خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / چرا پیروزی دیر فرا می رسد؟

چرا پیروزی دیر فرا می رسد؟

نویسنده : فرزان خاموشي

‏ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ‏(حج/۳۸)

‏ خداوند دفاع مي‌كند از مؤمنان ( و به سبب ايمانشان پيروزشان مي‌گرداند ) . چرا كه مسلّماً خداوند خيانت پيشگان كافر را دوست نمي‌دارد ( و دوستان مؤمن خود را در دست خيانتكاران ملحد رها نمي‌سازد ) . ‏

در این صورت خداوند بزرگوار برای مؤمنان تضمین فرموده است که از ایشان دفاع کند. کسی هم که خدا از او دفاع بکند او حتماً از دشمنش ایمن می ماند و قطعاً بر دشمنش چیره می شود … پس چرا در این صورت خدا بدیشان اجازه جنگ می دهد؟ و چرا در این صورت جهاد را بر ایشان واجب می گرداند؟ و چرا در این صورت مؤمنان می جنگند و کشته شدن و زخمی شدن را بر خود هموار می کنند و درد و رنج و جان نثاری و دردها را به جان می پذیرند؟ در حالی که عاقبت معروف و معلوم است و خدا توانا بر محقق ساختن عاقبت ایشان، بدون جهد و جدّ و درد و رنج و جان نثاری و کشته شدن و جنگیدن آنان است؟

پاسخ این است که حکمت خدا در این باره والاتر و بالاتر است و دلیل محکم و حجت استوار از آنِ خدای دادار است … آنچه که ما انسانها از این حکمت درک و فهم می کنیم و برای خردهایمان و برداشتهایمان از تجارب و معارف و آزموده ها و آموخته هایمان روشن و جلوه گر می آید این است که یزدان سبحان نخواسته است که حاملان دعوتش و مدافعان آن از میان «تنبلها» و سستهائی باشد که به استراحت بنشینند و راحت طلبی برگزینند و با وجود این خدا سهل و ساده و بدون درد و رنج پیروزی را نصیب ایشان گرداند تنها بدان خاطر که آنان نماز می خوانند و قرآن تلاوت می کنند و رو به درگاه خداوند باری می نمایند هر زمان که اذیت و آزار بدیشان می رسد و تعدی و تجاوز گریبانگیرشان می شود!

بلی که بر آنان واجب است نماز بخوانند و قرآن تلاوت کنند و با دعا و زاری رو به درگاه خداوند باری نمایند در زمان غم و شادی و خوشی و ناخوشی. ولی تنها این عبادت، ایشان را سزاوار حمل دعوت خدا و حفاظت و حمایت از آن نمی سازد. بلکه این عبادت توشه ای است که آن را باید برای کارزار بیندوزند و ذخیره ای است که باید آن را برای پیکار ذخیره کنند و اسلحه ای است که باید بر آن تکیه و از آن استفاده کنند در آن هنگام که هنگامه کارزار در می رسد و با باطل روبرو می شوند و با همان اسلحه ای به جنگ باطلگرایانی می روند که از اسلحه استفاده می کنند و می رزمند، اما افزون بر آن، اسلحه تقوا و ایمان و ارتباط با خدا را بر اسلحه ایشان می افزایند.

خداوند بزرگوار خواسته است که دفاع خود را از راه کسانی انجام دهد که ایمان آورده اند. دفاع خدا با دست مؤمنان انجام می پذیرد تا خودشان نیز در گیراگیر پیکار و در جرگه کارزار پخته و رسیده گردند و کمال ایشان به کمال رسد. چه همه نیروهای اندوخته در بنیه آدمی بیدار نمی گردد و به پویش در نمی آید، بدانگونه که بیدار می گردد و به پویش در می افتد در آن حال و احوالی که انسان با خطر روبرو می شود و در کارزار شاخ به شاخ و گلاویز می گردد، و هماورد را می راند و هماورد او را می راند و چکاچاک برمی خیزد و در می افتد. او همه نیروی خود را جمع می کند تا با تمام قدرت و قوّت با نیروی مهاجم و تازنده رویاروی شود و به دفاع برخیزد و بداندیش را عقب براند و بر سر جای خودش بنشاند… بدین هنگام است که هر سلولی از پیکره آدمی با تمام نیروهایی که در وجودش به ودیعت گذارده شده است آماده پیکار در هنگامه کارزار می شود تا نقش خود را بازی بکند و با همه سلولهای دیگر در عملیات مشترک همسنگر و همپشت گردد و تا آنجا که می تواند بکوشد و بر سر بداندیش فریاد زند و بخروشد و آنچه در توان دارد فدا کند و خودش به نهایت مقدور برسد و به تمام و کمال، بذل موجود کند.

ملتی که عهده دار دعوت خداست نیاز دارد به بیدار شدن همه سلولهای وجودش و به همایش همه نیروهایش و به آماده باش همه استعدادهایش و جمع آوری همه انرژی ها و توانهایش. تا رشد و نمو این ملت به اتمام رسد و پختگی او کمال یابد و بدین وسیله برای حمل امانت بزرگ و سترگ دین و ماندگاری بر آن مهیا و مجهز شود.

پیروزی سریعی که رنج و زحمتی نطلبد و از آسمان رایگان نازل شود و سهل و ساده به دست نشتگان راحت طلب برسد، این نیروها و انرژی ها را بیکاره و بی فایده می کند و نمی گذارد جلوه گر و پدیدار شوند زیرا آنها را بیدار و هوشیار نمی سازد و آنها را فرا نمی خواند و به کار نمی گیرد.

گذشته از این، پیروزی سریعی که آسان و ارزان به دست آید، آسان و ارزان هم از دست می رود و ضایع و هدر می شود. نخست بدان سبب که همچون فتح و ظفری ارزان به دست آمده است و قربانیها و فداکاریها و جان نثاریهای قیمتی و گرانبهایی صرف آن نشده است و بذل آن نگردیده است. دوم بدان علت کسانی که این پیروزی را به دست آورده اند نیروهایشان برای حفظ این پیروزی تمرین ندیده است و آزموده نگردیده است و توانها و انرژی هایشان برای به دست آوردن آن جمع و تیز و چابک نشده است. پس همچون نیروها و توانهایی مجهز و آماده برای دفاع نمی گردد و گرد نمی آید تا جلو بداندیشان را بگیرد و تاخت و تاز بدسگالان را سدّ کند.تربیت روانی و مهارت عملی نیز از پیروزی و شکست و از حمله و گریز و از ضعف و قوت و از پیشروی و پسروی بر می خیزد و سرچشمه می گیرد… همچنین تربیت روانی و مهارت عملی از احساسات و عواطفی همچون آرزو و درد، شادی و غم، و آرامش و پریشانی سرچشمه می گیرد… از احساس ضعف و احساس قدرت نیز سرچشمه می گیرد… با این تربیت روانی و مهارت عملی، اتحاد و اتفاق، و نیستی و نابودی در راه عقیده و انسانها و هماهنگی میان رویکردها در لابلای کارزار و پیش از آن و پس از آن، و کشف نقطه های ضعف و نقطه های قدرت، و اداره امور در همه حالات، همراه است… همه اینها هم برای ملتی ضروری است که دعوت را بر عهده می گیرد و بدان عمل می کند و مردمان را نیز بدان فرا می خواند و به عمل به آن وا می دارد.

به خاطر همه اینها و به خاطر چیزهای دیگری جز اینها که تنها خدا از آنها مطلع است خداوند متعال دفاع خود را از راه کسانی قرار داده است که ایمان آورده اند و دفاع خود را فرزند سر راهی نکرده است تا از آسمان بدون رنج و زحمت به سویشان افکنده شود و مفت بدیشان داده شود.

پیروزی چه بسا برای کسانی به کندی دست می دهد که به ناحق مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و از خانه و کاشانه خود اخراج شده اند به جرم اینکه می گویند: پروردگار ما خدا است. این کندی چه بسا برای حکمتی باشد که خدا آن را خواسته است.

چه بسا کندی پیروزی بدان خاطر باشد که بنیه ملت با ایمان با وجود رشد و نمو پیدا کردن هنوز پخته و رسیده نگردیده است و با وجود رسیدن به کمال هنوز کامل نشده است و هنوز نیروهایشان جمع و جور نگردیده و روی هم اندوده و انباشته نشده است و همه سلولهایشان آماده و مجهز نگردیده است تا نیروها و استعدادهای ذخیره شده در آنها شناخته شود. اگر در این وقت همچون ملتی به پیروزی دسترسی پیدا کند آن را هرچه زودتر از دست می دهد، بدان سبب که قدرت حفاظت و حمایت طولانی آن را ندارد.

گاهی پیروزی به کندی فراچنگ می آید تا ملت مسلمان آخرین نیرویی را که در توان دارد و آخرین اندوخته ای که دارد بذل این کار کند و همه چیزهای قیمتی و گرانبها را در راه خدا سهل و ساده فدا کند و ناچیز و بی ارزش انگارد.

چه بسا پیروز به کندی صورت پذیرد تا ملت مؤمن آخرین نیروهای خود را تجربه کند و بداند و متوجه شود که این نیروها به تنهایی و بدون پشتیبانی خدا ضامن پیروزی نیست.

پیروزی از سوی خدا فرا می رسد وقتی که ملت مسلمان آخرین چیزی را بذل کند که در توان دارد، و بعد از آن کار و بار خود را به خدا واگذارد و بر او توکل نماید.

گاهی پیروزی کندی می گیرد تا ملت مسلمان پیوند خود را با خدا بیشتر کند در آن حال و احوالی که رنج می کشد و درد می کشد و آنچه دارد می بخشد و پشتیبان و تکیه گاهی جز خدا برای خود نمی یابد و نمی بیند، و در هنگام بلا و زیان و ضرر جز به خدا رو نمی کند و از حق و عدل و خیری منحرف نمی شود و کناره گیری نمی نماید که خدا در پرتو آنها پیروزی را بدو بخشیده است.

گاهی پیروزی کندی می پذیرد چون ملت مسلمان هنوز در مبارزات و بذل و بخششها و فداکاریها و جان نثاریهای خود تنها خدا را در نظر نداشته است و فقط برای دعوت او نبوده است. بلکه جنگیده است برای غنائمی که فرا چنگ آورد، یا جنگیده است تا مردانگی و قهرمانی خود را بنماید و از خویشتن دفاع نماید یا جنگیده است تا شجاعت و دلیری خود را به دشمنان نشان دهد. خدا می خواهد جهاد تنها برای او و در راه او باشد و بس. و زدوده از همه احساسات و اندیشه های دیگری باشد که بدان می آمیزد. از پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) پرسیده شد: یکی می جنگد تا غیرت خود را بنماید، دیگری می جنگد تا دلیری کند و شجاعت نشان دهد، کسی هم می جنگد تا ریا نماید و کار خود را به دیگران نشان دهد. کدامیک از اینها در راه خداست؟ فرمود: «مَن قاتَلَ لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللهِ هِیَ العُلیا فَهُوَ فی سَبیلِ اللهِ» «کسی که بجنگد تا سخن خدا والائی و برتری گیرد، او در راه خدا گام بر می دارد»

همچنین گاهی پیروزی کندی می گیرد چون در شرّی که ملت مسلمان با آن می جنگد هنوز چیزی از خیر و خوبی در لابلای آن مانده است و خدا می خواهد آن اندک خیر را نیز در شرّ بپالاید و شر جدا شود و تک و تنها نابود گردد و ذره ای از خیر با شر نماند و در وسط آن هدر نرود و بیهوده نابود نشود.

گاهی پیروزی به کندی صورت می پذیرد بدان علت که باطلی که ملت مسلمان با آن می رزمد هنوز انحراف آن کاملاً برای مردمان روشن و واضح نگردیده است. اگر در این وقت مسلمانان بر آن غلبه کنند و چیره شوند کسانی که گول آن باطل را خورده اند آن را کمک نمایند و یار و مددکارش شوند، چون هنوز قانع نگردیده اند و روشن نشده اند که آن باطل دارای فساد است و باید از میان برداشته شود. در نتیجه ریشه هایی هم در دلها و درونهای افراد پاکی بدواند که حقیقت برایشان پیدا و هویدا نگردیده است.

گاهی هم پیروزی دیر حاصل می گردد بدان خاطر که محیط هنوز شایان استقبال از حق و خیر و عدلی را ندارد که ملت مسلمان آنها را ترسیم و جلوه گر می سازد و مجسم می دارد. اگر ملت مسلمان در این وقت پیروز گردد با دشمنانگی و آشوب محیط رویاروی می شود، دشمنانگی و آشوبی که با آن برای ملت مسلمان آرام و قراری نخواهد بود. لذا مبارزه بر دوام می ماند تا دلها و درونهای مردمان پیرامون آن آمادگی استقبال از حق مظفر و معزّز را پیدا می کنند، و توانایی پذیره حق رفتن و قدرت ماندگاری بر آن را خواهند داشت.

به خاطر همه این چیزها و چیزهای دیگری است که تنها خدا از آنها آگاه است، پیروزی به تأخیر می افتد و دیر به دست می آید، و جان نثاریها و فداکاریها چندین برابر می گردد، و دردها و رنجها فزون تر و بیشتر می شود و خدا از کسانی دفاع خواهد کرد که ایمان آورده اند و در نهایت پیروزی سر می رسد و تحقق پیدا می کند.

پیروزی وظائف و تکالیف و سختی ها و دشوارهایی را می طلبد بدان هنگام که یزدان جهان اجازه می فرماید پیروزی حاصل شود و روی بنماید پس از مهیا شدن اسباب آن و پرداخت بهای آن و آمادگی فضای محیط پیروزی برای استقبال از پیروزی و ماندگاری آن.

منبع : برگرفته از تفسیر فی ظلال قرآن (تألیف سید قطب)

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

مسیحیت و تخریب دنیای باستان!

عصر ظلمت: تخریب دنیای باستان به دست مسیحیت، نویسنده: کاترین نیکسی، انتشارات مک‌میلان، 2018. ادوارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *