ویژگی های «اولو الامر» از منظر قرآن

«اولوا الامر» به چه کسانی گفته می شود؟

مصاحبه مختصری در باره اولواالامر با یکی از دعوتگران سرشناس کورد- ماموستا علی باپیر- که توضیحات ایشان به شرح زیر عرضه می گردد
– استاد در مورد ( اولی الامر ) مسئولین ( دین و دنیا ) که درسوره ی ( نساء ) آمده و می فرماید:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ … ( نساء ۵۹ ).ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا ( با پیروی از قرآن) و از پیغمبر (خدا محمّد مصطفی با تمسّک به سنّت او) اطاعت کنید و از کارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید ( مادام که دادگر و حقّگرا بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند)، در باره ولی امر گمانی درست شده است ، که آیا در اینجا ( اولی الامر ) هر مسئولی را شامل می شود؟ و آیا مشروط است که آن شخص به شر یعت و برنامه ی خدا عمل کند یا خیر ؟
پاسخ * برادرعزیز برای فهمیدن این مطلب باید به موضوع آیات قبلی نگاه کنیم، قبل از این آیه ای که شما اولش را خواندی چنین می فرماید:
إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا ( نساء۵۸ ). همانا بی گمان خداوند به شما (مؤمنان) دستور می‌دهد که امانت ها را (اعم از آنچه خدا شما را در آن امین شمرده و چه چیزهائی که مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امین دانسته‌اند) به صاحبان امانت برسانید و هنگامی که در میان مردم به داوری نشستید این که دادگرانه داوری کنید (این اندرز خدا است و آن را آویزه‌ی گوش خود سازید و بدانید که) خداوند شما را به بهترین اندرز پند می‌دهد (و شما را به انجام نیکیها می‌خواند) بی گمان خداوند دائماً شنوای (سخنان و) بینا (ی کردارتان) بوده و می‌باشد (و می‌داند چه کسی در امانت خیانت روا می‌دارد یا نمی‌دارد، و چه کسی دادگری می‌کند یا نمی‌کند).
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ( نساء ۵۹ ).
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا (با پیروی از قرآن) و از پیغمبر (خدا محمّد مصطفی با تمسّک به سنّت او) اطاعت کنید، و از کارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید (مادام که دادگر و حقّگرا بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند) و اگر در چیزی اختلاف داشتید (و در امری از امور کشمکش پیدا کردید) آن را به خدا (با عرضه‌ی به قرآن) و پیغمبر او (با رجوع به سنّت نبوی) برگردانید ( تا در پرتو قرآن و سنّت، حکم آن را بدانید. چرا که خدا قرآن را نازل، و پیغمبر آن را بیان و روشن داشته است. باید چنین عمل کنید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این کار (یعنی رجوع به قرآن و سنّت) برای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است.
باید خوب در این دو آیه و آیات بعد دقت کنیم، آن وقت می فهمیم که ( اولی الامر ) چه کسانی هستند؛ می بینیم خداوند در مرحلە اول به مسلمانان دستور می دهد: خدا امر می کند که امانت ها را به صاحبانشان برگردانید و اگر بین مردم قضاوت کردید عادلانه حکم کنید، بی گمان آنچه خدا نصیحتتان می کند بهتر ین چیز است، به راستی که خدا می شنود و می بیند ( یعنی سخنان شما را می شنود و کردارتان را می بیند ).
بعد می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید فرمانبردار خدا و پیامبرش  و مسئولینی که از خودتان هستند، باشید و اگر در چیز ی اختلاف پیدا کردید به خدا و پیامبر ارجاع دهید، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید؛ بی شک این بهتر است و نتیجه ی بهتر ی خواهد داشت .
( شیخ الاسلام ابن تیمیه ) خدا رحمتش کند کتابی دارد به نام ( السیاسه الشرعیه فی اصلاح الراعی والرعیه ) و این کتاب در تفسیر و تبیین این دو آیه نوشته است که در آیه ی اول خداوند مهربان می فرماید :إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ …(نساء ۵۸ ) .
بی گمان خداوند به شما ( مؤمنان ) دستور می‌دهد که امانت ها را ( اعم از آنچه خدا شما را در آن امین شمرده، و چه چیزهائی که مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امین دانسته‌اند) به صاحبان امانت برسانید و هنگامی که در میان مردم به داوری نشستید این که دادگرانه داوری کنید.
به مسلمانان “ملت و حاکم “دستور می دهد که امانت ها را به صاحبانش برگردانید، البته کلمه ی امانت کلی است اما در اینجا با توجه به موضوع آیات معلوم است که منظور از امانت مسئولیت و حکمرانی است .
إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا . بی گمان خداوند به شما (مؤمنان) دستور می‌دهد که امانت ها را به صاحبان امانت برسانید.

در اینجا قبل از هر چیز منظور از امانت ،امانت حکمرانی وحکومت است ، ز یرا اگر امانت حکمرانی به صاحبش رسید، تمام امانت های دیگر خوب محفوظ خواهند شد به شرط اینکه امانت حکمرانی در دست کسی شایسته باشد و حاکمی دادگر باشد بی شک امانت های دیگر هم حفظ خواهند شد.
به همین خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
– إذا ضیعت الأمانه فانتظر الساعه، قال: کیف إضاعتها یا رسول الله؟ قال: إذا أسند الأمر إلى غیر أهله فانتظر الساعه .
به روایت بخار ی ( شماره ۵۹ ) از ابوهریره .
یعنی: هنگامی که امانت به هدر رفت قیامت خواهدآمد، عرض کردند به هدر دادنش چطوراست؟ فرمود : هر وقتی مسئولیت ( امور و مسئولیت در قرآن و سنت به معنی کار و مسٶلیت سیاسی و اجتماعی آمده است ) به کسانی ناشایست سپرده شد، منتظر آمدن قیامت باش .
در اینجا منظور قیامت بزرگ نیست؛ بلکه منظور قیامت آن مردم یا آن مکان است ؛ که بی گمان این اظهار نظری بسیار دقیق است : یعنی هر جماعت و قومی که کار و مسئولیتشان به کسانی نالایق سپردند منتظر قیامتشان باشند ، یعنی حال ووضعشان خراب شده و نابود خواهندشد .
خداوند حکیم در جمله ی اول آیه خطابش به مسلمانان است، مانند مردم و جماعت که می فرماید :
إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا . (نساء ۵۸ ).
یعنی: ای مردم امانت ها – مخصوصا امانت حکمرانی و اجرا کردن امور – را به صاحبان شایسته اش برگردانید، بعد در جمله ی دوم رو به حکمرانان می کند و می فرماید:وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ
یعنی: ای حکمرانان و کار بدستان، بعد از اینکه مردم شما را انتخاب کردند و امانت و مسئولیت را به شما سپردند، شما هم دادگرانه بین مردم حکم نمایید.
پس در این آیه ی مبارک خداوند حکیم با مردم و حکمرانان صحبت می کند، زیرا در واقع نیز چنین است که از یکدیگر جدا نیستند.
بعد در آیه ی دوم که جواب پرسشمان است می فرماید :
( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم )
( باید اینطور از آیه فهمید )، یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیامبر فرمانبر ی نمایید و از کار بدستانی که غم خور و از خودتان هستند .
پژوهشگران قرآن می گویند: در اینجا خدا امر کرده به فرمانبردار ی کردن از خودش، یعنی ملتزم بودن به قرآن، بعد امر کرده به فرمانبردار ی از پیامبر، یعنی: ملتزم بودن به سنت و راه و روش پیامبر، بعد در مرحله ی سوم می فرماید: ( و َأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ )

اما نکته این است که چرا کلمه ی ( وَ أَطِیعُوا ) را دوباره تکرار نکرده است؟ در پاسخ باید گفت: زیر ما موظف به اطاعت از قرآن و سنت هستیم، و بعد از قرآن لازم است که ملتزم به سنت پیامبر باشیم ، یعنی قسمتی از وحی خداوند در قرآن و قسمتی دیگر در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم برجسته است.
پیامبر در حدیثی می فرماید: ( الا انی اوتیت الکتاب و مثله ) یعنی: بدانید که قرآن و مثل آن که سنت است به من داده شده است. به روایت ابو داود شماره ی حدیث (۴۶۰۴ ) و شیخ آلبانی در کتاب سلسله احادیث صحیحه به شماره ی حدیث (۲۸۷۰ ) روایت کرده اند.
نیک می دانیم که مجموعه ای قواعد و قوانین در سنت پیامبر آمده اند که در قرآن نیامده اند.
سنت پیامبر عبارت است از آنچه به صورت خلاصه در قرآن آمده است و همچنین کیفیت عمل به قرآن را هم روشن می کند و مجموعه ای قانون دارد که در قرآن نیامده اند و ما ملتزم به پیروی غیر قرآن و سنت نیستیم و آن ، دین حساب نمی آیند، و مسئولین ما باید ضمن اینکه از خودمان هستند باید ملتزم به قرآن و سنت باشند و در این صورت فرمانبرداریشان بر ما لازم می شود و اطاعتشان واجب می شود؛ زیرا خداوندمی فرماید :
( وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ) کلمه ی ( اولی ) یعنی یار و این بار (اولی الامر ) یعنی یاران امر ، آنهایی که صاحب حق حکمرانی هستند و چه کسانی صاحب این حق هستند ؟
خداوند می فرماید : وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَیْنَهُمْ (شوری ۳۸ ).و کارشان به شیوه‌ی رایزنی و بر پایه‌ی مشورت با یکدیگر است.
یعنی : کسانی حق حکمرانی دارند که مسلمانان با مشورت انتخابشان کرده باشند.
در زمان پیامبر نیز ای چنین بوده است که اگر نصی از قرآن و سنت نبوده باشد که فلان کس مسئول است ؛ مسلمانان با همدیگر به مشورت پرداخته اند و آن کسی را که اصلح دانسته اند انتخابش کرده اند و هر چهار نفر خلفای راشدین به رای مردم انتخاب شده اند؛ به همین خاطر گفته اند ( خلفای راشدین ) یعنی: هدایت یافته و به خلفای بعد از آنان گفته شده پادشاهان چیره( الملک العضوض ) یا پادشاه جبر ی ( الملک الجبری ) ز یرا به زور خود را بر مردم تحمیل کرده اند؛ یا آن را از شخص قبل از خود به ارث برده است و یا به شیوه ای نا مشروع و غیر قانونی مسئولیت را برعهده گرفته اند.
خداوند مهربان می فرماید : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ .
هم چنانکه می بینیم خداوند  نفرموده ( ولی الامر )؛ بلکه گفته است: ( اولی الامر ) یعنی با صیغه جمع آورده؛ زیرا حکمرانی در میان مسلمانان تنها حق یک نفر نیست ! بلکه در اسلام باید نماینده و غمخوران مسلمانان که ( اهل حل و عقد ) نامیده می شوند  مسئول و حکمرانان خود را انتخاب می نمایند و در واقع اهل حل و عقد عبارتند از علمای اسلام و رهبران وفرماندهان مورد اعتماد  و منتخب مردم و تنها کسانی به عنوان حکمران و مسئول انتخاب می شوند که مردم حمایت و اعتماد مردم باشند و امانت حکمرانی را به آنها بسپارند.
در اینجا پرسشی پیش می آید: اگر اختلاف میان حکمران و مردم پیدا شد باید چه کار کرد ؟
خداوند می فرماید: فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ . یعنی: اگر اختلاف پیداکردید به طرف خدا و پیامبر برگردید، یعنی به قرآن و سنت، یعنی امکان دارد مردم با حکمران و مسئولان مسلمان اختلاف داشته باشند اما در این میان چه کسی قاضی است؟
بی شک قاضی تنها قرآن و سنت است.
پس هر مسئولی ولی امر مسلمانان به حساب نمی آید ؛ بلکه باید آن ولی امر و حکمران از خودشان باشد و خودشان او را انتخاب کرده باشند و آماده باشد اگر با آنها اختلاف داشت قرآن و سنت را قاضی و ترازو قرار دهد .
پس ولی امر و حکمران سکولاری که اساسا به قرآن و سنت اعتراف نمی کند  به عنوان مسئول و غمخور مسلمانان و اهل ایمان حساب نمی شود !!

نویسنده : استاد علی باپیر
ترجمه : رحیم رهرو
ویراستار : فاتح کردی

به نقل از سایت سوزی میحراب

یک دیدگاه