خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / وسایل تربیت در اسلام (۳)

وسایل تربیت در اسلام (۳)

نوشته : محمد قطب(رحمه الله)

۳ – تربیت کردن با کیفر و عقوبت

هنگامی که تربیت با سرمشق عملی و الگو و نمونه صالح و با پند و اندرز و موعظه های خیرخواهانه ، سودی نبخشید و کارگر نشد ، آن وقت به ناچار باید چاره ای قطعی و قاطعی اندیشید تا کارها ، در جای درست و صحیح خود قرار گیرند و چاره کارساز در این مورد به کیفر رساندن است – مقابل و مکمل تربیت با کیفر ، تربیت با تشویق و پاداش است و ما در این جا از هر دو گفتگو می کنیم ولی به علت اهمیت تنبیه پس از سرمشق ساختن و موعظه ، در این جا آن را به تنهایی آوردیم و برخی از دیدگاههای تربیتی نوین از عقوبت و کیفر نفرت دارند و دوست ندارند که نام آن را بر زبان بیاورند ولی نسلی که در آمریکا خواسته اند که بدون تنبیه و کیفر تربیت شود  ، نسلی است از هم گسیخته ، لاابالی و بی شخصیت. بی گمان تنبیه و کیفر برای هر شخصی ضروری نیست ، گاهی ممکن است که شخصی با سرمشق عملی و موعظه و اندرز بی نیاز از تنبیه و کیفر گردد و چنین کسی در تمام عمر و زندگیش نیازی به کیفر و تنبیه بدنی ندارد.

با این حال ، بدون شک تمام مردم چنین نیستند و در میان مردم کسانی هستند که احتیاج به سخت گیری یک باره یا چندباره دارند.

کیفر و سزا ، نخستین چیزی و نزدیک ترین چیزی نیست که به خاطر مربی خطور می کند – و به قول مثل عربی : آخر العلاج الکی = داغ کردن آخرین چاره است نه اولین – پس قبل از هر چیز موعظه نیکو و دعوت به عمل خیر است و صبر و شکیبایی طولانی بر انحراف اشخاص است که شاید جواب دهد و بیدار شوند و به راه آیند.

(‏ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ‏.‏ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ‏ ) ( فصلت ۳۴-۳۳)

«‏ گفتار چه كسي بهتر از گفتار كسي است كه مردمان را به سوي خدا مي‌خواند و كارهاي شايسته مي‌كند و اعلام مي‌دارد كه من از زمره مسلمانان ( و منقادان اوامر يزدان ) هستم‌ ؟ ‏.‏ نيكي و بدي يكسان نيست .  ( هرگز بدي را با بدي ، و زشتي را با زشتي پاسخ مگوي . بلكه بدي و زشتي ديگران را ) با زيباترين طريقه و بهترين شيوه پاسخ بده . نتيجه اين كار ، آن خواهد شد كه كسي كه ميان تو و ميان او دشمنانگي بوده است ، به ناگاه همچون دوست صميمي گردد . ‏»

(ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) (نحل ۱۲۵) «( اي پيغمبر ! ) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهاي نيكو و زيبا به راه پروردگارت فراخوان ، و با ايشان به شيوه هرچه نيكوتر و بهتر گفتگو كن »

(‏ وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً ‏ )( مزمل ۱۰ ) «‏ در برابر چيزهائي كه مي‌گويند شكيبائي كن ، و به گونه پسنديده از ايشان دوري كن . ‏»

موعظه و پند و اندرز یک وسیله نیست بلکه وسیله های متعددی وجود دارد و قرآن کریم سرشار و لبریز است از برخوردهای باریک بینانه و نرم و لطیف و الهام بخش و موثری که دلها و درونها و وجدان را تحت تاثیر قرار می دهد و می لرزاند و تاثیرهای بسیار کارسازی در دلها وجود دارد ولی در واقع مشاهده می کنیم که مردمانی هستند که این همه اندرزهای خیرخواهانه در آنان تاثیری نمی گذارد یا برعکس هر اندازه بیشتر پند داده شوند و ارشاد گردند بر انحراف و کج راهی آنان افزوده می گردد . به راستی حکیمانه نیست که از وجود این گونه افراد تجاهل کنیم و آنان را نادیده بگیریم یا بیش از اندازه با آنان نرمی نشان دهیم و از شدت و سخت گیری با آنان کراهت داشته باشیم! آری! به راستی این گونه افراد د اشخاص بیمارند و منحرف و گمراهند و شاید معالجات و عیادتهای روانشناسانه اصلاحشان کند !  وهیچ کسی مانع این نیست که این اشخاص مداوای روانی شوند یا هر نوع مداوای موثری با آنان به عمل آید ، ولی باید برحذر باشیم از اینکه وسیله خویش را در تربیت آنان ، همگامی با انحرافات و کج رویهای آنان قرار دهیم و در صدد جست وجوی پوزش برای آنان برآییم. چون خود این عمل موجب انحراف بیشتر آنان می گردد و بر شمار منحرفان می افزاید . بی گمان تربیت با مهربانی و نرم خویی و دلسوزی ، در کودکان و استقامت و پاکی و کمالشان در موارد بسیاری موثر و موفق است ، ولی تربیتی که بر نرمخویی و مهربانی و دلسوزی بیفزاید بسیار زیان بخش است . چون یک هستی سست و نااستواری را پدید می آورد. روح و نفس نیز در این باره همچون جسم است ! هرگاه بیش از اندازه لازم با جسمت نرمی کردی و از ترس خستگی ، مشقت و سختی را بر آن تحمیل نکردی و از ترس ناتوانی آن را به زحمت نیانداختی ، نتیجه آن است که چنین جسمی هرگز قوی نخواهد شد و بنیه اش استوار نخواهد گردید. پس هرگاه با روح و نفس خویش بیش از اندازه لازم نرمی کنی و آسان گیری و هیچ وقت آن را بر تحمل چیزی که از آن بدش می آید ، وادار نکردی نتیجه آن می شود که روح و روان تو نیز سست و آبکی و منحرف و نااستوار می گردد. به علاوه ، صاحبش را نیز دچار شقاوت می کند. چون به وی فرصتی نمی دهد تا احساساتش را و شهوتهایش را کنترل کند و به کنترل و نگهداشتن آنها عادت نماید ، در نتیجه با واقعیت تلخ زندگی زمینی روبرو می شود. چون هرگز خداوند تمام آنچه که مورد آرزو و شهوت مردم است ، به آنان نمی بخشد! از این جا است که باید در تربیت کوچک و بزرگ روش درست و دوراندیشی کافی به کار برده شود. چون این دوراندیشی ، بیش از آن که به مصلحت دیگران باشد به مصلحت خود آنان است .

استفاده از کیفر و تهدید در بعضی از موارد و در بعضی از اوقات جزء دوراندیشی و حزم درست است اسلام برای تربیت از همه وسایل درست ممکنه استفاده می کند و پیروی می نماید و هیچ راهی و سوراخی که ممکن باشد از آن به نفس رخنه نماید ، ترک نمی کند و نادیده نمی گیرد و از همه استفاده می کند. بی گمان اسلام برای تربیت از سرمشق عملی درست و موعظه و اندرز و ترغیب و پاداش سود می برد وآنها را به کار می گیرد و همچنین از بیم دادن و ترساندن با همه درجات آن نیز استفاده می کند ، از اول تهدید تا مرحله اجرا و تنفیذ.

اسلام یک بار به عدم رضای خدا ، تهدید می کند که این تهدید اگرچه آسان ترین تهدید است ولی تاثیرش در جان و نفس مومنان بسیار شدید و سخت است :

(‏ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ‏ ) ( حدید ۱۶) « ‏ آيا وقت آن براي مؤمنان فرا نرسيده است كه دلهايشان به هنگام ياد خدا ، و در برابر حق و حقيقتي كه خدا فرو فرستاده است ، بلرزد و كرنش برد ؟ و آنان همچون كساني نشوند كه براي آنان قبلاً كتاب فرستاده شده است و سپس زمان طولاني بر آنان سپري گشته است ، و دلهايشان سخت شده است ، و بيشترشان فاسق و خارج ( از حدود دين خدا ) گشته‌اند . ‏»

و گاهی به صراحت به غضب و خشم خدا تهدید می نماید ، همان گونه که درباره داستان افک مادر مومنان با شدیدترین درجه ، به غضب خدا تهدید آمده است :

(‏ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏.‏ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ‏.‏ وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ‏.‏ يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ) ( نور ۱۷-۱۴) «‏ اگر تفضّل و مرحمت خدا در دنيا ( با عدم تعجيل عقوبت ) و در آخرت ( با مغفرت ) شامل حال شما نمي‌شد ، هر آينه به سبب خوض و فرو رفتنتان در كار تهمت ، عذاب سخت و بزرگي گريبانگيرتان مي‌گرديد . ‏‏ ( عذاب گريبانگيرتان مي‌شد ) در آن زماني كه به استقبال اين شايعه مي‌رفتيد و آن را از زبان يكديگر مي‌قاپيديد ، و با دهان چيزي پخش مي‌كرديد كه علم و اطّلاعي از آن نداشتيد ، و گمان مي‌برديد اين ، مسأله ساده و كوچكي است ، در حالي كه در پيش خدا بزرگ بوده ( و مجازات سختي به دنبال دارد ) . ‏‏ چرا نمي‌بايستي وقتي كه آن را مي‌شنيديد ، مي‌گفتيد : ما را نسزد كه زبان بدين تهمت بگشائيم ، سبحان‌الله ! اين بهتان بزرگي است ! ‏‏ خداوند نصيحتتان مي‌كند ، اين كه اگر مؤمنيد ، نكند هرگز چنين كاري را تكرار كنيد ( و خويشتن را آلوده چنين معصيتي سازيد . چرا كه ايمان راستين با تهمت دروغين سر سازگاري ندارد

و گاهی با جنگ با خدا و پیامبرش تهدید می کند :

(‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏.‏ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ ‏) ( بقره ۲۷۹-۲۷۸ )« ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! از ( عذاب و عقاب ) خدا بپرهيزيد و آنچه از ( مطالبات ) ربا ( در پيش مردم ) باقي مانده است فروگذاريد ، اگر مؤمن هستيد . ‏‏ پس اگر چنين نكرديد ، بدانيد كه به جنگ با خدا و پيغمبرش برخاسته‌ايد ، و اگر توبه كرديد ( و از رباخواري دست كشيديد و اوامر دين را گردن نهاديد ) اصل سرمايه‌هايتان از آن شما است ، نه ستم مي‌كنيد و نه ستم مي‌بينيد . ‏

و گاهی با عذاب آخرت و کیفر آخرت تهدید می کند :

(‏ وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَاماً ‏.‏ يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً ‏) ( فرقان ۶۹-۶۸ )« ‏ و كسانيند كه با الله ، معبود ديگري را به فرياد نمي‌خوانند و پرستش نمي‌نمايند ، و انساني را كه خداوند خونش را حرام كرده است ، به قتل نمي‌رسانند مگر به حق ، و زنا نمي‌كنند . چرا كه هر كس ( يكي از ) اين ( كارهاي ناشايست شرك و قتل و زنا ) را انجام دهد ، كيفر آن را مي‌بيند . ‏‏ ( كسي كه مرتكب يكي از كارهاي زشت و پلشت شرك و قتل و زنا شود ) عذاب او در قيامت مضاعف مي‌گردد ، و خوار و ذليل ، جاودانه در عذاب مي‌ماند . ‏»

سپس به عذاب و کیفر در دنیا تهدید می نماید :

(إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ) ( توبه ۳۹) « اگر براي جهاد بيرون نرويد ، خداوند شما را ( در دنيا با استيلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان ) عذاب دردناكي مي‌دهد و ( شما را نابود مي‌كند و ) قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند»

(وَإِن تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً ) ( فتح ۱۶ ) «و اگر سرپيچي كنيد ، همان گونه كه قبلاً نيز سرپيچي كرده‌ايد ، خداوند با عذاب دردناكي عذابتان خواهد داد .»

وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَاباً أَلِيماً فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ ) ( توبه ۷۴) « و اگر روي بگردانند ، خدا آنان را در دنيا و آخرت به عذاب بسيار دردناكي كيفر مي‌دهد »

(إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ) ( توبه ۵۵) «چرا كه خداوند مي‌خواهد آنان را در زندگي دنيا بدين وسيله معذّب كند»

سپس عذاب را برای هرکس جداگانه تعیین می کند :

(الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ ) ( نور۲) «هر يك از زن و مرد زناكار ( مؤمن ، بالغ ، حرّ ، و ازدواج ناكرده ) را صد تازيانه بزنيد »

(‏ وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏) (مائده ۳۸)

«دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر عملي كه انجام داده‌اند به عنوان يك مجازات الهي قطع كنيد»

درجات ومیزان کیفر برحسب درجات مردم متفاوت است!چون بعضی از مردم هستند یک اشاره ای ‏از دور برای آنان کفایت می کند که دلشان می لرزد و وجدان و ضمیرشان تکان می خورد و از انحرافی که مرتکب شده برمی گردند و به راه می آیند و بعضی هستند که جز با خشم صریح و اشکار متنبه نمی شوند و از خطا برنمی گردند و برخی دیگر هستند که با تهدید به عذابی که درباره شان اجرا می گردد اگر پشیمان نشوند ، همین تهدید برایشان کفایت می کند و برخی هستند که باید عصای تنبیه را بر سر خود ببینند تا برگردند و برخی دیگر هستند که باید درد کیفر و سزا را بکشند تا حالشان درست گردد و به راه آیند .

 

سایت تابش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

اسلام دین هر زمان و هر مکان

نویسنده: انیسه«غزنوی» اسلام دین جهانی است که با هر زمان و مکان ساز گار است. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *