Uncategorized

نظم و نظام

چون دین مبین اسلام دین نظم و قانون است، در همه بخش‌های عبادی، سیاسی، وظایف اشخاص وافراد دراسلام تعین و تشخیص گردیده است، اگر دقیقاً فکر شود دراجرای همۀ اوامر شرعی، قبل از انجام عمل، وظایف تعین و در محدودۀ قانون شرع مردم به اطاعت وپیروی از امیرومسؤل مسلمان مؤظف گردیدند.

بگونۀ مثال نمازکه مهمترین رکن اساسی اسلام و وجبۀ شرعی واخلاقی هرمسلمان است، با رعیت نمودن نظم خاص ودسپلین معین اجراء می‌گردد، که ازطهارت ونظافت شروع وبا رعایت نظم اجتماعی در صفوف مرصوص اخلاص وبندگی استاده ومنتظرامر راعی (امام) میباشند، وبا قرائت، قیام، وقعده، رکوع، وسجده، اجراء می‌گردد وبا تقدیم تحفۀ عمومی (اَلسّلام علیکم ورحمة الله) شعار ناب واساسی اسلام بالآخره بپایان می‌رسد.

خلاصه: به غیررعایت نظم هیچ عمل شرعی پذیرفته نمی‌شود. چنانکه در روایت ذیل مطالعه می‌گردد، اسلام موضوع نظم وقانون را دربخش عبادت(نماز) دربخش زعامت و سیاست، دربخش حریت فردی، وملکیت شخصی ودر بخش آداب واخلاق درحین نشست وبرخواست (چوکی) چقدردقیق بررسی وبه اجرای آن مسلمان‌ها را مأمورگردانیده است.

(عَنْ أَبِى مَسْعُودٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « يَؤُمُّ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِكِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ كَانُوا فِى الْقِرَاءَةِ سَوَاءً فَأَعلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنْ كَانُوا فِى السُّنَّةِ سَوَاءً فَأَقدَمُهُمْ هِجرَةً فَإِنْ كَانُوا فِى الهِجرَةِ سَوَاءً فَأَقْدَمُهُمْ سِنًّا وَلاَ يُؤمِنُ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فِى سُلْطَانِهِ وَلاَ يَقْعُدْ فِی بَیتِهِ عَلَى تَكْرِمَتِهِ إِلاَّ بِإِذنِهِ). (متفق علیه، ونیزدرمشکاة باب الامامة، ج/ا/100)

(ازابی مسعود(رضی الله عنه) روایت است که رسول الله ﷺ فرمود: امامت کند مردم را قاری‌ترین آن‌ها به کتاب الله واگر در قرائت همه برابر بودند (در مقداروحسن قرأت وعلم) پس امامت کند عالم‌ترین شان به سنت، واگر درسنت برابربودند، پس سابق‌ترین شان درهجرت ذی حق است، واگردرهجرت نیز برابر بودند، پس مُسن‌ترین شان امامت کند، ولی هیچ کس امامت نکند درمحل تعین شدۀ دیگری وهیچ کسی ننشیند درمحل (چوکی) تعین شدۀ دیگری مگر باجازۀ آن شخص.

پس درحدیث فوق درارتباط به تنظیم وانضباط به چند اصول اجتماعی تأکید گردیده است:

  • تنظیم اصول واساس امامت ورهبری که معیار مؤفقیت دراین پوست همان اصل مهم اسلام که اصل شائسته سالاری، وبرتری علمی دربخش منابع شرعی که قرآن وسنت است، با درنظرداشت تقدم هجرت، یعنی مجاهدات دینی، وتقدم سنّ که بیانگر تجربه، وقار وجایگاۀ اجتماعی است.
  • تنظیم اصول زعامت وفرماندهی، یعنی برای هیچ کس اجازه نیست دروظایف محولۀ دیگران تشبث ومداخله نماید.
  • عدم مداخله دروظایف دیگران در محدودۀ صلاحیت وقدرت شان.
  • احترام به مقام وجایگاه (چوکی) هرشخص و اجتناب ازنشستن درجایگاه شخص دیگری مگرباجازۀ آن شخص.

موضوع شاهد، وغرض استشهاد ازحدیث فوق همین اصل چهارم است که جزء مهم از اخلاق اجتماعی محسوب می‌گردد.

واین اصل حیثیت اجتماعی هر مسلمان را درهمۀ بخش‌ها، وحتی درنشست وبرخواست تعین و به آن ارج می‌گذارد، و جایگاه اشخاص را ازحق مسلم شان میداند وهمه گان را دراجتماع به رعایت آن امر، و از تشبث به حقوق دگران منع می‌کند.

تذکره: امروز که مسألۀ چوکی ویا جایگاه دراجتماع ما اسباب تفاخرگردیده وعدم رعایت این اصل شرعی درمقاعد، وحافلات و مراکب ودر بسا موارد دیگر از معضلات مهم اجتماعی ما است.

بسیاری ازتحصیل کردگان ما که دیده می‌شوند درهوا وهوس آن مقام وچوکی هستند که نه حیثیت اجتماعی شان ایجاب می‌کند، ونه مقام دینی شان و نه میزان وچوکات اصل شائسته سالاری برای شان اجازه می‌دهد.

و با صطلاح روز اگر در ترازوی دِرَایت و کِفایت وزن شوند به مراتب سبک تراند از آن مقام وجایگاه.

پس حلّ این معضلۀ اجتماعی ازنگاه اسلام این است که:

دانشمندان محترم به خصوص جوانان باغرورما باید به هر صورت اصل شائسته سالاری و اصول دِرایت وکفایت را دقیقاً ازاسلام بیاموزند، و نه ازافکار و نظریات سفسطه گویان وهرزه سرایان.

اخلاق اجتماعی اسلام را درهمۀ بخش‌ها خصوص درمجالس اولاً به خود و ثانیاً به ما دونان و اجتماع خود تطبیق نمایند.

شرط مدیریت صحیح

از نظر دانشمندان اداری شروط اساسی برای احراز وظائف مهم دولتی ومدیریت صحیح متفاوت است، ولی آنچه را که قرآن کریم در سه مورد ذکر نموده ازمهمترین واساسی‌ترین تمام شروط است:

  • از زبان دختر شعیب (علیه السلام) در مورد استخدام موسی (علیه السلام) در جملۀ کوتاهی ذکر نموده است.
  • واز زبان کارمند سلیمان (علیه السلام) راجع به انتقال عرش بلقیس ذکر گردیده.
  • واز زبان یوسف (علیه السلام) راجع به پیشنهاد احراز وزارت اقتصاد ودارایی مصرذکر گردیده.

دراین موارد مهم‌ترین و اساسی‌ترین شرایط مدیریت، به صورت کلی وفشرده خلاصه گردیده است که:

1- قدرت. 2- امانت. ویا به عبارت دیگر«علم وآگاهی» توأم با «عدالت و تقوا» است. چنانچه می‌فرماید:

  • (قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَاأَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ) [القصص: 26].

یعنی: یکی ازآن دو(دختر) گفت: ای پدرم! اورا استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که می‌توانی استخدام کنی آن کس است که قوی وامین باشد (واوهمین مرد است).

بدیهی است که منظوراز«قدرت» تنها قدرت جسمانی نیست، بلکه مراد، قدرت وقوت برانجام مسؤلیت است.

چنانچه مشاهده می‌گردد: یک طبیب قوی وامین، طبیبی است که ازکارخود، آگاهی کافی و برآن تسلط کامل داشته باشد.

ویک مدیر قوی کسی است که حوزۀ مأموریت خود را به خوبی بشناسد، از«انگیزه‌ها» باخبرباشد، در«برنامه ریزی» مسلط باشد، واز«ابتکار» سهم کافی، ودر«تنظیم کارها» مهارت لازم داشته باشد، «اهداف را روشن کند» ونیروها را برای رسیدن به هدف «بسیج» کند، درعین حال، دلسوز وخیرخواه وامین و راستکار باشد.

آنهائیکه درسپردن مسؤلیت، وکارها، تنها به امانت وپاکی قناعت می‌کنند، به همان اندازه در اشتباهند که برای پذیرش مسؤلیت، قدرت داشتن شخص را کافی بدانند، به غیررعایت نمودن امانت.

«متخصصان خائن وآگاهان، نا درست» عین همان ضربه را می‌زنند که «راستکاران نا آگاه وبی اطلاع»! می‌زنند.

اگر بخواهیم کشوری را تخریب کنیم، باید کارهای مهم اجتماعی را بدست یکی ازاین دو گروه بسپاریم !

«مدیران نا پاک» و «پاکان غیر مدیر» نتیجۀ هر دویکی است! تعلیمات والای قرآن ومنطق اسلام اینست که، هر کار باید بدست افراد نیرومند و توانا و امین باشد تا نظام جامعه به کامیابی برسد.

واگر دراسباب وعلل زوال حکومت‌ها در طول تاریخ بیندیشیم، می‌بینیم عامل اصلی سقوط، سپردن کار بدست یکی ازدو گروه فوق بوده است.

جالب این که، در برنامه‌های اسلامی، درهمه جا «علم» و«تقوا» درکنارهم قرار دارد، به مفهوم این که باید: وزراء ورئیسها، قضات وفرماندهان وغیره همه عادل وعالم به امورباشند.

  • (قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ) [النمل: 39].

یعنی: عفریتی از جنّیان سلیمان گفت: من آن را برای تو حاضرمی کنم پیش ازآن که (مجلس به پایان برسد و) تواز جای خود برخیزی. ومن نسبت به این کار توانا وامینم.

  • (قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ) [یوسف: 55] یعنی: یوسف گفت: مرا سرپرست اموال و محصولات زمین کن، چرا که من بسیارحافظ ونگهدار(خزائن ومستغلاّت، و) بس آگاه (ازمسایل اقتصادی و زراعتی) می‌باشم.

استدلال یوسف (علیه السلام) براحراز پوست خزاین مصرکه می‌گوید: ﴿إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٞ﴾ دلیل براهمیت «مدیریت» در کنار«امانت» است، ونشان می‌دهد که پاکی وامانت به تنهایی برای پذیزش یک پوست حساس اجتماعی کافی نیست، بلکه علاوه برآن، آگاهی وتخصص ومدیریت نیز لازم است! چرا که یوسف(علیه السلام) «علم» را درکنار«حفیظ» قرار داده است.

درآیات فوق مهمترین شرط برای یک کارمند ویا کارگرِ نمونه، دوچیز بیان شده: نخست قدرت و توانائی ودیگر امانت وراستکاری.

البته گاهی مبانی اخلاقی وانسانی ایجاب می‌کند که مؤظف دارای این دو صفت باشد. (چنانکه در مورد موسی (علیه السلام) ذکر گردیده است).

وگاهی نظام جامعه وحکومت صالح ایجاب می‌کند که: مؤظف به این دو صفت الزاماً متصف باشد، طوری که عفریت ازجنّ اظهار می‌کند.

  • درعهد خلافت راشده مقرری‌های مامورین برمبنای کفایت وامانت صورت می‌گرفت. رسول الله ﷺ والیان، قضات وفرماندهان را از میان انسان‌های با کفایت و با صلاحیت انتخاب می‌کرد واگر در وظیفۀ معین کفایت وصلاحیت نمی‌داشت ولواین که از جملۀ اخیار صحابه هم می‌بود از استخدامش معذرت میخواست، چنانچه در صحیح مسلم آمده است ابوذر(رضی الله عنه) از رسول الله ﷺ خواست که او را درکاری مقررنماید، طوری که روایت می‌کند:

(قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَلاَ تَسْتَعْمِلُنِى؟ قَالَ: فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى مُنْكِبِى ثُمَّ قَالَ « يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ ضَعِيفٌ وَإِنَّهَا أَمَانَةٌ وَإِنَّهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ خِزْىٌ وَنَدَامَةٌ إِلاَّ مَنْ أَخَذَهَا بِحَقِّهَا وَأَدَّى الَّذِى عَلَيْهِ فِيهَا). (اخرجه مسلم:1825، کتاب الامارة، باب کراهیة طلب الامارة).

ابوذر(رضی الله عنه) روایت می‌کند که گفتم: ای رسول خدا مرا بر وظیفۀ مقررنمی کنید؟ گفت: رسول الله ﷺ دست‌اش را بر شانه ام زد (گذاشت) بعداً فرمود: ای ابوذریقیناً تو ضعیف هستی واین وظیفه امانت است، واین در روزقیامت رسوایی وندامت است، مگر برای کسی که گرفت آن را به حق آن (مطابق (کفایت وامانت) وادا کرد آن حق ِ را که وظیفه بالایش دارد.

در این حدیث فوق وظایف دولتی را پیامبراسلام امانت خوانده است، پس سپاریدن امانت به غیراهل آن(که شایستگی وکفایت وامانت نداشته باشد) به نصّ قرآن کریم خیانت است.

چنانچه می‌فرماید: (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا) [النساء: 58]. بی‌گمان خداوند به شما دستورمیدهد که امانتها را به صاحبان آن برسانید.

خُلاصه اینکه رسول الله ﷺ درمدینۀ منوره با فراهم شدن ارکان سه گانه: دولت، ملت، اقلیم، حاکمیت دولت اسلامی را برمبنای قدرت وامانت، دِرایت وکفایت اشخاص تشکیل ونظام اِداری داخلی و سیاست خارجی آن را وضع نمود، ازساکنان مدینه از میان قبایل مختلف وپیروان ادیان موجود درآن ملتی یکپارچه ومتحد ساخت.

امّا به هرحال، هیچ کار بزرگ وکوچکی درجامعه بدون موجودیت این دو شرط، انجام پذیرنیست، خواه ازتقوا سر چشمه گیرد، ویا ازنظام قانونی جامعه.

نا گفته نباید گذاشت که، در کناراین دو شرط، شروط دیگری نیزهست، اما اساس وپایه این دو است.

=================================

اخلاق اسلامی و آداب اجتماعی

نعمت الله «وثیق»

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی