خانه / مطالب ویژه / چگونه در دل دیگران نفوذ نماییم؟ (۲ و پایانی)

چگونه در دل دیگران نفوذ نماییم؟ (۲ و پایانی)

وسیله هشتم:بخشش مال

 هردلی کلیدی دارد ومال ودارایی بویژه در این زمانه کلید دل های مردمان زیادی است. پیامبر می فرماید همانا(بعضی اوقات) به شخصی بخششی می کنم از ترس اینکه خدا- بخاطر بخلش – اورا به آتش بیفکند در حالی که غیر او را بیشتر دوست دارم.(بخاری).

 صفوان بن امیه پس از اینکه تمام تلاش خود را جهت پیشگیری ازترویج اسلام کرد وبه انواع حیله ونیرنگ متوسل تا شاید پیامبررا ترور کند، در روز فتح مکه از دست مسلمانان فرار کرد اما رسول خدا به او امان داد ،اوبه خدمت رسول خدا رسید واز ایشان خواست برای مسلمان شدنش دوماه به او فرصت دهد ، پیامبر فرمود- به جای دو ماه-چهار ماه فرصت داری، اودر حالی که کافربود همراه رسول خدا به سوی حنین وطائف حرکت نمود ، پس از محاصره شهر طائف توسط مسلمانان – و تسلیم شدن ساکنان آن – در حالی که پیامبر به غنائم بدست آمده می نگریست ، صفوان را دید که به دره ای که پر ازگله و گوسفند بود نگاه می کرد، پیامبر به او خیره شد وگفت ای ابا وهب آیا این دره پر ازغنائم ، تو را شگفت زده کرده است؟!  گفت بله ای رسول خدا، پیامبر فرمود : پس آن چه در آن دره هست از آن تو باشد. صفوان گفت : سخاوتی به این بزرگی تنها از همت پیامبربرمی آید ، پس شهادتین را بر زبان جاری نموده  ومسلمان شد.

پیامبر خدا با این گونه رفتارها توانست قلب مرمان بسیاری را فتح نماید البته پس از اینکه کلید آن را شناخت. پس ای دوست دعوتگر این همه بخل چرا؟ واین همه خود داری نمودن از بخشش چــرا ؟ گوئی آن شخص زمانی که قصد دارد بخشش وکرم به خرج دهد ،فقرو نداری را پیش چشمانش می بیند.

وسیله نهم: حسن ظن نسبت به دیگران وموجه دانستن عذرهایشان

این وسیله به عنوان آسان ترین راه برای تسخیر دل انسان ها به شمار می آید. سعی کن نسبت به همه حسن ظن داشته باشی واز گمان بد واینکه حرکات وسکنات آنها به منظور فضولی کردن بپایی ، بپرهیز ؛ مبادا این فضولی ها کار دستت داده و تو را به هر باتلاقی سوق دهد .

به سخن متنبی – شاعر بلند آوازه عرب – گوش فرا ده که می گوید:

إذَا سَاءَ فِعلُ المَرءِ سَاءَت ظُنُونُهُ            وَصِدقُ مَا یَعتَادُهُ مِن تَوَهُّمِ

 هرگاه کردار انسان بد شد گمان هایش نیز بد خواهند شد وصداقتی که به آن عادت گرفته به توهم وخیال بدل می شود.

پس ای برادر و خواهر عزیز ، خود را بر عذر پذیری از برادرانت عادت بده. ابن مبارک می گوید: انسان مؤمن دنبال توجیه برادرانش بوده ولی منافق دنبال لغزش آنها است.

وسیله دهم: به افراد پیرامونت بگو که آنان را – از ته دل و بخاطر خدا- دوست داری .

 هرگاه شخصی را دوست داشتی ونزد تواز منزلت خاصی برخورداربود -این محبت خود را-به اوابراز بدار ؛چرا که این کار مانند تیری است که دل طرف را نشانه گرفته وروان او را اسیرتو می گرداند ،بدین خاطر است که رسول خدا (ص)فرمود: هرگاه یکی از شما رفیقش را دوست می داشت پس به منزلش رفته وبا زبان به اوبگوید که دوستش دارد.(صحیح جامع).

 ودر روایت مرسل دیگری آمده که این اِعلام دوست داشتن ، رفاقت را ماندگارتر ودوستی را استوار تر می گرداند.

البته ناگفته نماند زمانی این محبت ها ارزش دارد  که بخاطر خدا بوده ونه اهداف دنیوی مانند مال ومنصب وشهرت وجمال ؛ چون هرگونه محبت برای غیر خدا سرابی بیش نبوده ودر روز قیامت به دشمنی خواهد شد.

خداوند در سوره زخرف آیه۶۷ می فرماید ألأخِلّاء یَومَئِذٍ بَعضُهُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ إلّا المُتَّقین. دوستان درآن روز- قیامت – برخی به دشمن برخی دیگر مبدل خواهند شد جز پرهیزکاران.

انسان هم در روز قیامت با کسی محشورمی گرددکه دوستش دارد. پس اعلان محبت ودوستی جهت تأثیر بردل ها از مهمترین راه های نفوذ در آن ها به شمار می آید .

کدام بهتر است جامعه ای که پر از دوستی وبرادری وتوافق واتحاد است یا جامعه ای که بوی تفرقه وستیز واختلاف از آن به مشام می رسد ؟؟

به همین خاطراست که پیامبر اکرم (ص) بر ایجاد جامعه ای با انسان هایی که همدیگر را دوست داشته باشند حریص بود ودر همین راستا در میان مهاجران از مکه  وانصار از مدینه پیمان برادری و اخوت  برقرار نمود ، تا جایی که در سطح شهرپخش شده بود که فلانی برادر فلانی است ، این محبت ودوستی بین شهروندان مدینه به جایی رسیده بود که دونفربرادر را پس از اینکه به شهادت می رسیدند در یک قبرمی نهادند.  پیامبر بر انجام کارهایی که باعث افزایش این محبت بین شهروندان می شد بسیارتأکید می ورزیدند  از جمله در این حدیث که می فرماید تا ایمان نیاورید وارد بهشت نمی شوید وتا یکدیگر را دوست نداشته باشید مؤمن واقعی بشمار نمی آیید ؛ آیا شما را برچیزی راهنمایی کنم که اگر آن را انجام دادید یکدیگر را دوست داشته باشید؟ “سلام کردن” را میان خود گسترش دهید(به روایت مسلم).

متاسفانه دراین زمینه احساسات وعواطف مردم ضدو نقیض است ؛  بعضی با همدیگر با روشی خشک وبه دوراز احساسات وعواطف رفتارمی کنند وبعضی هم با روش عاطفی حساس ولطیفی که بیشتر به عشق وشیفتگی وتعلق خاطر به اشخاص شبیه بوده، تعامل می کنند، البته  موازنه میان عقل وعاطفه به حسب احوال واشخاص تفاوت می کند ومطلبی است که هر کسی توان آن را  ندارد وفضل خداست که به هرکس بخواهد (این نعمت را)ارزانی می کند.

وسیله یازدهم: مدارا کردن

آیا فن مدارا را به خوبی بلدی وآیا می دانی چه فرقی میان مدارا وتظاهر وجود دارد؟ امام بخاری در صحیح خود از حضرت عائشه روایت می کند که فرمود: مردی از پیامبر(ص) اجازه ورود به محضرش را خواستارشد ، پیامبر(ص) هنگامی که او را دید فرمود : اجازه دهید وارد شود ؛ – هرچند -او مرد بد قبیله خویش است ، وقتی آن مرد نشست ، پیامبر(ص)با نرمی وگشاده رویی با وی صحبت کرد ،پس از آنکه آن مرد رفت ، عائشه (رض)گفت ای رسول خدا(ص) هنگامی که آن مرد را دیدی در باره اش چنین و چنان گفتی ؛ ولی پس از اینکه وارد مجلس شما شد با گشاده رویی وملاطفت با وی صحبت کردی ؟! پیامبر(ص) فرمود ای عایشه ، چه زمانی من را بدزبان وبد اخلاق یافته ای؟ ای عایشه ، بدترین فرد نزد خداوند کسی است که مردم به خاطر بد زبانی ،از وی را دوری می کنند.

ابن حجر در فتح الباری آورده که اصل این حدیث در باره مدارا وملاطفت با مردم است و سپس سخن قرطبی را نقل می کند که می گوید:  فرق بین مدارا وظاهر سازی در این است که مدارا عبارت است از بذل وبخشش دنیا بخاطر صلاح دنیا و دین یا یکی از آن دو ، که این کارمباح وپسندیده است ولی مداهنه وظاهر سازی عبارت است از ترک دین بخاطر صلاح دنیا.پس مدارا در درجه اول گشاده رویی وبا نرمی سخن گفتن با فاسقان وناسزاگویان وبد زبانان بخاطر محفوظ ماندن از بدگوئی آنهاست ودر درجه دوم  مدارا به این خاطر است که شاید آنها هدایت یابند  . ناگفته پیداست که مداهنه و کوتاه آمدن در امور دین منفور و نامطلوب است  و مدارا تنها در امور دنیا روا و مطلوب می باشد و در غیر این صورت مدارا به مداهنه وظاهر سازی بدل می شود.

 حالا هنر مدارا را یادگرفتی؟ مانند مهربان بودن وقبول عذرها وگشاده رویی وستودن اشخاص به خاطر مصلحت شرعی، از پیامبر(ص)نیز روایت شده که می فرماید مدارا کردن بامردم صدقه است(طبرانی وابن سنی).

ابن بطال می گوید: مدارا که عبارت است از فروتنی نسبت به مردم وترک سخنان درشت وزننده ، جزء اخلاق مسلمانان است .

بدان که یازده مورد یادشده ازقوی ترین و مؤثرترین اسباب الفت و جلب قلب های مردم به شمار می آید.

نوشته : ابراهیم بن عبداله الدوی                             ترجمه : ماموستااسماعیل ابراهیمیان

المصدر:  من شریط طریقنا للقلوب

 

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

مُخَضْرَم چه کسی است؟

کسی که به طور مستقیم مشرف به دیدار رسول الله صلی الله علیه وسلم نشده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *