خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / هجرت يكي از ابزار بقا و يا توسعۀ دين

هجرت يكي از ابزار بقا و يا توسعۀ دين

نویسنده :شاهرخ مولايي

مقدمه:

مباني و اصول ثابت در جهان هستي و اصول ثابت در نهاد و فطرت بشر را مي‌توان تنها ضامن بقاي آن دو دانست. در طول تاريخ بشريت هرگاه اين دو امر در برهه‌ايي از زمان از مسير خود خارج و يا تبديل شده است، فساد و تباهي نتيجه‌ي نامبارك آن بوده است. به دليل محدوديت زماني در زندگاني هر فرد و عدم انتقال كامل تجربيات بشري از نسلي به نسل ديگر و ناشناخته ماندن هستي و نوع بشر به دليل پيچيدگي و وسعت آن و اصل ناتواني در بشر و … دست يافتن به اين مباني و اصول هم در حوزه‌ي هستي‌شناسي و هم در حوزه‌ي انسان‌شناسي براي بشر غيرممكن بوده و مي‌باشد، و از همين روست كه آفريدگار يكتاي جهان، براي شناساندن آن‌ها مجموعه‌ايي به نام دين را به بشر هديه كرد تا در يافتن مسير سعادت و توسعه كمترين هزينه‌ها را بپردازد و شايد اصلي‌ترين دليل اهميت حفظ و بقاي دين از نگاه انساني همين است. و بديهي است كه از نگاه الهي، قداست آن دليل مهم بودن آن است. چرا كه اگر دين به عنوان تنها رهنماي هستي و تنظيم‌كننده‌ي روابط ميان اجزاي آن ـ از كوچك‌ترين و بي‌ارزش‌ترين آنها گرفته تا باارزش‌ترين و مهم‌ترين عضو آن يعني انسان ـ نباشد و يا نماند، هستي رو به زوال مي‌رود و تنها زائل كننده‌ي آن بشري است كه توان تصرف در هستي به او داده شده است. «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النّاسِ» (روم ۴۱). «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ * ُنيبينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكينَ * ِنَ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» (روم۳۰/۳۲)

هجرت يكي از ابزار بقا و يا توسعه‌ي دين

بر اين باورم، اگر چه خداوند عزوجل ترسيم كننده‌ي مسير زندگي فرستادگان خويش است، اما اين مسير به گونه‌ايي انتخاب مي‌شود كه اولاً كوتاه‌ترين مسير براي رسيدن به مقصد است و ثانياً جدايي از قوانين و اصول ثابت هستي نيست. بنابراين ابزاري كه براي موفقيت در رسالت پيامبران به كار برده مي‌شود، ابزاري هستند كه دعوتگران مي‌توانند عين آن و يا مشابه آن را در هر زمان و مكاني به كار گيرند و يكي از اين ابزارها هجرت است.

هجرت در كل به دو دليل صورت مي‌گيرد؛ يا به قصد توسعه و يا به قصد بقا، كه اگر بقايي صورت گير امكان توسعه فراهم مي‌آيد. بنا به آيه‌ي «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ» (انفال۳۰)، مكر خدا براي نجات پيامبرش از توطئه‌ي قتل توسط مشركين، دستور هجرت ايشان از مكه به مدينه به قصد بقا بود و از آنجا كه در پيمان عقبه‌ي اول و دوم، زمينه و خط مشي بشري آن را فراهم كرده بود، امكان توسعه نيز در مدينه ايجاد شد. بنابراين هجرت رسول خدا صلي الله عليه و سلم را مي‌توان هم هجرت به قصد بقا ناميد و هم هجرت به قصد توسعه.

وجوب استفاده از ابزار در همه‌ي صحنه‌ها براي اهل ايمان

استاد احمد راشد در كتاب “صناعة الحياة” مطالبي را به اين مفهوم نوشته است كه، «دعوت‌گر مهندس حيات است. او بايد به گونه‌اي حيات را تنسيق بخشيده و هماهنگ سازد كه همه اجزاي آن در مسير رشد قرار گيرد. از جمله‌ ابزار اين مهندسي استفاده از اصول و مباني ثابت در هستي است. هر كس بتواند به آنها دست يابد، آنها را تجربه كند و بر اساس آن برنامه‌ريزي كند، شانس پيروزي وي بيشتر است، خواه مؤمن باشد و خواه كافر…»

خداوند مي‌توانست به رسول خود ـ همچون كاري كه سيدنا عمر رضي الله عنه كرد ـ به هنگام هجرت دستور دهد در كوچه‌هاي مكه فرياد برآورد كه من قصد رفتن به مدينه را دارم، هركس مي‌خواهد جلوي مرا بگيرد و يا اين‌كه فرزندش يتيم و زنش بيوه شود، پشت آن دره مرا ملاقات كند، چون خداي من با من است و مرا حفظ مي‌كند. اما خدا مي‌خواهد مسير حركت انبياء و نوع عملكرد آنها الگويي براي بشر باشد و به همين جهت است كه مي‌بينيم رسول خدا صلي الله عليه و سلم عالي‌ترين تدابير انساني را براي هجرت مي‌انديشد و به سلامت به مقصد مي‌رسد، و البته فراموش نشود كه اگر در اصول و مباني هر كاري از نگاه انساني نقص و اشكالي نباشد، خداوند اشكالات جزئي و اشتباهات فردي را مي‌پوشاند و توكل به همين منظور و معناست.

آري خدا مي‌توانست پيامبرش را حفظ كند و پيامبر هم مي‌دانست كه خدا بهترين نگه‌دارنده است و خدا هم به او وعده داده بود كه «وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ» (مائده ۶۷)، همچنان‌كه از شرّ سراقه بن مالك بدون بدون اتخاذ هيچ سببي نگه داشت. اما فهم عميق ديني، وي را بر آن داشت تا از همه تدابير ممكن بهره جويد. بنابراين استفاده از ابزار و اسباب در همه‌ي صحنه‌ها از جمله هجرت براي اهل ايمان واجب است.

گاهي نگه‌داري از يك چيز در گرو رها كردن آن است!

همه مي‌دانيم كه مال و ثروت، املاك، سرزمين، فرزندان، قوم و عشيره، تجارت و… زينت حيات دنيا و محبوب انسان است. هر انساني تلاش مي‌كند يا آن‌ها را به دست آورد، و يا اگر دارد براي حفظ و بقاي آن حداكثر تلاش خود را به كار مي‌گيرد. اما از نگاه الهي، آنچه ضامن بقاي آن‌هاست ـ به گونه‌اي كه سعادت و رفاه و امنيت را در سايه آن‌ها تجربه كند ـ‌ باورها، آيين و به عبارتي دين اوست. ديني كه به او مي‌آموزد همه‌ي اين‌ها بايد در خدمت رشد بشر باشد، نه اين‌كه بشريت خود را به خدمت آن‌ها در آورد و اسير آن‌ها گردد. بنابراين وجود آن‌ها بدون دين و آيين، مانند عدم آن‌هاست، هست اما نيست، چرا كه براي انسان و در خدمت انسان نيست، بلكه انسان براي آن‌ها و در خدمت آن‌هاست. به همين دليل خداي عزوجل فرموده است: كه اگر آن‌ها از خدا و رسول و جهاد در راه او ـ كه بارزترين جلوه‌ي فداكردن آن‌ها در مسير بقا و توسعه‌ي دين است ـ‌ محبوب‌تر باشد، منتظر باشيد تا خداوند فرمان عذابش را صادر كند، چرا كه اين عمل فسق و فجور و تباهي است، تباهي و فساد همه‌ي آنچه بشر قصد حفاظت آن را داشته است به جزء دين. «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» (توبه ۲۴).

به راستي هجرت پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم و ياران او از مكه به مدينه به ظاهر رها كردن همه‌ي آن‌ها بود، پدران،فرزندان، برادران، همسران، قبيله، اموال، تجارت، وطن و … اما در واقع امر نگه‌داشتن و ضمانت آن بود. آري گاه نگه‌داري از يك چيز در گرو رها كردن آن است و مي‌بينيم كه پس از چند سال هم او با عزت و قدرت به وطني كه بيرونش كردند، باز مي‌گردد و هم آنچه به ظاهر از دست رفته بود را آن‌چنان كه شايسته و بايسته است به دست مي‌آورد.

هجرت؛ تبديل افراد به امت

نهضتي در ابتداي بعثت صورت گرفت، نهضت توحيد، و افرادي جسته و گريخته به دين اسلام گرويدند، فشارها، تهديدها و گاه تطميع‌ها از روند پيشرفت دعوت مي‌كاست. بستر براي ايجاد يك جامعه به معناي كلمه وجود نداشت، مردمي مسلمان در مكه بودند، اما امتي مسلملن به چشم نمي‌خورد، كتله‌ي واحدي كه بتوان از نيروهاي بالقوه آن بهره گرفت؛ و يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي هجرت و آثار مبارك آن در تاريخ اسلامي، زمينه‌سازي و در نتيجه ايجاد امت اسلامي بود، امت به معناي واقعي، افرادي هم‌فكر و هم‌عقيده، هم‌هدف، افرادي كه اصالت واحد و برنامه‌ايي واحد را دنبال مي‌كردند. و بدين‌سان اولين امت اسلامي با هجرت پيامبر صلي الله عليه و سلم متولد شد و به طوري كه امت‌هاي ديگر اسلامي مولود آن امت به شمار مي‌روند. امتي داراي هويتي مستقل كه قانوني مستقل و متمايز بر آن حكم مي‌راند. جمعي كه از يك نهضت تبديل به يك حكومت شده بود، اما نهضت و حركت در نهاد افراد آن زنده بود، چرا كه رهبر آن طي يك دستور ديني، سخن از حركت و جهاد و نهضت را حتي در درون، يكي از راه‌هاي نجات از نفاق مي‌دانست. حكومتي كه حركت‌ها را سركوب نمي‌كرد، بلكه تلاش مي‌نمود به حركت‌ها جهت بخشيده و مسير درست را بدانان بنماياند. و نيروها و پتانسيل‌هاي بالقوه را در جهت توسعه تفكر ديني به كار گيرد. بنابراين هجرت سرآغاز اولين امت و به تبع آن حكومت اسلامي به عنوان الگوي امت‌ها و حكومت‌هاي تاريخ است.

هجرت؛ حركتي از جاهليت به سوي اسلام

از نگاهي ديگر رسول خدا صلي الله عليه و سلم به همراه ياران باوفايش با هجرت خود از مكه تا مدينه، حد فاصل ميان دنياي قديم و دنياي جديد را طي كرد، حدفاصل ميان جاهليت تا اسلام، ميان شرك و توحيد، ميان نژادپرستي و رنگ‌پرستي تا برابري و برادري، حدفاصل ضدارزش‌ها تا ارزش‌ها، حدفاصل همه‌ي بدي‌ها تا همه‌ي خوبي‌ها. او پس از تلاش براي از بين بردن تاريكي‌ها، آنگاه كه نتوانست تاريكي‌ها را از درون با نوري كه در دستانش بود، روشن كند، با تغيير استراتژيك و تاباندن آن نور از سويي ديگر و با حركتي تاريخي توانست جاهليت حاكم بر سرزمين نور را به نور اسلام منور كند و از تنگي اديان به وسعت اسلام رهنمون شود. و بدين سان اولين حركت نوراني، پاك و آلايش شده از لوث جاهليت را ترسيم و تثبيت كند، حكومتي به دور از ظلمات جاهليت، حكومتي نوراني كه دنياي متمدن و پرزرق و برق امروز در نهايت توسعه‌ي مادي از آن بي‌بهره است و جاهليت در آن به سبك جديدي حاكم شده است. تا آنجا كه استاد محمدقطب «حفظه الله» كتابي به نام “جاهلية القرن العشرين” را به رشته‌ي تحرير در مي‌آورد و جاهليت جديد را به تصوير مي‌كشد و نهايتاً اصلاح بشر را در گرو بازگشت به دين و آلايش فطرت آلوده‌ي بشر مي‌داند.

هجرت؛ تصويري از اعجاز «مصون ماندن داعيان در پناه خدا» و اميد به آينده‌اي روشن

در مسير هجرت حادثه‌اي اتفاق مي‌افتد كه تعجب جهانيان را تا به امروز برانگيخته است، حادثه‌اي كه در آن سراقه بن مالك براي به دست آوردن جايزه‌ي بزرگ كه از طرف قريش تعيين شده بود، به دنبال پيامبر صلي الله عليه و سلم و يار غار او به راه مي‌افتد و در فاصله‌اي نزديك به آنان چند بار اسب او در شن فرو مي‌رود و سراقة به زمين مي‌خورد، و به طرز حيرت‌انگيز و معجزه‌آسايي خداوند، رسولش را به همراه يار غارش از گزند دشمن مصون مي‌دارد، كه درسي بزرگ براي همه‌ي دعوت‌گران راه خدا به همراه دارد، و آن اين‌كه دعوت‌گران مخلص و رباني هميشه در پناه خدا هستند و اگر به خدا اعتماد كنند؛ تا خداوند اراده نكند هيچ آسيبي بدانان نخواهد رسيد، اگر چه ميان آنان و دشمن هيچ‌كس و هيچ‌چيز حائل نباشد، و اين حادثه بيانگر آن است كه آيه‌ي «وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ» (مائده ۶۷)، خاص پيامبر نيست، بلكه خداوند هر دعوت‌گر مخلصي را در پناه خويش مصون خواهد داشت.

در ادامه‌ي جريان، رسول خدا صلي الله عليه و سلم به سراقة نويد پوشيدن دست‌بندهاي كسراي ايران را مي‌دهد!! مردي كه در حال فرار است و به سوي آينده‌اي به ظاهر نامعلوم مي‌رود، چنان اميدي به وعده‌هاي پروردگار دارد كه وعده‌هاي اين‌چنيني به ديگران مي‌دهد!! واعجبا از چنان اميدي؛ و همين تصويرهاست كه اثرات مبارك خود را بر تاريخ بشريت گذاشته است، آن‌گونه كه داعيان دين و اهل ايمان در سخت‌ترين شرايط با به خاطر آوردن آن،‌ هيچ‌گاه اميد خود را از دست نمي‌دهند و به خدا اعتماد مي‌كنند و به راه خويش ادامه مي‌دهند.

هجرت؛ سرآغاز تشريع اسلامي در باب فرد، خانواده، حكومت و روابط ميان جوامع در جنگ و صلح

همان‌گونه كه مي‌دانيم؛ مهد تشريع اسلامي مدينه است و پس از هجرت آن حضرت، آثار مبارك و گسترده‌ي اسلام در حوزه‌ي عمل به نمايش گذاشته مي‌شود، آثاري كه الگوي بشر در همه‌ي لايه‌هاي يك جامعه است. از فرد گرفته تا روابط بين‌الملل. خداوند براي برپايي چنين حكومتي مباني ساختن جامعه و گروه را ـ از گروهي كوچكي چون خانواده گرفته تا گروه‌هاي بزرگ‌تر و نحوه‌ي روابط جوامع در جنگ و صلح ـ وضع كرده است. شايد مجال به تفصيل كشاندن اين موضوع در اين موجز نباشد، اما فهرست‌وار مي‌توان خلاصه‌ي اين مباني را به صورت زير بر شمرد:

۱- تهذيب فردي. ۲- توجه به اصلاح خانواده. ۳- توجه به افكار عمومي. ۴- كرامت. ۵- عدالت. ۶- تعاون و همكاري. ۷- وحدت. ۸- رحمت و مودت. ۹- جلب منافع و دفع مفاسد.

از نگاه من هر كدام از اين مفاهيم عاليه‌ي مذكور ارزش‌هايي هستند كه در طول تاريخ ابزار دست سودجويان و فرصت‌طلبان بوده‌اند، بنابراين چگونگي تعريف و رويكرد و حتي راهكار رسيدن به آن بايد با تفسير حكومت اوليه‌ايي كه در قرن اول بنا گرديد، انجام گيرد و جزء بدان نمي‌توان به برداشت و تفسيري واضح از اين مفاهيم دست يافت.

و بدين سان هجرت پيامبر صلي الله عليه و سلم آغاز معرفي ارزش‌ها و مباني ساختن يك حكومت ديني و ارائه‌ي تفسيري واضح از آن گرديد و تاثير آن بر جهان بشريت آثار مبارك ارزش‌ها بوده است، البته در جايي‌كه به خوبي تطبيق داده شده و اجرا گرديده است. مثال‌هاي زيادي در مصداق هر كدام از آنها چه در سيره‌ي آن حضرت و چه در تاريخ پس از ايشان مي‌توان يادآور شد.

و كلام آخر اين‌كه هجرت رسول خدا صلي الله عليه و سلم از مكه به مدينه همان‌گونه كه مبدأ تاريخ جديدي به نام تاريخ هجري گرديد، به جرأت مي‌توان گفت صفحه‌اي جديد را براي بشريت باز كرد كه سراسر نور و روشنايي بود و تا قيام قيامت اثرات مبارك آن باقي خواهد ماند و بيش از پيش خواهد درخشيد.

سایت تابش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

نقش مسجد در دعوت عمومی

محمّد احمدیان ترجمە: حسن آبیار   الحمد لله رب‌ العالمین، والصلاه والسلام علی خیر خلقه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *