فکر و دعوت

چند توصیه به دعوتگران جوان

عادل بن محمد عبدالعال

ترجمه : عبدالله احمدی  (شنو )

ایمان درقلب بسیاری از مردم بیدار شده ، بسوی پروردگار متعال برمیگردند ، وبردین خداوند متعال استقامت میکنند ، غیرت آنان به خروش آمده و خودرا ازشر نفس اماره بسوی اصلاح و دعوت سوق میدهند.

این موقف جدید و ستودنی خود دلیل بر دوست داشتن دین اسلام است.

اما مانند تمام کسانی که درمیدان دعوت هستند و مانند تمام تازه واردها بعضی وقتها کارهها رابه نحو احسن انجام میدهند و بعضی اوقات اشتباه می‌کنند،  واین بخاطر کمی علم و آگاهی آنان است،  بهمین خاطر  لازم است تاهرکسی دراین میدان تجربه ای دارد وصیت و نصیحتی داشته باشد،  بهترین نصیحت برای داعیان تازه وارد به میدان دعوتگری.

۱- اخلاص دردعوت

دعوتگر باید قبل از هر چیز دیگری این رابداند که دعوت مردم به سوی پروردگار متعال کاری است که بوسیله آن خود دعوتگر به خداوند متعال نزدیک میشود،  پس هر عبادتی قبول حق نمیشود مگر اینکه صاحب آن تمام وکمال اخلاص داشته باشد،

  آنچنانکه درحدیث قدسی ازپیامبر صل الله علیه و سلم روایت شده : ” انا اغنی الشرکاء عن الشرک من عمل عملا اشرک فیه معی غیری ترکته و شرکه ” رواه مسلم : من احتیاجی به شریک ندارم هر کس عملی انجام دهد و کسی را با من (خدا) شریک قرار دهد، او وکارش راکنار خواهم گذاشت.

آنچه که منافی اخلاص یک دعوتگر  است :

۱-اگر بواسطه دعوت طمع دنیوی یا مقام پرستی داشته باشد.

۲- هدف او بواسطه دعوت این باشد که مردم اورامدح و ستایش گویند.

۳- بواسطه دعوت دینی هدفی دیگر مانند ریاست بر زیردستان داشته باشد.

۴- هدفش از دعوت خودرااثبات کردن و نفی دیگران باشد.

هرچند که دعوتگر تازه وارد هدفش این امورات نباشد ؛ اما اگر بسیار مواظب نباشد دراین میدان خواهد افتاد.

اما چگونه به این آفات گرفتار خواهد شد؟ ؟ جواب : چندنمونه :

یکی از جوانان تعریف می کرد که با رفیق دعوتگرم در محفل دانش آموختگان حضور پیدا کردیم ، برای اینکه اثبات کنم که من بیشتر از دوستم آگاهی و معلومات دارم کوشش بسیاری نمودم و باغرور واشباع نفس شروع به سخنرانی کردم و ازسوی دانش آموختگان بیشتر از دوستم مورد تشویق قرار گرفتم ؛ که این خود نمونه کوچکی از آفت مهلک داعیان تازه وارد است.

ازاسباب مداومت بر اخلاص میتوان اشاره کرد :

۱- باید حریص باشی در یاد گرفتن دین که مردم رابسوی دین فرا میخوانی  تنها بخاطر رضای پروردگار است،  پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم میفرمایند : اگر کسی هدفش از یاد گرفتن علمی که میتوان خدارا طلبید مال دنیا باشد،  بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید ، هرچند که بوی بهشت ازفاصله بسیار دور به مشام میرسد . رواه الترمذی .

۲- دعوتگر باید بزرگی دعوت بسوی دین رااحساس کند ، بخاطر عظمت و پاداش   این کار اصلا دعوتگر اهمیتی به تعریف و تمجید مردم ندهد وتلاش کند خیر بیشتری نصیب خود نماید.

پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم میفرمایند : هر کس مردم را بسوی کار خیر هدایت کند ، در کار خیر مردم شریک است.

همچنین درحدیث دیگری میفرمایند : اگر یک نفر توسط شما هدایت پیدا کند برای شما بهتر از شتران سرخ رنگ که درنزد عربها بسیار محبوب هستند بهتر است.

۳- شایسته نیست که دعوتگر مانند شمعی باشد خودرا بسوزاند تادیگران به روشنایی برسند، مردم ازعلم و نصیحت دعوتگر استفاده می کنند ودراین راه اخلاص هم به خرج می دهند وخداوند به همگی پاداش خیر میدهند ودراین میان این دعوتگر است که اخلاص را از یاد برده و بخاطر تعریف وتمجید مردم از او حسنات و خوبیهایش برباد رفته.

و ( باید در دعوت اخلاص داشته باشد ):

یعنی  باتمام وجود دراین راه قدم بردارد ، وپیروزی دعوتگر در گرو اخلاص او میباشد  ( عامل اساسی درپیروزی علم زیاد و قوت بیان و.. نیست،  بلکه قبل از هر چیز دیگری : باید راهی  که مردم را بسوی او فرا می‌خواند باید بدان ایمان داشته باشد،  ترس شدید داشته باشد وباید  اشتباه خویش، در مسیر راه دعوت را احساس کند؛ این جور دعوتگر ها بهترین آثار را باقی خواهندگذاشت .

بهمین خاطر لازم است یادآوری کنم که  ( زمانی دعوتگر به اوج قله خواهند رسید اگر : ایمان و شور شوق داشته باشد،  ودرراه دعوت اهل فن باشد ، وباتمام وجود درراین راه تلاش نمایند واین مهم شرط اساسی ( دعوتگران موفق ) است،

قسم به خدا دعوتگر موفق نمیشود اگر بخواهد پاره ای از وقت اضافی خویش را صرف راه دعوت نماید ، میبینیم که حضرت نوح علیه السلام میگویند  ( رب انی دعوت قومی لیلا ونهارا ) : خداوندا من شب وروز قوم خویش را بسوی دین دعوت کردم ( ثم انی دعوتهم جهارا ): آشکارا قومم را بسوی خدا دعوت کردم ( ثم انی اعلنت لهم و اسررت لهم اسرارا): آشکارا و پنهان آنها را به سوی پروردگار متعال فرا خواندم .

وحضرت نوح باخلاص تمام در این راه ۹۵۰ سال دعوتگری کردنند .

چند نمونه از نبود اخلاص دعوتگر

۱- معین کردن  تنها وقت اضافی برای کار دعوت .

۲- تنبلی در کار دعوت ، بعضی وقتها بانشاط است و حاضر در امر دعوت  و بعضی اوقات تنبل و غایب .

۳- بعضی اوقات پشت کردن به کار دعوت

۴- سعی نکردن در بدست آوردن راههای تازه در امر دعوت بصورت احسن.

                              بزرگی دعوت راازیادنبر:

بهترین چیزی که می تواند قوت قلبی باشد برای دعوتگر ، بزرگی این کار و پاداش آن است،  آنچنانکه درحدیث آمده : اگر تنها یک نفر توسط شما هدایت پیدا کند برای شما بهتر از شتران سرخ رنگ  است که درنزد عربها بسیار محبوب هستند . رواه شیخین.

وهمچنین در حدیث آمده است که،  هر کس افرادی را بسوی خیر دعوت نماید در پاداش آنان شریک است بدون اینکه از اجر و پاداش مدعوین کم و کاستی پیدا شود.

                                      دعوت بر شما واجب است :

لازم است که دعوتگر تازه وارد این رابداند که،  شور و شوق اودر امر دعوت کاریست واجب که نمیتوان از او روی گردان شد ، آنچنانکه یکی از بزرگان میفرماید : وقتی که داعیان کم شدند و منکرات زیادشد و جهل و نادانی گسترش یافت مانند حال امروز،  دعوت فرض عین است بر هر فرد مسلمان در حد توان.

 خداوند متعال میفرمایند 🙁 ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولیک هم المفلحون ): باید ازمیان شما گروهی باشند که مردم را بسوی کار خیر دعوت واز کار شر نهی کنند و اینها در روز قیامت از رستگارانند . آل عمران ۱۰۴.

                                              نفس خویش را از یاد نبر:

بدرستی که دعوتگر بخاطر مشغله کاری و فکری و رسیدن به کار دیگران،  نفس خویش را ازیاد میبرد و ازتربیت نفس خویش عقب میماند، برای همین احیانا گرفتار قسوت قلب و کجی نیت خواهد شد.

خداوند متعال میفرمایند  ( اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم وانتم تتلون  الکتاب افلا تعقلون ) البقره ۴۴: آیا مردم را بسوی کار خیر دعوت می کنید و نفس خویش را از یاد میبرید و حال آنکه قرآن را تلاوت می کنید و آیا عقل خویش را بکار نمیگیرد.

حضرت علی  ( رضی الله عنه ) میگوید : هر کس بخواهد امام و پیشرو مردم باشد ، قبل از هرچیز نفس خویش را تعلیم وتهذیب دهد ، معلم نفس خویش گرانقدر تر از معلم دیگران است.

لازم است که داعیان دین وقت بیشتری را صرف تربیت نفس خویش بوسیله علم و عبادت قرار دهند ، اگر اینکار را انجام ندهند دچار قسوت قلب خواهند شد،  بیشتر مشغول فرایض و نوافل باشد ، مداومت بر استغفار و ذکر پروردگار متعال و تلاوت قرآن کریم ومناجات با خدای خویش راو..  ازیاد نبرد.

                                      نمونه و اسوه باش برای دیگران :

به این معنی که درتمام مراحل زندگی درستکار و صادق باشد و قبل از هرچیزو گفتگویی باید در کردار نمونه و اسوه باشد.

وقتی که دعوتگر خودش از واجبات والتزامات دینی دور باشد ، مایه فتنه برای مردم میشود ومردم راازدین دور میکند وهمانند او مثل کسی است که راه رابرروی مردم میبندد و آنها را غارت میکند وحتی بدتر .

واگر قول و عمل یک دعوتگر باهم همخوانی نداشته باشد مشمول این حدیث شریف میشود : مردی را می آورند درروز قیامت اورا درآتش می اندازند تارودهایش بیرون زده میشود وبدور خود می چرخد آنچنانکه الاغ بدور آسیاب می چرخد ، مردمان دور او جمع میشوند وبه او میگویند :  تونبودی که امر به معروف و نهی از منکر میکردی ؟؟

مرد در جواب می گوید : بله من امر به معروف و نهی از منکر میکر دم و خود برخلاف گفته هایم  عمل می کردم.

۵-به اندازه عقل مردم باآنان سخن گوی :

حضرت علی رضی الله عنه از پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم روایت میکنند: بامردم در حد توانشان صحبت کنید آیا دوست دارید که خدا ورسولش تکذیب داده شوند. رواه البخاری.

نمونه هایی که مردم درآن سرگردانند:

۱- طرح اختلافات فقهی از سوی دعوتگر بطوری تشخیص رای ارجح  برای مردم دشوار باشد.

۲- مطرح  کردن مسائلی مانند قضا وقدراز سوی دعوتگر  که برای شنوندگان این بحث اشکالات وارد میشود.

                                     بدان که تو تنها پند دهنده هستی ای دعوتگر :

خداوند متعال پیامبر اسلام صل الله علیه و سلم را تنها امر می فرمایند که پند دهنده باشد و کاری به نتیجه نداشته باشد (فان اعرضو فما أرسلناک علیهم حفیظا ان علیک إلا البلاغ) الشوری ۴۸: اگر ازتو روی گردان شدند ، ماتورانفرستادیم حافظآنها باشی کار شما تنها تبلیغ است .

لازم است یک دعوتگر تمام سعی خود را در این زمینه به انجام رساند،  واز بهترین امکانات بهره گیرد،  وآیا مدعوین جواب خواهند داد یا خیر حواله پروردگار متعال نماید .

دراین میدان دعوتگر نباید احساسی برخورد کند واگر مدعوین جواب سر بالا دادند ناراحت شود و میدان را خالی کند، خداوند متعال به پیامبر اسلام میفرمایند : (فلاتذهب نفسک علیهم حسرات ان الله علیم بما یصنعون )فاطر : نزدیک است که خودرا در حسرت و اندوه گرفتار کنی خدا میدانند که آنها چکار می کنند.

۶- دعوت باید همراه علم و آگاهی باشد:

خداوند متعال میفرمایند  ( ولاتقف مالیس لک به علم ان السمع والبصر و الفؤاد کل أولئک کان عنه مسؤولا) الاسراء ۳۶.

هر کس دراین میدان پا بگذارد باید مسلح به سلاح علم و دانش باشد ، مردم را با روشی حکیمانه دعوت دهد تا خدای ناکرده مردم نسبت به دین اسلام بدگمان نشوند ، آنچنانکه خداوند متعال به پیامبر اسلام صل الله علیه و سلم دستور میدهند ( قل هذه سبیلی أدعو إلى الله علی بصیره أنا ومن التبعنی و سبحان الله وما أنا من المشرکین ) یوسف ۱۰۸: بگو یا محمد این راه من است  ومردم را با آگاهی وعلم بسوی دین فرا میخوانم من و هر کس برروش من باشد و من جزو مشرکان نیستم.

برای همین لازم است که دعوتگر شناخت کافی از کتاب خداوند متعال و سنت پیامبر داشته باشد.

نمونه هایی از دعوت بسوی خدا بدون علم و آگاهی :

۱-نقل کردن فتوای بدون راه و روش صحیح.

۲- بازگو کردن احادیث ضعیف و دروغین بدون اینکه شناختی از آنها داشته باشد.

۳- انتشار اذکار و اقوال اشتباهی و ضعیف.

تجدید یادگیری برای دعوتگر

دعوتگر موفق باید شبانه روز خودرا آبدیت و بروزرسانی کند تادراین میدان بدیگران سود بیشتری برساند .

نباید دعوتگر به بهانه مشغله کاری اهتمام بیشتری به علم ندهد ، چرا که مردم دعوتگر ناتوان را قبول ندارند.

۷- واقع گرا بودن .

شناخت جامعه دعوتگر را کمک می کند تا از هر فرصتی برایش میسر میگردد استفاده کند ، همچنین آگاهی  داعیان از فقه واقع راهی مهم برای پیروزی آنان است.

۸- دنبال هوی و هوس نبودن .

خداوند متعال دنباله روی از هوی و هوس را راهی خطرناک بسوی گمراهی میشمارنند ( یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس باالحق ولا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله ) ص ۲۶: ای داوود ما تورا برروی زمین جانشین قرار دادیم درمیان مردم حکم به حق نما واز هوی و هوس بپرهیز که تورااز راه خدای باز میدارد.

امام شاطبی میگویند :این آیه در دو چیز منحصر شده ۱- وحی که همان شریعت پروردگار متعال است ۲- هوی .  سومی ندارد پس تبعیت از هوی و هوس ضد حق است.

۹- دارای صبر جمیل باش .

مشغول شدن مردم به گناهان ، وغفلت آنها از خدا لازمه این است که دعوتگر تلاش بیشتری به خرج دهند ، واین امر ممکن نیست مگر با صبر واستقامت .

لازم است یک دعوتگر تحمل همه مشاکلی را که درراه خدا به او میرسد داشته باشد،  وبرای دور نگه داشتن مردم از بعضی عادات و تقالید غلط که جزیی از زندگی آنان  شده تمام سعی خود را بکار گیرند .

صبر و استقامت یک دعوتگر شامل سه بخش است.

۱-صبر بر دعوت ۲- صبر دربابر کسی که بادعوت مبارزه میکند۳- صبر بر اذیت و آزار در راه دعوت.

۱۰- درحد توان سعی کن .

خداوند متعال آدمی را در حد توان مکلف کرده  ( لا یکلف الله نفسا إلا وسعها ) البقره ۲۸۶.

ازآثار آنچه که دعوتگر در توان دارد :

۱- بردوامی در راه دعوت

۲-داشتن نشاط و محکم کاری

۳- هرکس راحق او عطا کردن

۴- پرهیز از درآمیز کردن کارها

۵- همکاری با دیگران.

۱۱- پرهیز از خشونت و تندروی

خداوند متعال پیامبر اسلام صل الله علیه و سلم را اینگونه یادآوری میکنند ( ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک )آل عمران ۱۵۹: ای محمد اگر تند خوی بودی مردم در کنارت پراکنده میشدند .

پس لازم دعوتگر دارای اخلاقی نیکو و بدور از خشونت و تندروی باشد ، چرا که مردم مهربانی و شفقت رالازم و دوست دارند .

۱۲- منتظر نباش مردم  بسویت آیند:

لازم است دعوتگراز مردم دید وبازدید داشته باشد به مجالس آنها سر بزند ، اگر منتظر بماند مردم از او دیدار کنند درآخر تنها میماند و فن دعوتگری خوب نیاموخته است.

دید وبازدید و اختلاط بامردم نباید امور ذیل را از یاد او ببرد :

الف -نباید درمقابل منکرات سکوت نماید.

ب-خیلی با احتیاط باشد .

۱۳- از شکستن خوردن بی باک باش :

درراه دعوت از شکست خوردن و نقد کردن واهمه نداشته باش.

۱۴- از عجله کردن در کارها برحذر باش :

آنچنانکه درحدیث پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم آمده ( التانی من الله والعجله من الشیطان ).

یکی از راههای عجله در کار دعوتگر،  تبدیل احوال گناهکار مردم به حال صحابه رضی الله عنهم.

۱۵- دعوت باید همه گیر باشد :

آنچنانکه شیخ الاسلام ابن تیمیه میگوید : هرآنچه خدا و رسول دوست دارند از واجبات و مستحبات و پرهیز از آنچه خدا و رسول نهی کرده اند.

۱۷- استفاده از تجربیات اهل علم و آگاهی :

لازم است دعوتگراز تجربیات اهل علم برای رسیدن به بهترین نتیجه استفاده کند ، بعضی از دعوتگران تازه وارد فکر میکنند اگر اینکار را انجام دهند نشانه ضعف آنان است ، بی خبر از اینکه در بسیاری از امور احتیاج به مشورت وتجربیات اهل علم داریم.

۱۸- دوام درانجام دادن کارها:

پیامبر اکرم صل الله علیه و سلم میفرمایند  ( أحب الدین الی الله ماداوم علیه صاحبه ).

۱۹- برحذر باش از دوست داشتن پست و مقام :

چرا که دوست داشتن پست و مقام باعث ضعف اخلاص و تبعیت از هوی و هوس وارتکاب گناهان میشود.

کتاب : وصایا للداعیه الجدید

منبع : قافله الداعیات

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی