مطالعات اسلامی

نوروز و نوروزگرایی در آیینۀ فقه اسلامی

نوروز یکی از روزهای سال و اولین روز سال‌های شمسی است؛ همان گونه که سال‌های قمری با اول ماه محرّم آغاز می‌شود. پیش از ظهور اسلام، پیروان برخی آیین‌ها نوروز را همانند مهرگان به عنوان عید، تجلیل می‌کردند و بزرگ می‌داشتند. شریعت اسلام با ظهور خویش، دو عید فطر و اضحی را مشروع ساخت و دیگر عیدی را به رسمیت نشناخت.

نویسنده: پروفیسور فضل الرحمن فقیهی هروی؛ استاد دانشگاه هرات

چکیده

سرور و شادمانی به مناسبتهای گوناگون یکی از مظاهر فرهنگ و تمدن انسانی است. پرپایی مراسم سرور و فرهنگ برگزاری این مراسم گاهی جنبۀ فرهنگ عادی دارد و گاهی هم با تعبد و تقدس همراه است. گاهی هم تلفیقی از این دو می‌باشد. نوروز و نوروزگرایی و تجلیل از نوروز از مسائلی است که در سرزمین ما قدامت زیاد دارد و در پهلوی مهرگان به حیث عید مردم زردشتی مطرح بوده است. با آمدن اسلام، دو عید فطر و قربان مشروع شد. اما در بارۀ نوروز در درازنای تاریخ سخنان کم و بیشی از جانب فقها و سایر نحله‌های فکری ارائه شده و گاهی اختلاف برانگیز شده است. این مقاله به چند و چون پیشینۀ تاریخی نوروز و دیدگاه فقه اسلامی در بارۀ آن پرداخته تا به حل این معضلۀ فکری بپردازد.

کلیدواژگان

نوروز، عید، فقه اسلامی، اسلام، جاهلیت.

مقدمه

نوروز یکی از روزهای سال و اولین روز سال‌های شمسی است؛ همان گونه که سال‌های قمری با اول ماه محرّم آغاز می‌شود. پیش از ظهور اسلام، پیروان برخی آیین‌ها نوروز را همانند مهرگان به عنوان عید، تجلیل می‌کردند و بزرگ می‌داشتند. شریعت اسلام با ظهور خویش، دو عید فطر و اضحی را مشروع ساخت و دیگر عیدی را به رسمیت نشناخت.

در گذار زمان، شماری از مردم بلاد عجم (خراسان و فارس)، بعد از قبول اسلام، باز هم به پیروی از آباء و اجداد خویش، با برپایی جشن‌ها، نوروز را تجلیل کردند و عید گرفتند. در این برابر، فقها و اهل علم، دیدگاه‌هایی را مطرح کردند و مواضعی را اختیار کردند. امروزه اهل قلم در بارۀ نوروز دیدگاه‌های متفاوتی ارائه می‌دارند. شماری با توجه به نصوص شرعی و دیدگاه‌های فقها در بارۀ نوروز، دیدگاه منفی نشان می‌دهند. اما عدۀ دیگر با توجه به پایبندی به رسوم و عنعنه‌های نیاکان خویش به دفاع از تجلیل نوروز می‌پردازند.

نوشتۀ حاضر در صدد آن است، تا به گونۀ کوتاه، تاریخچۀ نوروز و دیدگاه‌های اهل علم را از دیر باز تا کنون در این باره بیان دارد تا روزنه‌یی برای فهم درست موضوع باشد. چه ریشۀ پیدایش هر رسم و رواج و علت پیدایش آن در فهم درست آن و در دیدگاه‌های بعدی مؤثر است. همچنان دیدگاه‌های اهل علم و فقها، در پهلوی نصوص شرعی، در شناخت حکم هر امری، ارزشمند تلقی می‌شود و در معرفت حکم آن ما را رهنمایی می‌نماید.

ماهیت نوروز در تاریخ و شریعت

در بارۀ ماهیت نوروز در کتب شرعی و آثار تاریخی سخن رفته است. اهل تحقیق ابراز داشته‌اند که نوروز یا در عربی به گونۀ معرّب، «نیروز»، اولین روزی است که خورشید به برج حمل، قدم می‌گذارد و اول سال شمسی است؛ حکمای قدیم از نگاه علم هیئت این روز و اول میزان را که مهرگان یاد می‌شد به حیث عید انتخاب کردند و اهل زمان شان نیز از آنان تقلید نمودند؛ به دلیل آنکه مردم، حکما را از خود دارای عقل کامل‌تر می‌شمردند. اما شریعت الهی که توسط انبیاء آمد، این رأی را نادرست اعلام داشت و چیز دیگری را مشروع ساخت(قاری، 1422: ج3، ص1069) که همان عید فطر و عید اضحی است و تا اکنون در جوامع اسلامی تجلیل می‌شود. این دیدگاه تاریخی در مورد نوروز، در آثار تاریخی نیز مورد تأیید قرار می‌گیرد. عبد الحی گردیزی از تاریخ نگاران معتمد و موثق، در تاریخ زین الاخبار تصریح کرده که عیدها جنبۀ تعبُّدی نیز دارند. وی گفته است: «عیدهایی که معهود هر امتی است خبری است و رسمی است؛ نه برهانی… و چون هر سالی بدان روز برسد، شادی کنند و یا تعبُّد نمایند و روزه دارند»(گردیزی، 1347: 209).

آنچه در مورد دو جنبۀ تعبُّد و شادی در عیدها و همچنان در عید نوروزِ آیین زردشتی، گفته شد، در حدیث نبوی نیز انعکاس یافته و مطالعه می‌شود. هنگامی که رسول الله صلی‌الله علیه وسلم از مکه به مدینه هجرت کردند، تعدادی از مردم مدینه برحسب رسوم جاهلیت پیش از اسلام، دو عید نوروز و مهرجان را تجلیل می‌کردند. پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم این دو عید را منع کرده عوض آن، دو عید دیگر را تجلیل نمودند و به تجلیل آن امر کردند.  امام ابوداود و امام احمد از انس بن مالک، حدیثی را که آن را البانی صحیح دانسته است چنین روایت کرده‌اند:

«قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ الْمَدِینَةَ وَلَهُمْ یوْمَانِ یلْعَبُونَ فِیهِمَا، فَقَالَ: مَا هَذَانِ الْیوْمَانِ؟ قَالُوا: كُنَّا نَلْعَبُ فِیهِمَا فِی الْجَاهِلِیةِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ: إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَبْدَلَكُمْ بِهِمَا خَیرًا مِنْهُمَا: یوْمَ الْأَضْحَى، وَیوْمَ الْفِطْرِ». (ابوداود، حدیث: 1134- امام احمد، حدیث: 12006).

(رسول الله صلی الله علیه وسلم به مدینه قدوم آوردند و برای مردم دو روز بود که به بازی مصروف بودند. فرمودند: این دو روز چیست؟ گفتند: ما در جاهلیت در این دو روز، بازی می‌کردیم. پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: بدون شک الله جل جلاله به عوض این دو روز، بهتر از آنها را برای تان عوض داده است؛ عید قربان و عید فطر را).

البانی رحمه الله در بارۀ این حدیث در کتابش «صلاة العیدین فی المصلی» گفته است: این دو روز، عبارت از نوروز و مهرجان بوده است. این دو روز، بدان سبب در اسلام عوض شد، که هیچ عیدی در میان مردم نیست، مگر که در آن به انجام شعایر دینی پرداخته می‌شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم از این ترسیدند که اگر مردم را به عادت شان رها کنند، با شعایر جاهلیت باقی بمانند و به ترویج روش جاهلی آبای خود ادامه دهند؛ از این‌رو دو روز دیگر را برای شان تعیین کردند تا ترویج شعایر اسلام صورت گیرد و ذکر و عبادت الله متعال، انواع طاعت او تعالی و اجتماع مسلمانان با سرور و شادمانی پیوست گردد و اجتماع و شادی از اعلای کلمۀ الله خالی نباشد(البانی، 1406: ص39).

با آنچه از نقل و دیدگاه اهل تاریخ و فقهای امت، بیان شد، دانسته می‌شود که هر عیدی، مشتمل بر دو خصوصیتِ شادی و مسرت، و تعبُّد و تقرُّب است. عید نوروز و مهرجان هم در پیش از اسلام، همراه با این دو ویژگی بوده است؛ همچنان که دو عید مشروع در اسلام نیز این دو ویژگی را داراست. همین ویژگی تعبُّد در عیدها بوده که مسلمانان از تجلیل عید نوروز و مهرجان منع شدند و فقهای امت اسلامی، هم از آن دوری جستند و هم مردم را از آن برحذر داشتند.

نوروز در دیدگاه سلف صالح

 سخنان صحابه و تابعین بهترین توضیح برای نصوص کتاب و سنت است. آرایی که از برخی بزرگان صحابه و تابعین در کتب حدیث وجود دارد، ما را به معانی و مفاهیم نصوص، رهنمایی می‌کند و در تثبیت احکام یاری می‌رساند؛ زیرا ایشان از ما به دورۀ حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدیک‌تر و به مفاهیم شرعی و منصوص، آگاه‌تر بودند. اینک به نقل چند روایت از دیدگاه‌های شان در بارۀ نوروز پرداخته می‌شود:

بیهقی و دیگر اهل حدیث، روایت کرده‌اند که برای خلیفۀ چهارم، سیدنا علی رضی الله عنه، هدیۀ نوروزی آورده شد. وی گفت: این چیست؟ گفتند: ای امیر المؤمنین، این روز نوروز است.

گفت: «فَاصْنَعُوا كُلَّ یوْمٍ فَیرُوزَ».(بیهقی، 1424: حدیث: 18865).

(هر روز را پیروز بگردانید).

ابواسامه در توضیح این روایت از علی رضی الله عنه، گفته است: «وی مکروه شمرد که نوروز را بگوید و به زبان آورد[از این‌رو فَیروز گفت]».

در این گفتۀ علی رضی الله عنه، عدم جواز و کراهت تجلیل از این روز، مشاهده می‌شود. به دلیل آنکه شریعت اسلام، تجلیل آن را مشروع نساخته است؛ بلکه دو عید دیگر یعنی عید فطر و عید قربان را مشروع ساخته است. اینکه عده‌یی به این روایت، به جواز تجلیل نوروز، استدلال کرده‌اند درست نیست؛ زیرا وی حتی بر اساس قول درست‌تر، کلمۀ نوروز را بر زبان نیاورد و به عوض آن «فَیروز» گفت(ابن تیمیه، 1419: ج1، ص514). یعنی که مردم را از تجلیل یک روز برحذر داشت و مأمور ساخت تا همه روزهای شان را خوش بسازند و یکسان باشد.

از عبد الله بن عمرو بن العاص روایت شده که گفته است: هرکه به مردم بلاد عجم، اقتدا می‌کند و نوروز و مهرجان شان را ترتیبات می‌گیرد و به آنان خود را همانند می‌سازد؛ در روز قیامت با آنان حشر می‌شود(ابن تیمیه، 1416: ج2، 488).

ابن ابی‌شیبه به سلسلۀ اسنادش از حسن رحمه الله روایت کرده که چون از وی در مورد نوروز سوال شد، بزرگداشت آن را مکروه شمرد و گفت: «یعَظِّمُونَهُ الْأَعَاجِمُ؛ آن را اعاجم[زردشتیان غیر عرب] بزرگ می‌دارند»(ابن‌ابی‌شیبه، 1409: ج2، ص343).

باز از وی در همین مورد روایت کرده که چون از او در بارۀ روزه گرفتن روز نوروز، سؤال کردند، گفت:

«مَا لَكُمْ وَالنَّیرُوزُ، وَلَا تَلْتَفِتُوا إِلَیهِ، فَإِنَّمَا هُوَ لِلْعَجَمِ»(همانجا).

(چه رسیده که به نوروز توجه دارید؟ به او التفاتی نداشته باشید؛ چون مربوط مردم عجم است).

ابو نعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء از طلحه بن مصرّف روایت کرده که گفت:

«إِنِّی لَأَكْرَهُ الْخُرُوجَ یوْمَ النَّیرُوزِ، إِنِّی لَأَرَاهَا شُعْبَةً مِنَ الْمَجُوسِیةِ»(اصفهانی، 1394: ج5، ص20).

(من بیرون شدن در روز نوروز را مکروه می‌شمارم؛ زیرا آن را شاخه‌یی از مجوسیت می‌دانم).

بیهقی در شعب الایمان روایت کرده که هرگاه روز نوروز می‌شد، زبید الیامی با جماعتی در مساجد به اعتکاف می‌نشستند و می‌گفتند: این مردم(تجلیل کنندگان نوروز) بر کفر خود اعتکاف شدند؛ ما هم بر ایمان خود اعتکاف شدیم؛ پس خدایا بر ما بیامرز». (بیهقی، 1423: روایت: 3683).

ابان بن ابی‌عیاش می‌گوید که من وقتی طلحه بن عبیدالله بن کریز خزاعی را ملاقات نمودم، از او پرسان نمودم، که تعدادی از برادرانت از اهل سنت و جماعت بر مسلمانانی که برای روز نوروز و مهرجان، در آن خانه و این خانه، جمع می‌شوند… طعن وارد نمی‌کنند، گفت: «این بدعتی از سخت‌ترین بدعت‌هاست، سوگند به خدا که اینان نوروز و مهرجان را از دیگران بیشتر تعظیم می‌نمایند». وی علاوه کرده که بعد از آن از انس بن مالک سؤال کردم و او نیز همچنان به من پاسخ داد؛ طوری که گویا قبلًا با هم توافق کرده بودند»(ابن وضاح، 1416: ج1، ص42).

بدین طریق در دیدگاه سلف صالح، تجلیل از نوروز جایگاه نادرست داشته و آن مردان بزرگ به عیدگرفتن نوروز به دیدۀ گناه و معصیت می‌نگریستند و از آن دوری می‌جستند.

نوروز در آیینۀ تفاسیر قرآن کریم

نوروز و تجلیل آن در تفسیرهای قرآن کریم، نیز انعکاس یافته و اهل تفسیر دیدگاه‌هایی را در این مورد، ارائه داشته‌اند که نیاز است به گونۀ کوتاه به هرکدام اشاره شود. تعداد چشم‌گیری از مفسران قرآن کریم در ذیل آیۀ مبارک «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا؛ و[مؤمنان] كسانى‏اند كه گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند»(الفرقان: 72) که در اوصاف بندگان خوب الله متعال است، ابرازنظرهایی کردند که به تجلیل نوروز و عیدگرفتن آن پیوند دارد. اینک به روایت مشهورترین مفسران قرآن کریم در این باره پرداخته می‌آید:

  1. در تفسیر معانی القرآن فرّاء آمده است که «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ؛ یعنی کسانی که به عیدهای مشرکان حضور نمی‌یابند؛ زیرا که ناحق و دروغ است؛ چون به خاطر غیر رضای الله انجام می‌شود»(فراء، بی‌تا: ج2، ص274).
  2. در تفسیر ابن ابی‌حاتم به روایت از ضحاک آمده است که «وَالَّذِینَ لا یشْهَدُونَ الزُّورَ؛ یعنی کسانی که به عیدهای مشرکان حضور نمی‌یابند. از ابی‌العالیه، طاووس، ربیع بن انس، مثنی بن صباح نیز چنین نقل شده است»(ابن‌ابی‌حاتم، 1419: ج8، ص2737).
  3. در تفسیر مفاتیح الغیب امام رازی آمده است که «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ؛ در معنای این آیه، عیدهای مشرکان و مجامع فاسقان شامل است»(رازی، 1420: ج24، ص485)
  4. در تفسیر عز بن عبد السلام آمده است که مراد از زور در آیۀ مبارکۀ «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ، شرک به الله متعال و عیدهای اهل ذمه است»(عز، 1416: ج2، ص434)
  5. در تفسیر احکام القرآن امام قرطبی آمده است که معنای زور در آیۀ «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ، به قول ابن عباس، عیدهای مشرکان است»(قرطبی، 1384: ج13، ص79).
  6. در تفسیر ابن کثیر در تفسیر آیۀ «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ» آمده است که «ابو العالیه، طاووس، محمد بن سیرین، ضحاک، ربیع بن انس و دیگران گفته‌اند که زور عبارت از عیدهای مشرکان است»(ابن‌کثیر، 1420: ج6، 130).
  7. در تفسیر الدر المنثور امام سیوطی در ذیل آیۀ «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ» به اساس قول ابن عباس آمده که که «مراد از زور در این آیه، عیدهای مشرکان است»(سیوطی، بی‌تا: ج6، ص282)

این بود دیدگاه اهل تفسیر که در ذیل آیۀ «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ»(الفرقان: 72) در مورد تفسیر واژۀ «زور» آمده است و این همه مفسران، آن را به عیدهای غیرمسلمانان تفسیر کرده‌اند. این تفسیر از این آیه می‌رساند که برای شخص مؤمن جواز ندارد در عیدهای غیرمسلمانان و از جمله تجلیل از نوروز، شرکت ورزد؛ زیرا امری ناپسند و نارواست و در اسلام جایگاهی ندارد.

دیدگاه فقها در مورد نوروز

فقهای امت اسلامی به طور عام در بارۀ تجلیل از نوروز و برپایی محافل، نظر مثبت ندارند و آن را به دلیل آنکه از شعایر آیین‌های غیرالهی است، ناروا دانسته‌اند. اینک به نقل دیدگاه‌های شان به گونۀ مختصر پرداخته می‌شود:

 دیدگاه فقهای حنفی

به نظر می‌رسد که فقهای حنفی نسبت به سایر فقهاء در مورد منع عیدگرفتن نوروز و تجلیل از آن جدّیت و سخت‌گیری بیشتر داشته‌اند. شاید بدان دلیل بوده که در ماوراء النهر و خراسان به دلیل سابقۀ آیین زردشتی، مردم در روزگار قدیم به مراسم نوروز، بیشتر علاقه نشان می‌دادند. از اینرو فقهای این مرز و بوم، که بیشتر حنفیان بودند به این موضوع با جدیّت برخورد کرده‌اند.

بر اساس بیان بدایع الصنایع، فقهای حنفی، حتی روزه گرفتن روز نوروز و مهرگان را مکروه شمرده اند؛ زیرا که این کار همانندی با مجوسیان است(کاسانی، 1406: ج2، ص79).

بر مبنای همین ملاحظۀ وجود مشابهت با مجوسیان، گفته‌اند که مسلمانان نباید روز نوروز را روزه بگیرند؛ زیرا چون روزه گرفتن به تعظیم این روز همانندی دارد و تعظیم این روز  حرام است»(بخاری، 1424: ج2، ص394). همین رأی در درر الحکام (افندی، 1411: ج1، ص197) نیز مورد تأیید قرار گرفته است.

تجلیل از روز نوروز در نزد فقهای حنفی بسی شنیع دانسته شده است. شماری از فقها ابراز داشته‌اند که «تقدیم هدیه در روز نوروز و مهرجان برای کسی حرام، بلکه کفر است»(زیلعی، بی‌تا: ج8، ص555). از همین است که در این مورد سخت‌گیری کرده و گفته‌اند، «هرگاه شخصی به قصد تعظیم در روز نوروز، چیزی را بخرد؛ همانندی که مشرکان چیزی را می‌خرند، کافر شده است. اما اگر برای اکل و شرب خرید کافر نمی‌شود»(زیلعی، 1313: ج6، ص228). این فقها در کراهیت و حرمت این امر برای مسلمانان به حدیث ابن عمر رضی الله عنهما استدلال کرده‌اند که رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ فرموده اند:

«مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»(ابوداود، حدیث: 4031).

(هرکه به قومی خود را همانند ساخت، از ایشان است).

کراهیت و ناروایی تجلیل از نوروز در نزد فقهای حنفی طوری است که ایشان «زدن دف و سرود در دروازه ها در ایام نوروز را حلال ندانسته‌اند، بلکه مکروه شمردند»(ابن نجیم، بی‌تا: ج8، ص233).

در در المختار و رد المحتار شرح آن نیز، تقدیم هدیه برای مردم در این روز مناسب دانسته نشده و مکروه شمرده است؛ هرچند که تعظیم آن را هم اراده نداشته باشد. اما در صورتی که با تقدیم هدیه، تعظیم این روز را اراده داشته باشد، حرام شمرده شده است. صاحب درالمختار بر این رأی است که هرگاه کسی تعظیم نوروز را اراده نداشته باشد، مناسب است پیش از نوروز یا بعد از نوروز، هدیه دهد تا از شبهۀ همانندی با مجوسیان دور باشد(حصفکی، 1412: ج6، ص754). در همین اثر، نوشتن پارچه‌ها و نصب آنها بر در و دیوارها به مناسبت نوروز، مکروه دانسته شده است(ابن‌عابدین، 1412: ج6، ص364).

علامه علی قاری در شرح حدیث: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَبْدَلَكُمْ بِهِمَا خَیرًا مِنْهُمَا: یوْمَ الْأَضْحَى، وَیوْمَ الْفِطْرِ»(ابوداود، حدیث: 1134) ابراز داشته که «این حدیث، دلالت دارد بر این که تعظیم نوروز و مهرگان و سایر عیدهای کفار منع شده است»(قاری، 1422: ج3، ص1069). وی از طیبی نقل کرده که از بازی و سرور در این دو روز (نوروز و مهرگان) منع شده است. شدیدترین دیدگاه، نظر ابوحفص کبیر از علمای بزرگ حنفی است که گفته است، «هرکه برای مشرکی در نوروز تخم مرغی را به قصد تعظیم آن روز، هدیه دهد، کافر شده و اعمالش از بین رفته است. قاضی ابو المحاسن بن منصور حنفی گفته است: هرکه چیزی را در روز نوروز بخرد که قبلا نمی‌خرید، یا در این روز به دیگری چیزی را هدیه کند، اگر ارادۀ تعظیم این روز را مانند کافران داشته باشد کافرشده و اگر حسب عادت، ارادۀ محبت با کسی را داشت موجب کفر نیست؛ بلکه مکروه است به دلیل آنکه با کافران، همانند شده است که باید از آن بپرهیزد(همانجا).

این دیدگاه شدید، گاهی مایۀ تعجب و انکار برخی کسان شده است؛ در حالی که نباید مایۀ تعجب شود؛ زیرا هدف این فتوا، کسانی بوده‌اند که عید زردشتیان را تعظیم می‌کردند و تجلیل از عید و مراسم مذهبی غیرمسلمانان، تعظیم شعایر کافران است و این مستلزم کفر است. این فقها در حقیقت، تعظیم شعایر کافران را مایۀ کفر دانسته‌اند و این امری نیست که قابل تعجُّب باشد؛ اما در صورتی که چنین تعظیمی مراد نباشد، تقدیم هدیه به دلیل همانندی با کافران، مکروه است.

 دیدگاه فقهای سایر مذاهب

تجلیل از نوروز نه تنها در نزد فقهای مالکی، ناروا دانسته شده است، بلکه آنان بازی و لهو در روز نوروز را باعث سقوط عدالت شخص دانسته‌اند؛ یعنی هرکس در مراسم تجلیل از نوروز شرکت کند، قاضی شهادتش را نمی‌پذیرد و نباید بپذیرد(خرشی، بی‌تا: ج7، ص193). دسوقی از فقهای مالکی، نیز شرکت در مراسم نوروز را باعث سقوط شهادت شخص دانسته و گفته است که باید شهادت چنین شخصی پذیرفته نشود(دسوقی، بی‌تا: ج4، ص181).

در «منح الجلیل شرح مختصر خلیل» فقه مالکی آمده که «تقدیم هدیه برای آموزگاران در نوروز و مهرگان، نارواست، چون مؤمنان، قدر معلمان خویش را باید در عید فطر و قربان بشناسند»(علیش، 1409: ج7، ص481). همچنان ابن رشد مالکی گفته که آمادگی برای عیدهای مسلمانان، مستحب است؛ اما در عیدهای نصاری چون نوروز و مهرگان روا نیست و مکروه است؛ زیرا تعظیم آن عیدها شرک است(ابن‌حاج: ج2، ص334).

به همین گونه در المدخل ابن حاج از فقهای مالکی آمده که هرگونه تفاوت روز نوروز نسبت به دیگر روزهای سال، ناروا و حرام شمرده شده است. یعنی که نباید در این روز، چیزهای خاص را بیشتر خریداری کند و این روز را بزرگ دارد؛ زیرا بزرگداشت این روز از عادات اهل شرک است(همان: ج2، ص69).

از امام ابن تیمیه رحمه الله در بارۀ کارهای برخی از مسلمانان، در روز نوروز، مثل طعام دادن نصرانیان در نوروز و برگزاری سایر عیدها، سؤال شد. وی ابراز نظر کرد که «برای مسلمانان روا نیست که خود را در امور عیدها، همانند کافران بسازند، نه در طعام ساختن و نه در لباس و نه در برافروختن آتش و سایر امور، خواهی این امور، معیشتی باشند یا عبادتی. به طور کلی برای مسلمانان روا نیست که عیدهای کافران را به چیزی از شعایر شان مخصوص بگردانند و انجام دهند، بلکه باید روزهای عید آنان مانند سایر روزهای مسلمانان باشد و آن را به کدام کاری خاص نسازند(ابن‌تیمیه، 1416: ج2، 488)

وی علاوه کرده، که نه یک نفر از سلف امت اسلامی، بلکه تعداد زیادی در مورد این فرمودۀ خداوند: «وَالَّذِینَ لا یشْهَدُونَ الزُّورَ»(الفرقان: 72) ابراز نظر کرده‌اند که مراد از «زور» عیدهای کفار است.(همان: ج25، 331). بدین اساس، وی مسلمانان را از تجلیل و بزرگداشت روز نوروز که از شعایر کفار است، برحذر داشته و به دوری از آن توصیه می‌دارد.

تجلیل از نوروز در قبرستان‌ها

شماری به بالاکردن بیرق در روی قبرستان‌ها به تجلیل نوروز می‌پردازند. این عمل نه با شرع موافق است نه با منطق عقلانی سازگار است. تجلیل از نوروز از جانبی در نگاه فقه اسلامی، کاری بیهوده و نارواست؛ از جانب دیگر، برگزاری آن در قبرستان‌ها، معصیتی دیگر است که گناه آن را دوچندان می‌سازد. این امر از چند نگاه قابل بررسی و توجُّه است.

نخست باید گفت، هیچ‌گاهی و هیچ یک از بزرگان دین و از اهل بیت نبوت، نوروز را تجلیل نکردند و همچنان در قبرستان‌ها محفل نگرفته‌اند و بدان امر نکرده‌اند. شماری از مردم نادان، این عمل را صبغۀ دینی می‌بخشند و آن را مربوط علی رضی‌الله عنه می‌دانند. این کار مستلزم بی‌حرمتی به بزرگان دین است و گناهی است که بر بالای قبرهای انسان‌ها انجام می‌یابد. همچنان این عمل شینع، پای‌کوبی و تفریح در قبرستان را به همراه دارد که زشتی و شناعت آن واضح است؛ زیرا اصلًا روا نیست که کسی در قبرستان‌ها به تفریح بپردازد و مجالس سرور برپا کند. برعلاوه تعدادی از مردم با یک نظر خام، می‌اندیشند که انجام این کار، مستحسن است و ثواب خواهد داشت؛ در حالی که این عمل بی‌اساس و نامعقول، از بدعات در دین به شمار می‌رود. قرآن کریم چه زیبا می‌فرماید:

« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا»(الکهف: 103- 104).

(بگو [ای پیامبر] آیا شما را به کسانی که در عمل خساره‌مندترین هستند، آگاه نسازم؟ آنان که کوشش شان در زندگی دنیا بی‌هوده شده است؛ در حالی که می‌پندارند که ایشان کارهای نیکی انجام می‌دهند).

ملا علی قاری از بزرگان دانش و دین، در اثرش مرقاة المفاتیح، تجلیل از نوروز در سرزمین ما را به بحث گرفته و در این مورد، می‌گوید: «رافضیان با مجوسیان در تعظیم نوروز، مشارکت دارند و تعلیل می‌کنند که در همین روزها عثمان رضی الله عنه به قتل رسیده و خلافت برای علی تحقُّق یافته است. من این را ذکر کردم تا شناعت و زشتی این اندیشۀ آنها متبارز گردد»(قاری، 1422: ج3، ص1069). این تعلیل بسی خطرناک است و می‌رساند که شاید شماری دارای چنین اندیشه‌هایی باشند.

بدین گونه برگزاری تجلیل از نوروز و عیدگرفتن نوروز بر روی مقابر، ترکیبی از دو معصیت است؛ معصیت تجلیل از نوروز و معصیت شادی در قبرستان‌ها. قبرستان جایی است که انسان باید از آن پند بگیرد و یادش از مردن و زنده شدن بعد از مرگ و روز قیامت بیایید؛ نه اینکه در آن به تفریح و سرگرمی و اعمال بدعت بپردازد و بر بالای قبرهای مسلمانان به پای‌کوبی بپردازد.

 نتیجه‌گیری

از آنچه در این مقاله گفته آمد، نتایجی به دست می‌آید که در زیر بیان می‌شوند:

– نوروز و همچنان مهرجان از عیدهای پیش از اسلام و مردم دورۀ جاهلییت بوده است. هر عیدی به ذات خود دو جنبۀ «تعبُّد» و «شادی و سرور» را دارا می‌باشد؛ لذا در عید نوروز نیز از دیر باز نوعی تعبُّد مطرح بوده است.

– احادیث نبوی، بیانگر این‌اند که با ظهور شریعت اسلام، الله متعال دو عید را برای مسلمانان مشروع ساخت، تا دیگر به تجلیل از عیدهای مشرکان و از جمله نوروز، نپردازند و به مراسم عیدهای شان اعتنایی نداشته باشند؛ بلکه به تجلیل دو عید اسلامی باید بپردازند.

– دیدگاه فقهای امت اسلامی در بارۀ تجلیل از نوروز، با توجه به نحوۀ نیت و عمل اشخاص، گوناگون است و به اعتبار قصد و اندیشۀ شخص، متفاوت است:

الف. اگر کسی به مراسم عید نوروز شرکت کند و شرکت وی به منظور تجلیل و تعظیم عیدهای مشرکان، یهودیان و نصرانیان و مجوسیان باشد، فقهاء این عمل وی را موجب کفر دانسته‌اند؛ چه تعظیم آیین‌های دیگر، شخص را از دایرۀ دین بیرون می‌گرداند و منافی توحید اسلامی است.

ب. اگر شرکت وی به منظور تجلیل نه، بلکه برای تفریح باشد، فقها آن را لااقل مکروه شمرده‌اند، که انجام آن مستلزم مشابهت با کفار است و روا نیست انجام یابد.

ج. اگر این عمل با برگزاری محافل و بالا کردن بیرق در قبرستان‌ها انجام یابد، بدعتی در دین است و حرام می‌باشد؛ انجام این عمل، موجب گناه و معصیت است؛ به‌خصوص اگر به منظور سرور به مناسبت شهادت خلیفۀ سوم، انجام یابد که تبارز عقیدۀ رافضانه است.

– تجلیل از نوروز یا شرکت در عیدهای نوروزی، عمل دیگر است و استفاده از بهار و رفتن به باغ‌ها و چمن‌ها عملی دیگر است که این دو چیز از هم تفاوت دارند. رفتن به تفریح در صورتی که موانع و عوارض دیگری نداشته باشد، مباح است و امری جدا از تجلیل و عیدگرفتن نوروز است. اما به منظور دوری از شبهات، بهتر است، این تفریح و سیر در باغ و چمن در روز اول سال انجام نشود؛ بلکه در سایر روزها انجام گردد.

– کسانی که می‌خواهند به بهانۀ آمدن بهار، عید مجوسی نوروز را دوباره احیا کنند، و می‌کوشند آن را امری طبیعی و غیرتعبُّدی در آیین‌های قبلی جلوه دهند، از تاریخ اعیاد یا غافل مانده‌اند و یا خود را به تغافل می‌زنند.

مآخذ و منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن ابی شیبة، : أبو بكر عبد الله بن محمد بن إبراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی. (1409). المصنف فی الأحادیث والآثار. چاپ اول، المحقق: كمال یوسف الحوت، ریاض: مكتبة الرشد.
  3. ابن الحاج، أبو عبد الله محمد بن محمد بن محمد العبدری الفاسی المالكی. (بی‌تا). المدخل. بیروت: دار التراث.
  4. ابن تیمیة الحرانی الحنبلی الدمشقی، تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبی القاسم بن محمد. (1419هـ – 1999م). اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفة أصحاب الجحیم. چاپ هفتم، المحقق: ناصر عبد الكریم العقل، بیروت: دار عالم الكتب.
  5. ابن تیمیة الحرانی الحنبلی الدمشقی، تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبی القاسم بن محمد. (1416هـ/1995م). مجموع الفتاوى. المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، المدینة النبویة، المملكة العربیة السعودیة : مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشریف.
  6. ابن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی. (1421 هـ – 2001 م). مسند الإمام أحمد بن حنبل. المحقق: شعیب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركی، بیروت: مؤسسة الرسالة.
  7. ابن عابدین، محمد أمین بن عمر بن عبد العزیز عابدین الدمشقی الحنفی. (1412هـ – 1992م). رد المحتار على الدر المختار. چاپ دوم، بیروت: دار الفكر.
  8. ابن کثیر، ابو الفداء إسماعیل بن عمر بن كثیر القرشی البصری ثم الدمشقی. (1420هـ – 1999 م). تفسیر القرآن العظیم. تحقبق: سامی بن محمد سلامة، چاپ دوم، دار طیبة للنشر والتوزیع.
  9. ابن نجیم، زین الدین بن إبراهیم بن محمد، المعروف بابن نجیم المصری. (بی تا). البحر الرائق شرح كنز الدقائق. چاپ دوم، وفی آخره: تكملة البحر الرائق لمحمد بن حسین بن علی الطوری الحنفی القادری، وبالحاشیة: منحة الخالق لابن عابدین، الناشر: دار الكتاب الإسلامی.
  10. ابن وضاح، أبو عبد الله محمد بن وضاح بن بزیع المروانی القرطبی. (، 1416 هـ). البدع والنهی عنها. تحقیق ودراسة: عمرو عبد المنعم سلیم، جدة – السعودیة: مكتبة ابن تیمیة، القاهرة- مصر: مكتبة العلم.
  11. ابن‌ابی‌حاتم، ابو محمد عبد الرحمن بن محمد بن إدریس بن المنذر التمیمی، الحنظلی، الرازی. (1419). تفسیر القرآن العظیم لابن أبی حاتم. تحقیق: اسعد محمد الطیب، چاپ سوم، المملكة العربیة السعودیة: مكتبة نزار مصطفى الباز.
  12. ابو داود السِّجِسْتانی، سلیمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشیر بن شداد بن عمرو الأزدی. (ب تا). سنن أبی داود. المحقق: محمد محیی الدین عبد الحمید، صیدا – بیروت: المكتبة العصریة.
  13. اصبهانی، ابو نعیم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهانی. حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء. (1394هـ – 1974م). بیروت: السعاده.
  14. أفندی، علی حیدر خواجه أمین. (1411هـ – 1991م) .درر الحكام فی شرح مجلة الأحكام. تعریب: فهمی الحسینی، 4جلد، چاپ اول، (؟): دار الجیل.
  15. البانی، أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی. (1406هـ/1986). صلاة العیدین فی المصلى هی السنة. چاپ سوم، الناشر: المكتب الإسلامی.
  16. بخاری الحنفی، أبو المعالی برهان الدین محمود بن أحمد بن عبد العزیز بن عمر بن مَازَةَ. (1424 هـ – 2004 م). المحیط البرهانی فی الفقه النعمانی فقه الإمام أبی حنیفة رضی الله عنه. المحقق: عبد الكریم سامی الجندی، بیروت- لبنان: دار الكتب العلمیة.
  17. بیهقی، أبو بكر احمد بن الحسین بن علی بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی. (1423 هـ – 2003 م). شعب الإیمان. چاپ اول، حققه وراجع نصوصه وخرج أحادیثه: الدكتور عبد العلی عبد الحمید حامد، أشرف على تحقیقه وتخریج أحادیثه: مختار أحمد الندوی، صاحب الدار السلفیة ببومبای – الهند، ریاض: مكتبة الرشد للنشر والتوزیع بالریاض بالتعاون مع الدار السلفیة ببومبای بالهند.
  18. بیهقی، أبو بكر احمد بن الحسین بن علی بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی. (1424 هـ – 2003 م). السنن الكبرى. چاپ اول، المحقق: محمد عبد القادر عطا، بیروت – لبنان: دار الكتب العلمیة.
  19. حصفکی، علاء الدین محمد بن علی بن محمد بن عبد الرحیم (1412هـ/ 1992م) .الدر المختار شرح تنویر الأبصار. چاپ دوم، 6 جلد، بیروت: دار الفكر.
  20. خرشی، ابوعبد الله محمد بن عبد الله الخرشی المالكی. (بی‌تا). شرح مختصر خلیل للخرشی. بیروت: دار الفكر للطباعة.
  21. دسوقی، محمد بن أحمد بن عرفة المالكی. (بی‌تا). حاشیة الدسوقی على الشرح الكبیر. بیروت: دار الفكر.
  22. رازی، أبو عبد الله فخر الدین محمد بن عمر بن الحسن بن الحسین التیمی. (1420ﻫ.ق). تفسیر الرازی = مفاتیح الغیب أو التفسیر الكبیر. چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
  23. زیلعی الحنفی، عثمان بن علی بن محجن البارعی، فخر الدین الزیلعی الحنفی. (1313 هـ). تبیین الحقائق شرح كنز الدقائق وحاشیة الشِّلْبِی. قاهره: المطبعة الكبرى الأمیریة.
  24. سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن ابی بکر. (بی‌تا). تفسیر الدر المنثور. بیروت: دار الفکر.
  25. علیش، أبو عبد الله محمد بن أحمد بن محمد المالکی. (1409هـ/1989م). منح الجلیل شرح مختصر خلیل. «مختصر خلیل» بأعلى الصفحة یلیه – مفصولا بفاصل – شرحه «منح الجلیل» للشیخ علیش، بیروت: دار الفكر.
  26. فراء، أبو زكریا یحیى بن زیاد بن عبد الله بن منظور الدیلمی. (بی‌تا). معانی القرآن. تحقیق: أحمد یوسف النجاتی / محمد علی النجار / عبد الفتاح إسماعیل الشلبی، چاپ اول، مصر: دار المصریة للتألیف والترجمة.
  27. قاری، علی بن (سلطان) محمد، أبو الحسن نور الدین الملا الهروی القاری. (1422هـ – 2002م). مرقاة المفاتیح شرح مشكاة المصابیح. چاپ اول، بیروت – لبنان: دار الفكر.
  28. قرطبی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بكر بن فرح الأنصاری الخزرجی. (1384هـ – 1964 م). الجامع لأحكام القرآن = تفسیر القرطبی. تحقیق : أحمد البردونی وإبراهیم أطفیش، چاپ دوم، قاهره- مصر: دار الكتب المصریة.
  29. كاسانی الحنفی، علاء الدین، أبو بكر بن مسعود بن أحمد. (1406هـ – 1986م). بدایع الصنایع. چاپ دوم، بیروت- لبنان: دار الكتب العلمیة.
  30. گردیزی، عبد الحی (1347ﻫ.ش.) .زین الاخبار. با تحشیه و تعلیق عبدالحی حبیبی، ایران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

 

اصلاح نت

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی