رسول الله صلی الله علیه وسلم

نکاتی تربیتی از زندگی رسول الله(صلی الله علیه و سلم)(۲)

۶- استفاده از الفاظ نرم و محبت‌آمیز:

استفاده از کلمات نرم و عبارات زیبا و لطیف باعث نزدیکی دل‌ها گردیده و آن‌ها را به سوی حق و فهمیدن و به خاطر سپردن بهتر سخنان سوق می‌دهد. پیامبر(ص) با الفاظی صمیمانه و آرام برای پذیرش سخنانش زمینه‌سازی می‌کرد. به ویژه وقتی که سخن مربوط به آموزش مسائل خصوصی و پنهانی افراد بود. در مثال هنگام آموزش آداب نشستن برای قضای حاجت، با سخنانی خود را به منزله‌ی پدرشان قلمداد کرد و از سر دلسوزی به ایشان گفت: “‏ إِنَّمَا أَنَا لَکُمْ بِمَنْزِلَهِ الْوَالِدِ أُعَلِّمُکُمْ فَإِذَا أَتَى أَحَدُکُمُ الْغَائِطَ فَلاَ یَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَهَ وَلاَ یَسْتَدْبِرْهَا وَلاَ یَسْتَطِبْ بِیَمِینِهِ ‏” (به یقین من برایتان جایگاه پدر را دارم که به شما آموزش می‌دهم، هرگاه کسی از شما به پنهان گاه برای قضای حاجت رفت، پس به قبله روی نیاورد و به آن پشت هم نکند و با دست راست نیز خودش را پاک ننماید).

پیامبر که نخستین آموزگار بود، مجموعه‌ای از مبانی بزرگوارانه‌ی تربیتی را رعایت می‌کرد که در اوج قله‌های اخلاقی و کمال عقلی قرار دارد. او به گونه‌ای اشتباهات افراد را تذکر می‌داد که در دل‌شان جای می‌گرفت و همیشه جلوی چشم ایشان خودنمایی می‌کرد، زیرا به مفاهیم بلند تربیتی ارتباط داشت. در ادامه به پاره‌ای دیگر از مبانی والای نبوی اشاره می‌گردد:

-تشویق و ستایش نیکوکار:

تشویق فرد نیکوکار باعث افزایش نشاط و روی‌آوری او به سوی دانش و کار می‌گردد، آن گونه که روزی رسول الله(ص) ابوموسی اشعری را به خاطر قرائت نیکو و صدای زیبایش هنگام تلاوت قرآن ستودند. ابوموسی خودش روایت میکند که پیامبر به او فرمودند: «لو رأیتنی و أنا أستمع لقراءتک البارحه، لقد أوتیت مرماراً من مرامیر آل داود» (کاش می‌دانستی که دیشب به قرائت تو گوش می‌دادم؛ در حقیقت یکی از آهنگ‌های داوود به تو داده شده است).

-دلسوزی نسبت به فرد خطاکار و دور نساختن او:

پیامبر(ص) شرایط مردم را در نظر می‌گرفت، حالات آن‌ها را رعایت میکرد، به خاطر نادانی، آنان را معذور می‌دانست، در تصحیح اشتباهات نرمی به خرج می‎داد و برای آموزاندن کار خوب با ایشان مهربان بود. بی‌گمان چنین مواردی سبب جلب محبت افراد به رسالت و صاحب آن می‌گردد. در عین حال که باعث حفظ واقعه و یادگیری و تبلیغ شده و دل حاضران و بینندگان را مجذوب صحنه کرده و برای به خاطر سپاری موضوع کاملاً آماده می‌گرداند.

معاویه بن حکم سلمی روایت می‌کند: روزی با رسول الله(ص) نماز می‌گزاردم که فردی عطسه کرد. گفتم: یرحمک الله. اما مردم مرا با حرکت چشم خویش توبیخ کردند. گفتم: مادرم به داغم بنشیند، چرا به من می‌نگرید؟ ایشان با دست بر ران‌های خویش زدند. هنگامی که دیدم منظورشان ساکت کردن من است، سکوت کردم. وقتی پیامبر نمازش را تمام کرد؛ پدر و مادرم فدایش شود که هیچ معلمی را قبل و بعد از او، همتایش در آموزش ندیدم؛ به خدا سوگند نه بر من خشم گرفت و نه مرا کتک زد و نه دشنام داد؛ او فرمود: «إن هذه الصلاه لا یصلح فیها شئ من کلام الناس إنما هو التسبیح و التکبیر و قراءه القرآن».(در این نماز به کار بردن سخنان مردم شایسته نیست؛ زیرا صرفاً تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن است).

رحمت خدا بر تو باد! مهربانی عمیق را در این آموزه ببین و به آثار این مهربانی در روان معاویه بن حکم سلمی بنگر که تا چه اندازه تحت تأثیر آموزش پیامبر(ص) قرار گرفت.

-نداشتن صراحت و بسندگی به اشاره در موارد نکوهیده:

به احساسات و عواطف فرد خطاکار احترام گذاشته شده و بر راهنمایی کلی تمرکز می‌‌گردد. باری رسول الله(ص) عبدالله بن لتبیه را برای گرفتن صدقات و زکات‌های بنی سلیم فرستادند. او در این مأموریت از مردم هدایایی را پذیرفت. ابی حمید ساعدی روایت می‌کند: پیامبر، مردی را بر صدقات بنی سلیم به کار گماشت که ابن لتبیه نام داشت. هنگامی که برگشت، گفت: این اموال متعلق به شماست و این هدایا از آن من است. رسول الله(ص) فرمود:«فهلا جلست فی بیت أبیک و أمک حتی تأتیک هدیتک إن کنت صادقا؟».(اگر راست می‌گویی چرا در منزل پدر و مادرت ننشستی تا این هدایا به تو برسد؟)

آن گاه ایشان خطبه‌ای ایراد فرمود و پس از ستایش و تنزیه خداوند گفت: « أما بعد فإنی استعمل الرجل منکم على العمل مما ولاّنی الله ، فیأتی فیقول : هذا مالکم ، وهذا هدیه أهدیت لی ، أفلا جلس فی بیت أبیه وأمه حتى تأتیه هدیته ؟ والله لا یأخذ أحد منکم شیئا بغیر حقه إلا لقی الله یحمله یوم القیامه ، فلأعرفن أحداً منکم لقی الله یحمل بعیراً له رغاء ، أو بقره لها خوار أو شاه تیعر ، ثم رفع یده حتى روی بیاض إبطه یقول : اللهم هل بلغت . ». (اما بعد، قطعاً فردی را در آن چه خداوند به من تولیت آن را داده برای کاری می‌گمارم، اما می‌آید و می‌گوید: این مال شماست و این هدیه‌ای است که به من داده شده است. آیا اگر در منزل پدر و مادرش می‌نشست، این هدیه به او داده می‌شد؟ به خدا سوگند، هر کدام از شما که چیزی را به ناحق بگیرید، روز قیامت در حالی به دیدار خدا می‌رود که آن را بر دوش دارد. به یقین کسی از شما را می‌شناسم که با شتری نعره‌کش یا گاوی فریادزن یا گوسفندی بع‌بع کن بر دوش خویش به دیدار خدا می‌آید).

سپس رسول الله(ص) دستانش را بالا برد تا سفیدی زیر بازوانش دیده شد و فرمود: خدایا رساندم.

– خشم و خشونت در صورت ضرورت:

همانند وقتی که خطایی شرعی از سوی افراد با شخصیت و شاخص سر زند یا اشتباه از مرز فردی بودن و جزئی بودن فراتر رود یا آغاز یک بحران یا انحراف از شیوه‌ی اسلام باشد. در چنین مواردی خشم پیامبر هم به دور از زیاده‌روی و افراط بود و صرفاً جنبه‌ی توجیهی و ارشادی داشت و به میزان نیاز سر می‌زد. همانند زمانی که عمر فاروق با نسخه‌ای از تورات نزدش آمد تا آن را بر ایشان بخواند. جابر بن عبدالله روایت می‌کند که عمر بن خطاب نسخه‌ای از تورات را نزد پیامبر خدا آورد و گفت: ای رسول خدا، این نسخه‌ای از تورات است. پیامبر ساکت بود. عمر فاروق خواندن آن را آغاز کرد، در حالی که چهره‌ی رسول الله تغییر می‌کرد. ابوبکر صدیق گفت: زنان به داغت بنشینند! چهره‌ی رسول الله را نمی‌بینی؟ عمر به صورت ایشان نگاهی انداخت و گفت: پناه می‌برم به خدا از خشم خدا و خشم رسولش، خشنودیم از خدایی خدا، دیانت اسلام و نبوت محمد. رسول الله(ص) فرمود: « و الذی نفس محمد بیده لو بدا لکم موسی فاتبعتموه و ترکتمونی لضللتم عن سواء السبیل و لو کان حیا و أدرک نبوتی لا تبعنی» (سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست، اگر موسی هم ظاهر شود و شما از او پیروی کنید و مرا رها نمایید، قطعا از راه برابر گمراه شده‌اید. اگر او زنده بود و نبوت مرا در می‌یافت، حتماً از من پیروی می‌کرد.

یا هنگامی که پیامبر از طولانی کردن نماز توسط برخی از صحابه که امامت می‌کردند، به خشم آمد؛ چون از آن نهی کرده بود، این امر باعث مشقت و سختی و به مشکل افتادن برخی از افراد ناتوان و معذور می‌گشت.

ابومسعود انصاری روایت می‌کند که مردی گفت: ای رسول خدا نزدیک است که نماز را درنیابم، از بس که فلانی آن را طولانی می‌خواند. هیچ‌گاه پیامبر(ص) را از آن روز خشمگین‌تر ندیده بودم. او فرمود: « أیها الناس إنکم منفرون، فمن صلی بالناس فلیخفف فأن فیهم المریض و الضعیف و ذاالحاجه».(ای مردم شما نفرت می‌پراکنید، هر کس برای مردم نماز می‌گزارد باید سبک بگیرد زیرا در میان‌شان بیمار، ناتوان و نیازمند وجود دارد.)

باری دیگر هنگامی که صحابه با یکدیگر در موضوع تقدیر درگیر شدند، ایشان به خشم آمد. عبدالله بن عمروعاص (رضی الله عنهما) میگوید: رسول الله(ص) نزد یارانش آمد، در حالی که در موضوع تقدیر بحث می‌کردند. گویا در چهره‌اش از شدت خشم، دانه‌های انار درآمده بود. فرمود:« بهذا أمرتم؟ أو لهذا خلقتم؟ تضربون القرآن بعضه ببهض؟ بهذا هلکت الأمم قبلکم».( به این مأمور شده‌اید؟ یا برای این آفریده شده‌اید؟ برخی از قرآن را با برخی دیگرش قاطی میکنید؟ بدین سبب امت‌های پیشین نابود شدند).

از موارد دیگر خشم ایشان هنگام مخالفت صحابه با فرمانش مبنی بر عدم تندروی یا سخت‌گیری در دین یا بر خود بود. با این گمان که سخت‌گیری بهتر است و باعث تقرب به خدا می‌گردد. عایشه (رضی الله عنها) روایت کرده که «وقتی رسول الله(ص) آنان را به کاری که در توانشان بود، فرمان می‌داد می‌گفتند: ما همانند تو نیستیم ای رسول خدا، چون خدا برایت گناهان گذشته و آینده را آمرزیده است. او به خشم می‌آمد تا جایی که آثارش در چهره‌ی وی هویدا بود. می‌گفت: «إن أتقاکم و أعلمک بالله أنا». ( به یقین باتقواترین و داناترین شما به خدا من هستم.)

خشم پیامبر در چنین جاهایی صرفاً برای آموزش، توجه، تشویق صحابه به هوشیاری و بیم دادن از وقوع دوباره در اشتباه بود. «بیم دهنده و تهدید کننده باید خشمگین باشد، زیرا موقعیت اقتضا می‌کند و متناسب با بیم و انذار است. هم چنین معلم هنگامی که بدفهمی و بدرفتاری دانش‌آ‌موز را دید، چون بسا بیشتر مورد پذیرش واقع گردد. این جریان در حق همگان یکسان نیست؛ زیرا حالات افراد متفاوت و متنوع است».

-غنیمت شمردن برخی از رخدادها برای آموزش مفاهیم مناسب:

در برابر پیامبر(ص) رویدادهای فراوانی به وقوع می‌پیوست که از آن‌ها برای آموزاندان مطالب متناسب با موقعیت یاری می‌جست و از همانندی به وجود آمده برای گسترش مفهوم و توضیح بهره می‌برد. چون در این حالت آن معنا و آن توضیح در جان و خرد صحابه(رضوان الله علیهم اجمعین) جای می‌گرفت. عمر بن خطاب روایت دارد که اسیرانی را نزد رسول الله آوردند. ناگاه زنی را دیدند که پستان‌هایش را برای شیردهی آماده می‌کرد و می‌کوشید کودکی را میان اسیران بیابد. او کودک را برمی‌گرفت و به سینه چسبانده و شیر می‌داد. پیامبر(ص) فرمود: «أترون هذه طارحه ولدها فی النار؟» (آیا به نظر شما این زن بچه‌اش را در آتش می‌اندازد؟) گفتیم: نه، او نمی‌تواند آن را بیندازد. فرمود: «لله أرحم بعباده من هذه بولدها»(قطعاً خدا نسبت به بندگانش از این زن نسبت به بچه‌اش مهربان‌تر است).

پیامبر این موقعیت را مناسب دید تا صحنه‌ای را که صحابه مشاهده می‌کردند و یک مادر مهربان بر شیرخوارگان را می‌دیدند، برای تبیین رحمت الهی بر بندگان بهره ببرد و از مشابهت و همانندی موجود برای بیان مهر خدا به مردم استفاده نماید.

پایان

نویسنده: یوسف محمود

ترجمه: دکتر عبدالظاهر سلطانی

منابع:

فقه السیره، شیخ محمد غزالی

السیره النبویه؛ عرض وقائع و تحلیل احداث، محمد علی صلابی.

السیره النبویه، ج۱، عرض وقائع و تحلیل احداث، دکتر محمد علی صلابی، صص۳۲۹ و .۳۳۰

السیره النبویه، ج۲، همان، ص ۴۲٫

التربیه القیادیه،۷۴۳٫

منبع: ماهنامه فرهنگی – اجتماعی اندیشه اصلاح، شماره۳

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی