Uncategorized

پرخطیر ترین دسیسه ی شیطان نافهمی، نادانی، و جهالت است

﴿شیطان و دارو دسته اش﴾:

(بخش بیست و نهم):

در بخش های گذشته، خوانده آمدیم که چگونه شیطان انسانها را در هر منصب و علمی که دسترسی دارند، در احاطه ی علم خودشان اغوای میکند.

پرخطیر ترین دسیسه ی شیطان که ذریعه ی آن توده های بزرگ خلق را اغوای میکند، نافهمی، نادانی، و جهالت است.

در بخش های گذشته دیدیم که چگونه ابلیس جاهلان عرب را به بت پرستی افگند؛ از فریبها و شبهات ناپسند ابلیس بر ایشان آن بود که تقلید بی‌دلیل پدران را در نظرشان آراست، چنانکه در قرآن کریم آمده است:

﴿وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَیۡنَا عَلَیۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ کَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا یَعۡقِلُونَ شَیۡ‍ٔٗا وَلَایَهۡتَدُونَ ١٧٠﴾ [البقره ۱۷۰].

«چون به ایشان گفته شد که پیــروی کنید از آنچه خدا نازل کرده، گفتند: ‌پیروی می‌کنیم از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم؛ اگر چه پدرانشان چیزی نمی‌فهمیده و راه یافته نمی‌بوده اند (آیا باز هم باید پیرویشان کنند)؟».

هرگاه اعمال و افعال در یک جامعه بر اساس میراث و فرهنگِ گذشتگان به ارث برده شود، و مردم در آن جامعه به این اعمال پابند باشند، و آن را از کتاب و سنت مقدم شمارند، بدون شک که جهالت و نادانی آنها را بدست شیطان سپرده است.

امروزه میبینیم که مردم به جهالت از آنچه قرآن منع کرده است، نزد ساحر، جادوگر، ملا و تعویذ نویس، کف شناس، منجم و…. میروند و پول هنگفتی را به ناحق به آنها تأدیه میکنند، در حالیکه کتاب و سنت، از این اعمال انسانها را شدیداً منع کرده است.

ابلیس بندگانی را به مذهب دهریه فریفت آنها معاد را منکر شدند. چنانکه قرآن کریم  از قول ایشان حکایت می‌نماید:

﴿وَقَالُواْ مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا ٱلدُّنۡیَا نَمُوتُ وَنَحۡیَا وَمَا یُهۡلِکُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾ [الجاثیه ۲۴].

«به غیر از زندگانی این دنیا چیز دیگری نیست و این دهر است که ما را میمیراند».

متأسفانه در صفحه ی فیسبوک با یک گروه خاصی سر میخوریم که چنین عقیده ای را دارند، و میخواهند این عقیده ی باطل را میان جوانان رائج سازند.

در پهلوی این گروه، شیطان بعضی دیگر را بدین گونه فریفت و اغوای کرد، که از مجودیت خالق منکر نشدند،  اما نبوت و معاد را انکار کردند.

متأسفانه، یگ گروهی از این نسل انسانها در اطراف مان پا به عرصه ی وجود گذاشته است که نوجوانان و جوانان را بسوی فتنه های بعدی دعوت میکنند. اینها همه فریب مکر های شیطان را خورده اند و قرآن کریم را کلام الله تعالی نمیدانند و آن را رؤیای پیامبر صلی الله و علیه وسلم تلقی میکنند.

ذکر این گروه ها در مضمون ﴿شیطان و دارو دسته اش﴾ به عنوان مضمون خیلی صدق میکند، و دغدغه های فکری این گروهک ها به خورسندی ابلیس می افزاید.

شیطان، بعضی دیگری را به این پندار کشانید که فرشتگان (اعوذ بالله من ذلک) دختران الله سبحانه و تعالی هستند،

شیطان و دارو دسته اش در اینجا توقف نکرد، و بعضی دیگر را به کیش یهود گروانید و بعضی را به مجوسیت فریفت چنانکه از بنی تمیم زراره بن جدیس و پسرش حاجب مجوسی بودند.

از جمله کسانی که در دوران جاهلیت به الله تعالی و خلقت و معاد و ثواب و عقاب معتقد بودند عبدالمطلب بن هاشم و زید بن عمرو بن نفیل و قس بن ساعده و عامر بن ظرب هستند.

عبدالمطلب وقتی ظالمی را می‌دید که به سزایش نریسده می‌گفت:

﴿به خدا غیر از این دنیا سرای دیگری هست که در آن نیکوکار و بدکار پاداش می‌یابند.﴾

و نیز از این زمره است زهیر بن ابی سلمی که می‌گفت:

﴿باقی می‌ماند و یا همین جا به شتاب انتقام می‌گیرند.﴾ آورده اند که زهیر آخر مسلمان شد .

و از این زمره است زید الفوراس، و قلمس بن امیه کنانی.

او در آستانه ی کعبه خطبه می‌خواند و اعراب پس از شنیدن وعظ و خطابه ی او از حج باز می‌گشتند،

روزی ضمن موعظه گفت:‌

«خدا از چندگانه پرستی شما عربان راضی نیست و پروردگار این بتان شما همانا خدای واحد است که دوست دارد به تنهایی پرستیده شود».

عربان با این سخن از گرد او پراکنده شدند و دیگر به خطبه‌اش گوش ندادند.

یکی از دسیسه های شیطان، برای متزلزل ساختن اساساتِ دینی انسانها، زیبا جلوه دادن اعتقادات و عنعنه های فرهنگی و نادیده گرفتن اوامر و نواهی الهی است.

بعضی عقاید فعلی جامعه ی ما با اعتقادات بعضی از اعراب زمان جاهلیت متوازی است.

اعراب در جاهلیت اعتقاد داشتند که اسبِ هر مرده‌ای را بالای قبرش ببندند و آنجا بماند تا تلف شود، آن مرده سوار بر آن اسب محشور خواهد شد اما دیگر مردگان پیاده محشور می‌شوند.

از جمله کسانی که این عقیده را داشت عمرو بن زید کلبی است.

به هر حال بیشتر اعراب بت پرست بودند و کم کسی (همچون قس بن ساعده و زید بن عمرو بن نفیل) بتان را رد کرده به توحید گراییدند.

حال، با گذشت روزگار، و اکمال دین وسنت، مردمانی در جامعه داریم که اعتقادات بدتر از این دارند.

اعتقاداتی همچون شام غریبان، دیگچه و شیر برنج، شوله شیرین،شبِ مردگان، نذرِ بی بی، نذرِ کشمش نخود، روزِ چهلِ مرده، عید اول و یا دوم مرده، روشن کردنِ شمع بالای مقابر، با سنگ زدن بالای سنگ قبر، و صد ها عمل دیگر، همه اعتقادات میراثی از گذشتگان اند که با اسلام ربطی ندارد.

شیطان از سلاح جهل و جهالت برضد انسانها استفاده کرده آنها را در جهلِ شان غرق میکند.

چنانچه میخوانیم جاهلان همچنان به بدعت سازی ادامه می‌دادند که از آن جمله « نسیء» است، یعنی به تأخیر انداختن ماه حرام و در واقع یعنی حرام داشتن ماه حلال و حلال داشتن ماه حرام.

توضیح اینکه اعراب از دین ابراهیم علیه السلام چهار ماه حرام را اتخاذ کرده بودند اما موضوعی که نیاز پیدا می‌کردند ماه محرّم را حلال کرده تحریمش را به صَفر می‌انداختند و از صَفَر به ماه دیگر… و به همین ترتیب، تا سال می‌گذشت.

و نیز مراسم تلبیه را به شرک می‌آمیختند و چنین می‌گفتند:

«لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَک : إلَّا شَرِیکًا هُوَ لَک تَمْلِکُهُ وَمَا مَلَکَ».

دیگر از بدعت سازیهای عرب ارث دادن بود به ذکور فقط، و به اناث ارث نمی‌دادند.

و از بدعات دیگر به ارث رسیدن زن شخص متوفی بود به نزدیکترین خویشاوندش.

از بدعات دیگر آیین ایشان است درباره «بحیره و سائبه و وصیله و حام» که در قرآن کریم مورد تعرض قرار گرفته .

«بحیره» یعنی شتر یا گوسفندی که پنج بار زاییده بود یا خود همان پنجمی، که استفاده از شیرش را حرام می‌دانستند.

«سائبه» شتر یا گوسفندی بود نذرِ خدایان که در هر آبشخور و چراگاهی آزاد بود.

«وصیله» گوسفند یا شتری بود که هفت شکم زاییده بود اگر هفتمیش نرینه بود ذبحش می‌کردند و زن و مرد از آن می‌خوردند و اگر مادینه بود زنده می‌ماند و اگر دو گانگی  زاییده بود، یکی نر و یکی ماده، ذبح آن نر را حرام می‌شمردند و می‌گفتند: «وصلت أخاها».

«حام» یعنی شترِ نرّی که ده بار از آن نسل گرفته بودند و می‌گفتند:

﴿سواری و بار نهادن بر پشت آن حرام است (قد حمى ظهره) و در هر آبشخور و چراگاهی آزاد بود.﴾

غیر از اینها نیز حلال و حرامهایی بر ساخته بودند که در آیات سوره ی انعام اشاره شده است.

دیگر رسم زنده به گور کردن دختران، یا کشتن دختر و به سگ خورانیدن گوشت وی بود.

و نیز از فریبهای ابلیس بر جاهلان این بود که می‌گفتند:

﴿اگر خدا می‌خواست ما مشرک نباشیم، شرک نمی‌ورزیدیم، بدین گونه به «مشیت» خدا چسبیده «امر» او را رها می‌کردند…

از این قبیل عقاید و روشهای سست و یاوه بسیار داشتند که ذکر همه آنها موجب تضییع وقت است و لزومی به زحمت کشیدن برای رد آنها نیست.

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن