خانه / علوم قرآن و حدیث / قرآن / نسخ در ترازوی عقل و بررسی موضوع نسخ قرآن

نسخ در ترازوی عقل و بررسی موضوع نسخ قرآن

نویسنده: محمد عماره / مترجم:  یاسین عبدی

 

از آنجا که در علوم اسلامی، عقل و نقل ملازمه ی هم اند، اگر براهین و استدلال بر مسایل و قضایا با نصوص دینی و به طور ویژه با نصوص محکم قرآن کریم هم خوانی داشته باشند، قوت و اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد. اما شگفتا در مسأله ی نسخ به معنای محو، ازاله، عدمیت و تغییر و تبدیل، چنانکه پیشتر نیز به نفی و نقض و محال بودن آن پرداخته شد، استدلال عقلانی بر وقوع و پذیرش آن از سوی قائلین به آن، آنها را در «تنگنای نفس گیری» انداخته است که به هیچ وجه نسخ به معنای یاد شده از هیچ یک از آنها پذیرفتنی نیست تا جایی که این قضیه به ادعایی ضد عقلانی و بلکه نقلی تبدیل شده است!

قائلین به نسخ به معنای یاد شده بر این باورند که به لحاظ عقلی، نسخ به امثابه ی لطفی الهی و رحمت و تخفیف خداوندی بر مکلفان است که به وسیله ی ان احکام را به منظور متغییرات واقع و جامعه و نیز مصالح مکلفان، تغییر می دهد. سپس چارچوبی زمانی برای این تغییر و تبدیل در احکام که همان عصر پیامبر است، مشخص ساخته و جواز نسخ و تبدیل در احکام و تغییر آنها پس از آن را منع می کنند. همچنین شرط گرفته اند: «در حکم به نسخ به نقل صریح از رسول خدا با یکی از اصحاب آن حضرت رجوع می شود که بگوید: فلان آیه آن آیه دیگر را نسخ کرد و چه بسا در موقع بودن تعارض قطعی که از علم تاریخ به دست آمده باشد به آن حکم شود تا متقدم و متأخر شناخته گردد. در نسخ سخن عوام مفسرین و اجتهاد مجتهدین مورد اعتماد نیست، که بدون نقل صحیح یا تعارض صریح گفته شود؛ زیرا که نسخ متضمن رفع یک حکم و قراردادن حکمی دیگر به جای آن است که در عهد رسول خدا مقرر شده باشد، و در این امر نقل و تاریخ مورد اعتماد است نه رأی و اجتهاد.» همچنین قایل به عدم نسخ در احکام ابدی و کلیات و نه در اخبار شده اند، چرا که تبدیل اخبار و تغییر آن به معنای تکذیب گوینده ی آن است. اگرچه این ضوابط و تمامی این معیارهای پسندیده از هرج و مرج رایج دربارهی مسأله ی نسخ در کتب میراث اسلامی کاسته است، اما در حقیقت تنگنای نفس گیر آن کماکان به قوت خود باقی ست، چه که تعلیل مشروعیت نسخ و حدوث آن به لطف الهی که مقتضای آن تخفیف بر مکلفان با تغییر واقعیت و مصالح آنهاست، با حصر جواز نسخ و وقوع آن تنها به عهد نبوی همخوانی ندارد، چه که تغییر واقعیت و مصالح تنها منحصر به مرحلهی نبوت و عهد پیامبر نبوده و بلکه آن سنت و قانونی ساری و جاری در طول همه ی زمان ها و مکانها و اقعیتهاست.

از همین خاستگاه و نیز نظر به تنگنایی که قائلین به نسخ در قرآن به معنای تغییر احکام و تبدیل آن به سبب تغییر وقایع و مصالح در آن گرفتار آمده اند، زنادقه |و سکولارها و وامداران فلسفه ی پوزیتیویستی لادینی نیز با منطقی قوی ابراز داشته اند: «اگر نسخ به معنای تغییر احکام و تبدیل آنها پاسخی مناسب و منطقی به تغییر واقعیت ها و مصالح بود، مقتضای استمرار این تغییر و تبدیل بعد از عصر نبوت و در امتداد زمان و مکان، استمرار تغییر و تبدیل در احکام است. که این نیز عین «تاریخیت  و تاریخ مندی» است که فلاسفه ی پوزیتیویستی غرب بر الهیات یهودی و مسیحی تطبیق کردند که برآیند آن نیز فرهنگ مدرنیته و بلکه دین مدرنیته ای بود که سبب گسست معرفت شناختی بزرگی با سنت و میراث دینی شد، بلکه گزافه نیست اگر بگوییم که مدرنیته با این منطق تنها به نسخ برخی احکام بسنده نکرده و به سبب نسخ مسیحیت به طور کامل گشت.

با این منطق مسکولاریستی پوزیتیویستی، وامداران مدرنیته و غرب زدگان و سکولارهای کشورهای عربی و جهان اسلامی با مسأله ی نسخ چنین تعاملی داشته و دارند و با تمسک به ادله ی قائلین به نسخ درکتب میراث اسلامی قایل به تغییرکرد و تبدیل آنها به سبب تغییر وقایع و تبدیل مصالح مکلفان شده اند.

وامداران مدرنیته ی پوزیتیویستی لادینی با وام گرفتن خاستگاه خطیر تغییر در قرآن و آیات آن به سبب تغییر واقعیت ها- که قائلین به مقوله ی نسخ در قرآن در ورطه ی آن گرفتار آمده اند، تا ظفرمندی فلسفه ی مادیی را که قایل به اولویت«واقعیت» بر «فکر» است و «وحی» را «فکر و اندیشه ای» پنداشته اند. بعد از آن که قاتلین به تسخ قابلیت تغییر و تبدیل در آن را به تبع واقعیت و مصالح پذیرفته اند  از همین خاستگاه «التقاء اضداد»- قائلین به نسخ و وامداران پوزیتیویست مادی- قایل به تاریخی بودن قرآن کریم شده اند، یعنی آن را مرتبط به واقعیت های تاریخی میدانند که مصادف با عصر نزول و ظهور آن بوده وآیات نازله ی به مناسبت رویدادهای مقارن با آن بوده است، حتی تا جایی که بر قائلین به نسخ در قرآن پیشی گرفته و قائل به نسخ تمامی قرآن شده اند. به گونه ای که یکی ازآنها گفته است: «قرآن گفتمانی تاریخی بوده و متضمن معنایی ثابت و جوری نیست… متون عناصر جوهری ثابتی ندارند. » ننومارکسیست پیش گفته بر آن بود تا با رویکرد تاریخی و تاریخ مندی و وام گیری نگره ی قائلین به نسخ در قرآن، مدعی تغییر و تبدیل و محو و ازاله در قرآن و احکام آن با تغییر واقعیت و مصالح شده و در صدد تعمیم این اندیشه بر کل قرآن کریم شود. همو از همین خاستگاه تاریخ مندی- بنا به تعبیر خودش که «اول واقعیت و دوم واقعیت و در نهایت نیز تنها واقعیت است و بس!» و نیز نگردی قائلین به نسخ مبنی بر مقتضای تغییر واقعیت در عصر نبوی تغییر در آیات و احکام قرآن است، ابراز داشت: «متن-قرآن- تکوین یافته در خلال فرهنگی شفاهی است. واقعیت شکل دهنده ی قرآن است. در مرحله ی تکوین متن در فرهنگ؛ فرهنگ فاعل و متن منفعل است. فرهنگ- زبان – فاعل و متن مفعول است.» نگره ی قائلین به نسخ مبنی بر حدوث تغییرات و تبدیلات در قرآن و احکام آن به مثابه ی بلوایی شده است که نوگرایان غرب زدهی لادینی بر آنند تا آن را بر سایر عناصر سازنده ی قرآن کریم تعمیم دهند!

یکی دیگر از این نوپوزیتیویستها که در صدد تعمیم حکم نسخ و تاریخ مندی بر قواعد شرعی قرآن و نه فقط احکام آن است، می گوید: «این قواعد به مثابه ی احکامی تاریخی و نه قوهای ملزم یا هرگونه اثر فعالی هستند، احکام معاملات دائمی نبوده و بلکه موقتی و محلی بوده و در وقتى محدد و در مکان مانند آن تطبیق می شوند.» وی سپس با وام گیری قضیه ی نسخ در قرآن و فر به ساختن آن در پی حاشیه راندن قوانین استنباطی فقها از قرآن کریم بوده و می گوید: «ازشش هزار آیه ی قرآن کریم، احکام شرعی یا تشریعی آن چه در حوزهی العبادات وجه معاملات – فراتر از هفتصد آیه نمی باشد که از این شمار نیز قریب به دویست آیه ی آن به بیان مسایل احوال شخصیه ]حقوق مدنی [و مواریث یا تعامل مالی و جزایی و جنایی می پردازند، به دیگر سخن شمار آیات تشریعی ] قانونی [معاملات، تنها یک جزء از سی جزء قرآن را به خود اختصاص داده است [ ۶۰۰۰/۲۰۰ ] که برخی منسوخ بوده و بدانها عمل نمی شود، یعنی احکام ساری کمتر از یک سی ام و به طور مشخص نیز قریب به هشتاد آیه یعنی [ ۶۰۰۰/ ۸۰ ] [۷۵/۱] آیات قرآنهستند.

فاجعه به همین جا ختم نشده و بلکه جریان بالا گرفته است تا جایی که یکی از آنها می گوید: «چگونه وحی قابلیت تغییر و تبدیل را داراست، و آیا این مساله با قدسیت کلام ثابت الهی هم خوانی دارد؟! اما نزول آیات ثابت در لوح محفوظ و سپس نسخ و حذف آنها از قرآن مورد تلاوت، با ابدیت و ازلیت موهوم و ادعایی منافات دارد… و از همین روست که قضیه ی نسخ اندیشه ی دینی را با اشکالاتی مواجه ساخته است… چگونه می توان پدیده ی نسخ و لازمه ی آن، یعنی تغییر و تعدیل متن قرآنی، را با عقیده ی رایج و حاکم به وجود ازلی قرآن در لوح محفوظ جمع کرد؟ آیا قرآن کنونی موجود- پس از موارد نسخ آیات و احکام – همان قرآن ثابت در لوح محفوظ است که خداوند می فرماید: «وإنه لقرآن گریم @ فی کتاب ممنون و لا یمه إلا الممون ها بدین ترتیب پرسش ها و اشکالاتی در برابر قائلین به نسخ ,واقعه ۷۷٫۷۹- با معانی یاد شده در قرآن کریم مطرح است؟

بدین ترتیب پرسش ها و اشکالاتی در برابر قائلین به نسخ با معنای یا شده در قران کریم مطرح است ؟علی رغم اختلافات ریشه ای با وام داران گرایش تاریخ مندی- که نافی قدسیت از متن دینی بوده و قایل به نسخ و تاریخی بودن مطلق متون دینی اند- نهیب میزنیم که باور به نسخ که به مثابه ی حفره ای بود، اما این پوزیتیویستهای مادی آن را به چاه ی عمیق و سحیق تبدیل کردند!

رهیافت اسلامی برای حل معضل و دشواری ارتباط بین متن ]نص[ قرآنی با مبانی و معنا- و بین مقتضیات و متطلبات واقعیت متغییر و مصالح متطور دائمی و ابدی، در میراث اسلامی بسی مشهور و معروف بوده و نیازی به طرح قضیه ی نسخ او تاریخیت و تاریخ مندی نیست! متن قرآنی – ثابت و خالد- در عرصه ی ثوابت چه در حوزه ی عقاید و چه ارزش ها و اخلاق با کلیات معاملات و قواعد و فلسفه های احکام توقیفی بوده و نیازی به نسخ و تغییر و تبدیل ندارند، هم چنانکه ختم قرآن از وحی الهی و تمثیل آن به عنوان حجت دایمی بر بندگان مقتضای جاودانگی احکام – و به طریق اولی آیات – آن را دارد تا در نهایت خداوند وارث زمین و هر آن چه شود که بر آن است. اما در عرصه ی واقعیت ها و مصالح متغییری که پیوسته در حال تغییرند، فقه اسلامی عهده دار این مسئولیت بوده و برای ایجاد هم خوانی میان ثوابت قرآنی و نیازهای زمانه و مصالح فقیهان دست به اجتهاد می زند. ابن قیم [۶۹۱- ۱۲۹۲ / ۵۷۵۱ -۱۳۵۰م [در کتاب گرانسنگ «إعلام الموقعین عن رب العالمین» در فصلی جداگانه با عنوان «فصل فی تغییر الفتوى و اختلافها بحسب تغییر الأزمنه و الأمنیه و الأحوال و النیات و العوائد» به طور مفصل در این باره سخن گفته است. آنچه که تغییر می پذیرد، فتواست یعنی تنزیل احکام بر مکلفان به حسب تغییر احوال مکلفان و نه قواعد احکامی که در قرآن آمده است. از همین رو مبادی شریعت- که در قرآن آمده اند- ابطال و زوال و تغییر پذیر نیستند، یعنی نسخ به معنای ابطال در آنها رخ نمیدهد و تغییر حادث در احکام فقهی است که اجتهاداتی بشری اند، یعنی مبادی شریعت بر مقتضای متغییرات زمان و مکان و مصالح و اعراف و عادات نازل می گردند. به دیگر سخن تغییر در تنزیل احکام و در تعلق آنها به مکلفان و نه در ذات احکام قرآن است که این نیز در گسترهی اجتهادات متغییر فقیهان میگنجد؛.. امر به معروف و نهی از منکر حکمی الهی و تشریعی قرآنی و فریضه ای ربانی است که زوال پذیر نبوده و رفع و الغا نیز نمی شود، اما تنزیل آن بر مکلفان و وقایع و مصالح احکامی فقهی است که دستخوش تغییرات و تبدیلات و تطورات میشود. اقامه ی حدود تشریعاتی قرآنی اند که دست خوش تغییر و ازاله و ابطال نخواهند شد، در حالی که احکام فقه ی که مراعات وجود شبهاتی را که سبب لغو اقامه ی حدود و اجرایی کردن آنها و تعلق شان به مکلفان می شوند، دستخوش تغییرات قرار می گیرند.

هریک از فرائض اسلامی، چه اوامر و چه نواهی آن، شرایعی قرآنی اند که دست خوش تغییر و تبدیل نمی شوند، بلکه تغییر حادث فقط در تنزیل احکام یعنی در تعلق آن به مکلفان است، بنابراین تغییر فقهی بوده و ازاله و تبدیل از مکلف و سپس تعلق حکم به آن از وی برداشته می شود، چنانکه تفصیل آن خواهد آمد، اما مبادی و قواعد و ذات احکام قرآنی برداشته نمی شود. توبه اقامه ی حکم بر گناهکار و شخص مجرم را ساقط و تعلق او به آن را رفع می سازد، اما ذات حکم را ساقط و یا ملغی نمی کند.

وجود شارب خمر در جبهه ی قتال نزدیک به سپاه دشمن، اقامه ی حد را متوقف و منتفی ساخته و تعلق حکم را از وی مرتفع می سازد بی آنکه ذات حکم مقرر بر شارب خمر را الغا کند.

وجود قحطی و گرسنگی اجرای حد سرقت را بر کسانی که دچار گرسنگی و قحطی شده اند و ضرورت آنها را به انجام سرقت واداشته است، متوقف ساخته و تعلق حد را از آنها مرتفع می سازد بی آنکه ذات حکم و حد را ملغی کند.

حیض قیام حائض به طواف بیت در اثنای حج را متوقف ساخته و تعلق حکم طواف در طول مدت حیض را مرتفع می سازد، بی آنکه فرض طواف را ملغی یا رفع کند.

 جنون تعلق بسیاری از احکام و فرائض را از مجنون مرتفع می سازد، بی آنکه ذات حکم فرائض و احکام را مرتف کند.

 

چنان که گذشت وجود فقه اسلامی – علم فروع- همراه با شریعت اسلامی که وضع ثابت الهی در کلیات است- راه کاری برای دشواری رابطه ی میان «ثبات قرآن و جاودانگی آن» – چه به لحاظ مبنا و چه معنا- و بین «واقعیت متغییر» و مصالح نوظهور دایمی و ابدی که اجتهادات فقهی پاسخگوی آنهاست، را مطرح می سازد، بی آنکه نیازی به گرفتار شدن در تونل تاریک که قائلین به نسخ-به معنای ابطال، محو، ازاله و تغییر و تبدیل احکام گرفتار آن شده اند و وامداران تاریخیت و تاریخ مندی نیز اعم از سکولارها و پوزیتیویستها و لادینیها نیز گرفتار آن گشته اند.

——————————–

منبع: منطق فهم نسخ  در قرآن / مولف: محمد عماره : مترجم: یاسین عبدی / نشر احسان

سایت نوگرا

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

تفسیر سوره عصر

استاد محمود ويسي این سوره هم یکی از سوره های مکی است لذا محوری را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *