و بس .

۳ ــ با وجود این و پس از این توضیح ، حتی در صورت بکارگیری تنبیه بدنی به عنوان راه حل ، نباید به صورت زن ضربه زده شود و نیز نباید کتک کاری موجب ضرر رسانی به بدن وی گردد و همچنین باید در صورتی آنرا بکار گرفت که نشوز ثابت و ادامه داشته باشد ، در غیر این صورت و بدون در نظر گرفتن مراحل و شرایط مذکور ، انجام دهنده آن در دنیا و آخرت مورد عقاب و عذاب خداوندی قرار خواهد گرفت .

نویسنده : دکتر احمد ریسونی
مترجم : امید سلیمانی ـــ بانه

سوزی میحراب

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

3 دیدگاه

  1. در مورد نشوز مرد-نساء، آیه۸ ۱۲چرا توضيح نميدهيد؟ مرد هم بعنوان انسان نشوز ميکند اينجا زن بيچاره چی بايد بکند. لطفاً انصاف داشته هر دو جهت را مطرح بکنيد.

    1. در چه صورت با دادن درخواست طلاق از طرف زن باز هم مهریه و اموال ازدواج به زن تعلق میگیرد؟

      اگر زن بعد از ازدواج متوجه شود شوهرش با زن دیگری ارتباط دارد و زن بعد از پیگیریهای مکرر دریابد شوهرش حاضر به ترک آن زن(بااصطلاح دوست دخترش) نیست و زن مجبور به کنار کشیدن و طلاق شود حکم مهریه و اموال چیست؟آیا به زن تعلق نمیگیرد؟با توجه به اینکه زن بدلیل این مشکل به مدت 2 سال به خانه ی پدرش رفته و در این مدت مرد نه به دنبال زن رفته و نه خرجی آن را داده، و در روز آخر(روز طلاق) ادعای پشیمانی کرده که به دلایل موجه باور آن برای دختر و خانواده اش غیرممکن بوده.

      الحمدلله،

      درخواست جدایی از طرف زن تنها از طریق خلع می تواند صورت گیرد، و آن زمانی است که اختلاف بین زن و مرد شدت گرفته و امکان ادامه زندگی بین آنان وجود ندارد، و زن مایل به جدایی از شوهرش شد، در اینصورت زن باید مالی را بمنظور جبران ضرر ناشی از جدایی به شوهرش بدهد، و از او درخواست جدائی کند. خداوند متعال می‌فرماید :

      ) وَلاَیَحِلُّ لَکُم أن تَأخُذُوا مِمَّا آتَیتُمُوهُنَّ شَیئاً إلاَّ أن یَخَافَا أن لاَیُقِیمَا حُدُودَ اللهِ فَإن خِفتُم أن لاَیُقِیمَا حُدُودَ اللهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِمَا فِیمَا افتَدَت بِهِ ((بقره : 229)

      «و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه (مهر ایشان کرده‌اید یا) بدیشان داده‌اید باز پس گیرید مگر اینکه، (شوهر و همسر) بترسند که نتوانند حدود خدا را پابرجا دارند. پس اگر بیم داشتید که حدود الهی را رعایت نکنند گناهی بر ایشان نیست که زن فدیه و عوضی بپردازد (و در برابر آن از او درخواست جدائی کند)».

      پس چون زن خواهان جدایی است؛ نه تنها مهریه به او تعلق نمی گیرد بلکه چنانکه شوهرش خواست بایستی مقداری مال نیز علاوه بر بازگرداندن مهریه بپردازد تا این جدایی روی دهد که به آن خلع گویند.

      چنان که در حدیث ثابت بن قیس رضی الله عنه آمده است که زنش نزد صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا ثابت بن قیس رضی الله عنه از نظر دیانت و اخلاق عیبی ندارد، اما مشکل فقط این است که من از ناسپاسی شوهر و کفران می ترسم آنگاه پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: :« أَتَرُدِّینَ عَلَیْهِ حَدِیقَتَهُ؟» «آیا باغی که او به تو داده باز می گردانی»

      گفت: بله، و باغ را به ثابت باز پس داد، و پیامبر صلی الله علیه وسلم به ثابت بن قیس رضی الله عنه فرمان داد که از او جدا شود. روایت بخاری.

      اما حالتی را که در آن زن می تواند ضمن آنکه از شوهرش جدا شود، مهریه خود را نیز بستاند، حالتی است که در آن نکاح فسخ شود، و برای اینکار لازمست تا یکی از شرایط فسخ نکاح روی دهد تا زن به واسطه ی آن بتواند نکاح را فسخ کند و مهریه اش را هم مطالبه نماید.

      «و ازجمله مواردی که برای طرفین حق فسخ ایجاد می‌کند، بیماریهای لک و پیسی و دیوانگی و جذام است و علاوه برآن اگر آلت تناسلی مرد بریده شده و یا از عمل جماع عاجز -‌عنین -‌ باشد یا کوچک باشد، زن می‌تواند نکاح خود را فسخ ‌کند.

      البته ابوحنیفه تنها قطع آلت تناسلی وناتوانی جنسی وعنین بودن را موجب فسخ نکاح می‌داند. و امام مالک و شافعی دیوانگی و پیسی و جذام و انسداد مجرای آلت تناسلی زن را نیز بدان افزوده‌اند و امام احمد علاوه بر آنچه‌ که امامان سه‌گانه‌ گفته‌اند، عیب دیگری را بنام ‌فتقاء‌ (‌زنی‌که مجرای پس و پیش او یکی شده باشد) اضافه ‌کرده است». (فقه السنه)

      البته علاوه بر موارد فوق، ارتداد یکی از زوجین نیز موجب فسخ نکاح خواهد شد.

      حال اگر مرد به دلیل وجود یکی از موارد فوق عقد نکاح خویش را با همسرش فسخ کند، در اینحالت – اگر دخولی روی نداده باشد- مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد، ولی اگر زن نکاحش را به سبب عیبی در شوهرش فسخ کند، او می تواند ضمن جدایی از او مهریه ی خود را نیز بستاند که اگر قبل از دخول باشد نصف مهریه را می گیرد و اگر بعد از دخول باشد تمام مهریه را می تواند بگیرد.

      همچنین هرگاه مردی با زنی عقد ازدواج بست و با وی همبسترشد، سپس معلوم‌گردیدکه برابر دستور شرع‌، این ازدواج صحیح نیست‌، زن و مرد از هم جدا می شوند و چون جماع صورت‌گرفته است‌، همه مهریه‌ای‌که تعیین شده است بر مرد واجب می‌گردد. مثلا‌هرگاه عقد ازدواج با زنی بسته شد و بپایان رسید و سپس معلوم ‌گردید که آن زن خواهرشیری و رضاعی زوج است عقد نکاح فسخ می‌گردد. (فقه السنه)

      اینها مواردی بودند که زن می تواند یکطرفه درخواست جدایی کند، یعنی از طریق:

      1- خلع

      2- فسخ نکاح (بشرطیکه اسباب فسخ نکاح فراهم باشند).

      در خلع؛ مرد می تواند مهریه زن را ندهد و یا اگر مهریه اش را قبلا به وی داده، آنرا از او پس بگیرد و حتی کمی بیشتر از مقدار مهریه مطالبه کند تا این جدایی روی دهد.

      و در فسخ نکاح اگر زن سببی را برای آن یافت می تواند نکاح خود را فسخ کند و علاوه بر جدایی مهریه ی خود را نیز بستاند.

      3- و اگر عقد نکاح زن و مرد غیر شرعی باشد، قاضی شرع آنها را وادار به جدایی می کند و در صورت جماع مهریه ی زن را نیز باید بدهند، اما اگر هنوز دخول صورت نگرفته باشد نیاز به مهریه نخواهد بود.

      با توجه به توضیحات فوق، به سوال دوم چنین پاسخ داده می شود:

      اولا ارتباط با زنان نامحرم حرام است، و شوهر شما به سبب ارتباط با زنان نامحرم گناهکار است و بایستی هرچه زودتر از آن دست بکشد و توبه نماید.

      دوما: شما می بایست به محکمه ی شرعی مراجعه کنید تا قاضی شرع به سخنان هر دوی شما زن و شوهر دقت کند و بررسی و معلوم شود که چرا شما دو سال از نفقه محروم شده اید؟ آیا شوهرتان عمداً شما را از خانه ی خود بیرون کرده و حاضر به پرداخت نفقه و دیگر مخارج ضروری شما نشده و یا آنکه خود شما به علت ارتباط غیر شرعی شوهرتان با یک زن بیگانه به نشانه ی قهر از منزل شوهرتان رفته و به خانه ی پدری بازگشته اید؟

      اگر معلوم شود که شوهرتان شما را عمدا از تامین نفقه محروم کرده و سعی کرده تا شما را از خود دور کند، در اینصورت شما می توانید از قاضی تقاضای طلاق کنید و همه ی حقوق خود را از جمله مهریه و دیگر زیانهای وارده بر شما را از شوهرتان مطالبه نمایید.

      ولی چنانچه شوهرتان با وجود ارتباط غیر شرعی با آن زن بیگانه باز تمایلی به رفتن شما نداشته و نخواسته تا از زیر بار تامین نفقه ی شما فرار کند، و بلکه شما نتوانستید تحمل کنید که شوهرتان با زن بیگانه ای ارتباط داشته باشد و به نشانه ی قهر منزل شوهرتان را ترک کردید؛ در این حالت – هرچند که عمل شوهرتان حرام گناه است و بایستی در سرای آخرت پاسخگو باشد- اما شما نمی بایستی به نشانه ی قهر از منزل شوهرتان بیرون می رفتید، چرا که این عمل شما (قهر کردن) جایز نیست و نوعی از نشوز تلقی می شود، و لازم بود تا به خانه ی شوهرتان بازمی گشتید و از طریق دیگری مشکل را برطرف می کردید. و اگر این امر ثابت شود که شما قهر کردید و شوهرتان شما را بیرون نکرده، پس متاسفانه شما چاره ای ندارید بجز آنکه برای جدایی از شوهرتان از طریق خلع وارد عمل شوید که در ابتدای پاسخ خلع را تشریح کردیم به چه صورتی هست.

      پس توصیه ی ما اینست که شما به خانه ی شوهرتان بازگردید و از او بخواهید که از عمل غیر شرعی خود دست بردارد، اگر شوهر شما باز حاضر نشد که ارتباط خویش را با زنان نامحرم قطع کند و این امر موجب اختلافات در بین شما گشت و زندگی شما را به سوی سختی و ناراحتی سوق داد، در اینحالت می توانید از طریق خلع از شوهرتان جدا شوید، و لازمه ی آن اینست که بخاطر این جدایی از مهریه ی خود چشم پوشی کنید و تقاضای جدایی کنید.

      بنابراین خواهر گرامی؛ بهتر است در صورت دست نکشیدن شوهرتان از گناه ارتباط با زنان نامحرم، از ایشان جدا شوید و سعی کنید که اینبار شوهر دیندار و ملتزم به شرع را برای خود انتخاب کنید، و به شما توصیه می کنیم بخاطر مال دنیا، دین و اخلاق و آسایش خود و فرزندانتان را به خطر نیاندازید و هر چند که مجبور هستید از طریق خلع وارد عمل شوید و از بعضی چیزها بگذرید، ولی صبوری پیشه کنید و از مال دنیا چشم پوشی نمایید تا ان شاءالله در آینده زندگی آرام و سرشار از اخلاق داشته باشید و بدانید که راحتی و آسایش با پول و مال دنیا حاصل نمی شود بلکه تنها با التزام به دین است که می توانید خوشبخت دنیا و آخرت شوید.

      والله اعلم

      وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

      سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

      IslamPP.Com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی