خانه / مقالات / رسول الله صلی الله علیه وسلم / همراهی با پیامبر در بهشت

همراهی با پیامبر در بهشت

نویسنده: فرزان خاموشی

هم­نشینی و همراهی با پیامبر (علیه الصلاة و السلام) نعمت و توفیقی است که تعداد زیادی از پیروان ایشان از آن محروم و تنها تعداد محدودی از این توفیق برخوردار شده­اند که اگر بخواهیم به نسبت کل پیروان ایشان از زمان بعثت تا عصر حاضر را محاسبه کنیم، تعداد خیلی کمی را شامل می­شود.

اما آن­چه در این­جا می­خواهیم به آن بپردازیم این است که اگرچه از ملازمت و همراهی در این دنیا محروم شدیم، همراهی و ملازمت دیگری نیز وجود دارد که در سرای آخرت است  و به کسانی که توفیق همراهی با ایشان در دنیا را کسب نکرده­اند، بشارت و وعده داده شده است که هر کس خود را به مجموعه‎ی صفت و ویژگی­هایی که پیامبر بیان می­کند، آراسته سازد، این توفیق را پیدا می­کند که همراه و هم­نشین ایشان در بهشت باشد.

از جمله این بشارت­ها :

  1. سرپرستی یتیم

پیامبر (علیه الصلاة و السلام) در حدیثی می­فرمایند:

«عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : أَنَا وَكَافِلُ الْيَتِيمِ كَهَاتَيْنِ فِي الْجَنَّةِ ، وَأَشَارَ بِالسَّبَّابَةِ وَالْوُسْطَى ، وَفَرَّقَ بَيْنَهُمَا قَلِيلًا » .

 «من و کسی که سرپرست یتیم باشد در بهشت به مانند این دو هستیم و به دو انگشت اشاره و انگشت میانی اشاره فرمودند».

در آیات قرآن ۲۳ بار درباره­ی یتیم سفارش شده است و این خود دلیل بر اهمیت دادن به این قشر از جامعه می­باشد.

احترام به یتیم نه تنها در دین اسلام بلکه در ادیان گذشته هم مورد توجه بوده است. آن­جا که خداوند بیان می­فرمایند:

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ (البقرة: ٨٣)

(هنگامی که ما از یهودیان هم ‌پیمان گرفتیم که به ایتام احترام‌بگذارند). (۸۳/بقره).

مسؤوليت هایی که خداوند در قرآن در قبال یتیم بیان فرموده است. چندین مورد می­باشد.

  • یتیم نوازی و حفظ مال یتیم
  • عدم ظلم به آن­ها
  • اکرام و احسان به یتیم
  1. برخوردار شدن از اخلاق نیکو

از عبدالله بن عمر روایت شده است که گفت از رسول خدا (علیه الصلاة و السلام) شنیدم که می­فرمود :

«إن من أحبكم إلي وأقربكم مني مجلساً يوم القيامة أحاسنكم أخلاقاً». (رواه الترمذي)

 «به‎درستی که محبوب­ترین و نزدیک­ترین کس به من در هم ­نشینی روز قیامت کسی می‎باشد که اخلاقش از همه نیکوتر باشد».

در باب اهمیت اخلاق همین کافی است که پیامبر نخستین هدف از رسالت و بعثت خویش را این گونه بیان می­دارد:

 «إنما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»

« من تنها برای اتمام و نهادینه کردن اخلاق مبعوث شده­ام.»

و در تعریف اخلاق گفته شده اخلاق در لغت به معنای (طبیعت و سرشت) است. دکتر عبدالکریم زیدان در این مورد چنین می­فرماید:

«اخلاق مجموعه­ایی از معانی و ویژگی­های مستقر و ثابت در نهان انسان است که در پرتو آن رفتار در نظرش نیک یا زشت نشان داده می­شود و از این رو فرد یا به انجام آن اقدام می­نماید یا از انجام آن خودداری می­ورزد».

(امام محمد غزالی) هم در تعریف اخلاق می­گوید:

«اخلاق وضعیت و حالت پایدار و استواری در نهان انسان است که رفتار و کردار آدمی به آسانی از آن فرمان می­گیرد اگر این حالت و وضعیت به گونه­ایی باشد که کردار و رفتاری که از دیدگاه عقل و شرع شایسته است از آن سر زند در این صورت این حالت و وضعیت به نیک رفتاری قلمداد خواهد شد و اگر کردار صادره از آن زشت باشد در این صورت آن حالت به بدرفتاری نامگذاری خواهد شد» .

  1. دوست داشتن پیامبر (علیه الصلاة و السلام)

از انس روایت شده است که مردی از پیامبر (علیه الصلاة و السلام) پرسید: قیامت کی فرا می­رسد ؟

پیامبر (علیه الصلاة و السلام) فرمود: «و ما أعددت لها؟» «چه توشه­ای برایش اندوخته­ایی؟»

مرد پاسخ داد: حقیقتا چیزی آماده نکرده­ام اما خدای متعال و پیام آورش را دوست دارم.

 پیامبر (علیه الصلاة و السلام) فرمود: «أنت مع من أحببت» «تو با کسانی خواهی بود که دوستشان داشته­ایی.»

انس می­گوید:

هیچ چیز به اندازه­ی این فرمایش پیامبر (علیه الصلاة و السلام) که تو با کسانی خواهی بود که دوستشان داشته­ایی ما را خوشحال نکرد. سپس می­گوید: من دوستدار پیامبر و ابوبکر و عمر هستم و امیدوارم به سبب علاقه­ام به ایشان همراه و همدم آنان شوم.

 

اما معنای محبت به پیامبر (علیه الصلاة و السلام) چیست ؟

آیا به مجرد به زبان اقرار کردن به دوستی و محبت با پیامبر (علیه الصلاة و السلام) است یا محبت به پیامبر (علیه الصلاة و السلام) معنای دیگری دارد؟

در این­جا به اختصار به ذکر چند نشانه اشاره می­کنیم که اگر در شخص محب بود دلیل بر صدق محبت ایشان به پیامبر (علیه الصلاة و السلام) است.

از جمله این نشانه­ها:

  • پیروی کامل از ایشان

در شعری منسوب به امام شافعی (رحمه الله) آمده که گفته :

تعصی الاله و أنت تظهر حبه

هذا لعمري في القياس بديع

لو كان حبك صادقا لاطعته

إن المحب لمن يحب مطيع

(قسم به جان خودم خیلی عجیب است که اظهار محبت با خدا و (پیامبر) را می­کنی در حالی که دستورات ایشان را به جای نمی­آوری، اگر محبت تو واقعی می­بود از او پیروی می‎کردی، زیرا محب و عاشق همیشه فرمان بردار محبوب خود است.)

  • احترام و تعظیم ایشان 

خداوند در آیه­ی ۸ و ۹ سوره فتح می­فرمایند:

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴿۸﴾ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا﴿۹﴾ (الفتح: ٨ – ٩)

بعضی‎ از مفسرین هر سه لفظ تسبیح و توقیر (یاری‎دادن) و تعزیز (بزرگ‎شمردن) را راجع به خداوند مطرح کرده­اند و بعضی گفته­اند تسبیح درباره­ی خداوند و توقیر(یاری‎دادن) و تعزیز(بزرگ‎شمردن) درباره­ی رسول الله (علیه الصلاة و السلام) است.

  • ذکر و یاد پیامبر (علیه الصلاة و السلام)

در باب محبت، قانون این است که (من احب شیئا اکثر ذکره) «کسی که چیزی را دوست دارد به کثرت از آن یاد می­کند»، محب همیشه به یاد محبوب است و فکر محبوب هیچ وقت از صفحه­ی ذهنش دور نمی­شود.

  1. سجده ­ی زیاد

در حدیثی که ربیعة بن کعب الاسلمی روایت کرده، آمده :

«كُنْتُ أَبِيتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَتَيْتُهُ بِوضُوئِهِ وَحَاجَتِهِ, فَقَالَ لِي: سَلْ, فَقُلْتُ: أَسْأَلُكَ مُرَافَقَتَكَ فِي الْجَنَّةِ, قَالَ: أَوْ غَيْرَ ذَلِكَ, قُلْتُ: هُوَ ذَاكَ, قَالَ: فَأَعِنِّي عَلَى نَفْسِكَ بِكَثْرَةِ السُّجُودِ».(أخرجه مسلم).

از ربیعة بن کعب اسلمی (رض) – خادم رسول خدا (علیه الصلاة و السلام) و یکی از اصحاب صفه – روایت است که گفت:

«من شب‎ها را با پیامبر (علیه الصلاة و السلام) می‌گذراندم، آب وضوی ایشان را فراهم می‌کردم و نیازهایشان را بر طرف می‌ساختم. به من گفتند: از من چیزی بخواه. گفتم: خواسته­ی من همراهی و رفاقت با شما در بهشت است. فرمودند: آیا غیر از این هم درخواستی داری؟ گفتم: همان است که گفتم. فرمود: مرا با کثرت سجود، بر خویشتن یاری ده».

در این حدیث آن­چه سبب همراهی با پیامبر (علیه الصلاة و السلام) در بهشت خواهد شد را سجده­ی زیاد ذکر کردند که به مداومت بر نماز تفسیر می­شود، در باب نماز و اهمیت آن در شریعت اسلام و ادیان گذشته زیاد تأکید شده است و مهم‎ترین نکته در نماز این است که پیوندی بین بنده و خدا است و این پیوند به روح و روان انسان آرامش می­بخشد و به قدرت و اراده و تصمیم­گیری در وجود انسان کمک می­کند. از این رو خدای متعال نماز را به عنوان اسلحه‎ایی برای کارزار در صحنه­ی پیکار زندگی در اختیار انسان قرار داده است تا در برابر دردها و رنج های زندگی از آن کمک بگیرد و در این مورد می‎فرمایند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ  إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (البقرة: ١٥٣)

دیل کارنگی در مورد نماز می­گوید:

 نماز می­تواند سه چیز را در اختیار شما قرار دهد که هیچ انسان با دین یا بی‎دینی از آن بی‎نیاز نخواهد بود .

۱- نماز به شما کمک می­کند تا با نهایت دقت و با رعایت امانت مسائلی که روح و روانتان را مشغول کرده است و بر آن سنگینی می­کند، را توضیح دهید. نماز بسیار به نویسندگی شبیه است که ادیب به­وسیله­ی آن اندوه­هایش را ابراز می­کند.

۲- نماز به شما این احساس را می­دهد که شما در حل مشکلات و برطرف کردن اندوه‎هایتان تنها نیستید. روان­پزشکان بر این مطلب اتفاق­نظر دارند که بیرون ریختن انگیزه­های پریشانی و بحران­ها­ی روانی نزد دوستی صمیمی یا یک رفیق شفیق، بخش عمده­ی درمان بیماری­های اعصاب است. حال اگر کسی را نیابیم که بتوانیم هر چه در دل داریم نزد او بیرون بریزیم، خدا بهترین دوست و رفیق برای ماست.

۳- نماز ما را به سوی عمل و اقدام می­کشاند. من شک دارم که انسانی روزها پشت سر هم نماز بخواند و بهره و فایده­ایی از نمازش نبرده باشد و به تعبیری گام‎های سازنده­ایی در جهت بهبود بخشیدن به اوضاع و احوالش و رفع بحران­های روحی­اش برنداشته باشد .

سایت تابش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

پیامبر، روز دیگری متولد شد

نویسنده : صدیق قطبی جسم او شاید این روزها در وجود آمده باشد، اما حقیقت او …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *