عیدینفرهنگ و جامعهمطالعات اسلامی

پیام و رسالت عید قربان

این ماه، ماه ذی الحجه است و دهمین روز آن عید قربان برگزار می شود. در این روزهای به یاد ماندنی انبوهی از خاطرات به

نویسنده: محمد کامل البنا
ترجمه: حمید محمودپور – مهاباد

این ماه، ماه ذی الحجه است و دهمین روز آن عید قربان برگزار می شود. در این روزهای به یاد ماندنی انبوهی از خاطرات به ذهن خطور می کند. چه خاطرات شریف و بزرگ و شیرین و والایی در این ایام وجود دارند. همین عید مبارک دارای خاطرات باشکوهی است که شایسته است مسلمانان، آن را به یاد داشته باشند و زنده نگه دارند؛ زیرا این خاطرات، مفاهیم عزت و کرامت را در وجودشان نو می کند و سرچشمه های امید و آرزو را در دل هایشان زنده می گرداند و هر وقت گرفتاری ها، آنان را در تنگنا قرار دهد یا تیرگی حوادث زیادگردد، راه را پیش رویشان نورانی می کند.
شما هرگز برای همت ها و اراده ها نیرو و توانی نخواهی یافت؛ بیشتر از آنچه در گذشته پند آموزان می آموختند و خردمندان و مصلحان، صفحات آن را مد نظر داشتند.
این ایام به حج بیت الله الحرام اشاره دارد. انسان در جوار کعبه درس های جاودانه ماندن را می آموزد و آیات و نشانه های زندگی جاویدان را یاد می گیرد. پس در آن سرزمین خشک و بی حاصل که با رشد و نمو و حیات آشنایی ندارد؛ انسان دوباره زنده می شود و میان قومی تند و خشن که سنگدل ترین مردم بودند و ضعیف ترین رؤیاها را در سر می پروراندند، آن پیامبر امّی ظهور می کند که به مردم می آموزد ؛ چگونه دل ها را پاکی و صفا بخشند و به رؤیاها ی باارزش بها دهند. این پیامبر(ص) که نورش در آن سرزمین درخشید، تنها یک معلم بود که معانی تربیت و اصلاح و آداب اجتماعی را برای مردم شرح می داد و تمام آدابش از قلب انسان حفاظت می کرد و اسلام چاره و درمانی اصلاح طلبانه بود که دنیا را به سوی پیشرفت جلو می برد و به سوی جهان اخلاق می کشاند و آن را در راستای خیر و نفع عموم توسعه می داد و جهان را از پستی و خیالات بیرون می آورد.
شگفتا، منطقه ای از زمین که بخش های عمده ای از آن خالی از سکنه بود، پرچم دار فضیلت شد و به خاطر ویژگی و طبیعت جدید این دین با سایر سرزمین های دیگر مبارزه کرد و پیروزی قدرتمندانه و موفقیت و رستگاری آشکاری برایش رقم خورد.
قوم عرب با سنگدلی می جنگید و مبارزه می کرد و پیروز می شد و دیگران را به قساوت می خواند و می خواست که دنیا را به زانو درآورد و بر جهان حکومت کند و خواست و تلاش خود را در این جهت به انجام می رسانید و قوانین و اسلوبش در جنگ و مبارزه با قوانین مشهورکسب قدرت و اسلوب های غلبه و پیروزی در جهان متفاوت بود و قدرت را تنها برای رهبری و حکومت برطبیعت به کار می گرفت؛ اما اسلام توان خود را برای حاکمیت و غلبه ی فضیلت به کار می برد و غیر مسلمانان توانشان را برای تفرقه افکنی و ایجاد طبقات صرف می کردند و اسلام آن را برای ایجاد مساوات و از بین بردن خصومت ها به کار می گرفت. هر مسلمانی که با آن راهکارها و راه های وسیع و پهناور مقاومت کند، باید همان اندیشه ی جهاد سخت و دشواری را پشت سر بگذارد که پیامبر خدا (ص) آن را تحمل نمود تا دعوت خود را در سراسر جهان گسترش دهد و باید هر مسلمانی مفیدترین درس های جهاد را از پیامبر یاد بگیرد و سودمندترین سطرهایش را بخواند. هر مسلمانی می داند که پیامبر(ص) ۱۳ سال در مکه ماند. قومش در طول این مدت، تنها برای او آرزوی بدی می کردند و فقط در فکر تکذیبش بودند؛ اما با وجود این، پیامبر(ص) با پشتکار در جستجوی دعوت دیگران بود؛اما کسی را نمی یافت و با علاقه مشغول کار می شد و مورد پذیرش مردم قرار نمی گرفت و او به حرکت خود ادامه می داد و دچار یاس و ناامیدی نمی شد و رسیدن به هدفش را به بعد موکول می کرد و این همان معانی تربیت و صبر بر مبارزه ای است که خداوند آن را به دست پیامبرش ظاهر کرد و پیامبر به آن اقدام نمود و بر آن پایداری کرد و خود را به آدابش آراست و به سوی آن فراخواند. این همان عوامل اخلاقی است که در چشمه ی تاریخ اسلامی وارد گردید تا از آن، جریانش، تاریخ اسلامی را در برگیرد و آن را در مسیر خود میان امت ها به پیش براند و پایداری در راه حق را جزو صفات مسلمان قرار دهد؛ هرچند این جریان کند و سست باشد و در مسلمان موجب دوری از خودپسندی گردد؛ گرچه افراد بر آن عوامل اخلاقی حمله کنند و مقاومت در برابر باطل، جزو صفات مسلمان می شود؛ گرچه به رهبری و سیادت برسد و پیروز گردد. این عوامل مرد را مرد نگه می دارد؛ هرچند همه ی افراد پیرامونش و یا موجودات زنده و اشیاء او را خوار بشمارند.
هرگاه شما با اندیشه ی خود به عاقبت توجه نمایی، یقین پیدا می کنی که عاقبت و آینده از آنِ اهل عمل و شکیبایان است. به عنوان نمونه مکه و اطراف آن به مانند سنگلاخی بود که درهم می شکست و نرم می کرد؛ گویی که سیل این سنگلاخ را در مسیر زمان قرار داد تا تاریخ اسلامی را از مسیر منحرف نماید و پیامبر خدا(ص) را به طرف سرزمینی، غیر سرزمینش بیرون براند تا قومی او را پذیرش کنند که قوم او نیستند؛ تا ایشان هم به مبارزه ی خستگی ناپذیر و سازش ناپذیرش ادامه دهد و تنها کاملاً مسیر انسانیت را در پیش بگیرد؛ به گونه ای که می توان گفت: فقط ایشان سراپا انسانیت است. او به آن سرزمین رفت تا دین را به عنوان اعمال و رفتارهای واضح و مشخص برای نفس انسان، به گونه ای مفصل و کامل شرح دهد.
پیامبر(ص) در هر عصری، عقلی عملی به آن عصر می بخشد که احوال نفس را برای هدایت و آگاهی و فهم، سر و سامان می دهد و دنیا را به عقل علمی و نوگرا و متغیر واگذار می کند؛ تا بر اساس نیت و هدایت، احوال دنیا را منظم سازد. پیامبر (ص) به مکه؛ آن سنگلاخ و صخره ی نافرمان برمی گردد و آن را به جاده ای هموار و روان تبدیل می کند که جریان اسلام را با خود حمل می کند تا دل های مردم را در سراسر دنیا سیراب نماید و نتیجه و ثمره ی این سیراب شدن، آن باشد که اسلام بر تمام نقاط جهان حکومت کند و بر مردم عبادت هایی را فرض نماید تا آن را ادا کنند و حج یکی از این عبادت ها است . مردم از حج ایمان و مساوات و توحید را می آموزند. در حج کامل ترین آزمون و سنجش راستی و صدق ایمان و میزان یقین وجود دارد. نفس ها و اشخاص عادت کرده اند که به چیزی ایمان و باور داشته باشند که آن را می فهمند و چیزی را بپذیرند که آن را درک می کنند؛ اما مکلف نمودن مردم به اعمالی مانند مناسک حج که علت آن را با جزئیاتش نمی دانند، میزان و معیاری برای سنجش ایمان خالص و دین راسخ و پایدار است.
حاجیان در جوار بیت الله الحرام جمع می شوند و به یکدیگر نگاه می کنند؛ در حالی که چهره هایشان در برابر خداوند کرنش می برند و قلب هایشان در برابر عظمتش خشوع و خضوع می کنند و از لباس های زیبا و القاب فاخر آزاد می شوند و ثروتمندان و فقیران مانند هم خدا را می خوانند و بزرگ و کوچکشان برابر و همطراز یکدیگرمی شوند؛ به شیوه ای که نه مقام و منزلت و توانایی به قدرتمند و نه مال و دارایی به ثروتمند سود می رساند. در این مکان مقدس شانه ها به هم می خورند و سرها به هم نزدیک می شوند. گویی آن جمعیت انبوه در دل هر انسانی این باور را الهام می کند که : « این سرشتی است که خداوند مردمان را بر آن سرشته است و همه ی آنان نزد خداوند یکسان هستند و غرور و برتری جویی جایز نیست؛ زیرا تمامی عزت و عظمت از آنِ خدای یکتای بسیار قدرتمند است و کبریایی و احساس عظمت و بزرگی و سرکشی از وسوسه ی نفس هایی است که از تربیت اسلامی بویی نبرده اند و کمترین بهره از خیر و نیکی ندارند. خانه ی کعبه پناهگاه و مأوای امن و امانی برای مردم است و تمام عرب در حج شرکت می کردند. مشرکان عهد و پیمان ها و حج مخصوص خود را داشتند و لباس های خود را از تن به درمی آوردند و عریان و برهنه دور کعبه طواف می کردند و به گمان خود کارشان مطابق آداب و احکام پیش می رفت و بر این باور بودند که تنها با پوست و بدن برهنه می توان به خدا نزدیک شد و طوری لبیک می گفتند که بر کفرشان گواهی می دادند و به شرک اقرار می کردند: (لبیک لا شریک لک إلا شریکا هو لک تملکه وما ملک) « گوش به فرمان تو هستیم، هیچ شریکی برای تو نیست، جز شریکی که مخصوص تو است و تو مالک او و آنچه دارد، هستی.» آنان با این تلبیه ی گناه آلود و شرک آشکارصداهای خویش را بلند می کردند؛ از این رو پیامبر خدا (ص) به علیّ (کرّم الله وجهه ) دستور داد که سال مشهور به « عام الوفود » ندا دهد که از این سال به بعد هیچ مشرکی نباید حج ادا نماید و نباید برهنه, خانه ی کعبه طواف شود. او توحید محض را اعلام نمود و شرک را از سرزمین های ایمان و توحید باطل کرد و همه ی مردم را پای بند به شریعتی ارزشمند نمود که خداوند یکتا آن را برای پدرش ابراهیم (ع) وضع کرد: « إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ.» [الأنعام: ۷۹] « بی گمان من رو به سوی کسی می کنم که آسمان ها و زمین را حق گرایانه آفریده است، و من از زمره ی مشرکان نیستم.» و پیمان های مشرکان را ابطال و فسخ کرد و بیت الله الحرام را پاکسازی نمود و آن را از پرستش بت ها حفظ کرد و اسلام به انسانیت منزلت و جایگاه و هیبتش را بازگرداند و عبادت و عقیده اش را محترم شمرد و او را به سوی پاکی چنان بالا برد که پروردگار جهانیان، آن عبادت و عقیده را بپسندد و همه ی خردمندان مردم نیز آن را بپذیرند.
پیامبر(ص) آخرین حجش ( حجه الوداع ) را برگزار کرد و در آن وحدت اسلام را به نمایش گذاشت و خشت ها و اجزای بنای اسلام را بیان کرد و توحید را در دل ها تثبیت و استوار نمود و آیاتش را مسلط و غالب کرد. پس مردم بر اساس عادتشان در مسیر زندگی حرکت نکردند و از سنت و آداب گذشته ی خویش پیروی ننمودند؛ به همین سبب تعصبات قومی آنان را از هم متفرق نساخت و به افکار و عقاید و پرچم های گوناگون نپیوستند و تنها زیر سایه ی پرچم اسلام گرد آمدند و فرمان اسلام آنها راجمع کرد و همه ی قوم عرب در یک جهت و با خشوع به دنبال هم به حرکت درآمدند و هیچ گونه هیاهو و داد و فریاد و فخرفروشی به نسب ها و اجداد و هیچ اثری از برتری جویی عزیزی برذلیل و پیشتازیی قوی بر ناتوان در میانشان نماند و نام های بتان از بین رفت؛ پس هیچ رب و خدایی برای مصریان و هیچ معبودی برای بت پرستان باقی نماند و فقط معبود، خدای یگانه شد: «لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک.»
دعوت و تبلیغ تغییرکرد و شعار و نماد با گذشته متفاوت گردید و دل ها و دیده ها متحول شد و شکل و سیمایی برای مردم ظاهر گشت که سابقه نداشت و اسلام عقیده ای شد که به آن روی آوردند و آن را دوست داشتند. آن بانگ و فراخوانی که در مشعر الحرام وجود دارد بیانگر این مدعا است که آن صوت ها و پژواک ها یی است که سرزمین های اسلامی آن را تایید می کنند. مردم دراین ایام حج خروشی به مانند به هم خوردن امواج دریا به گوششان می رسد و مساجد پر از مردم می شود و صف هایشان به هم می چسپد و جماعت هایشان به هم می پیوند. در میان آنان پیران و جوانان مانند سطرهای کتاب برای نماز در کنار هم می ایستند. سپس آنها را می بینی که صفی بدنبال صفی دیگربه طور منظم پشت سر یکدیگرمی آید و کارشان تنها تهلیل و تکبیر و خضوع در برابر خدای بلند مرتبه ی بزرگ است. بنا بر این همه ی مسلمانان از جهت بندگی و عبادت خدا، یا حاجیانی هستند که تلبیه می گویند و یا مقیمانی که صدای حاجیان را منعکس می کنند.
براستی این اتحاد چه باشکوه و زیبنده و پرمحتوا است و مسلمانان چه بسیار نیاز دارند به این که اعیاد را به درستی بفهمند و از آن استقبال کنند و آن را به گونه ای بپذیرند که شایسته و لایق عید است تا ایام زندگیشان پر ازخوشی و رونق باشد و صداهای توانمندشان، آنان را بیدار نماید و معانی سودمند اعیاد را در جان هایشان برانگیزد؛ زیرا عید تنها برای آموزش امت است که چگونه حیاتشان را نو کنند و مجد و شکوهشان را بازگردانند و تاریخ گذشتگان خویش را احیا نمایند تا آن را به عنوان الگوهایی نیکو برای دریافت و پذیرش آیندگان منتقل کنند. با چنین تعبیری از عید است که امت ها حیاتی دوباره می یابند و نظام ها تثبیت می گردند و عوامل بقا و ماندگاری امت ها از این میراث کمک می گیرند. همچنین اسباب پایداری ازتاریخ گرفته می شود و بی شک در تاریخ پند و عبرت و یادآوری برای قومی است که راه بندگی خدا را در پیش گرفته اند.
آنچه گذشت، بخشی از چیزهایی است که ما را به یاد بزرگترین عید می اندازد و آن خاطرات و یادبودهایی است که روح و روان انسان را از شادی و ایمان پر می کند و در دل انگیره های رسیدن به مجد و عظمت را می آفریند. من توجه هر مسلمانی را که دین اسلام را فهمیده و نورش در دل او راه یافته است و توجه هر انسان خیرخواهی را به آن خاطرات جلب می کنم. من به مانند کسی که به عالم و گستره ی خدا پناه برده، از خدا می خواهم بلایی را ازما دور گرداند که حلقه هایش ریشه دار و محکم شده است و آثار بدش به هم گره خورده اند. از خدای یکتا خواستارم که شعور و درک مسلمانان را مالامال از آگاهی هایی نماید که آنان را به سوی کمال همیشگی و کامل و ناگسستنی سوق دهد و روح و روان هایشان را برای جهاد و صبر در راه مبارزه آماده کند تا عظمتشان را بازیابند و به عزت و سربلندی دوران گذشته بازگردند و آیندگان و مسلمانان معاصر را با همان چیزی به رهبری و حکمرانی برساند که گذشتگان را با آن به سیادت و سروری رسانید و نسل جدید را در رسیدن به کمال بالا ببرد با همان چیزی که گذشتگان به آن فخر می ورزیدند تا با اقتدارشان به بلوغ فکری دست یابند و سیره و راه و روش پیامبر خدا (ص) را الگو و سرمشق و مرجعی برای خود قرار دهند.

منبع: اصلاح وب
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی