خانه / مقالات / عقیده / کفر شک

کفر شک

کسی که در مورد الله، یا ملائکه، یا پیامبران، یا در مورد قیامت، یا در مورد بهشت یا جهنم یا هر خبری که از الله یا پیامبرش به او رسیده شک کند کافر است.

الله متعال می‌ فرماید:

{و درحالی که به خود ستمکار بود، در باغ خويش داخل شد، و گفت: من باور نمی کنم هرگز اين باغ نابود شود (35) و باور نمی کنم که قيامت بر پا گردد و اگر به سوی پروردگارم باز گردانده شوم – به فرض اين که قيامتی باشد – قطعاً جايگاهی بهتر از اين خواهم يافت (36) دوست وی درحالی که با او گفتگو می کرد به او گفت: آيا به آن کسی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفريد، آنگاه تو را مردی کامل قرار داد، کافر شدی؟!}[1].

ابوهریره از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده که فرمودند: “گواهی می ‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست، و اینکه من فرستاده‌ ی الله هستم، هیج بنده‌ ای با این دو ـ بدون هیج شکی در آن ـ به دیدار الله نمی‌ رود مگر آنکه وارد بهشت می‌ شود”[2].

همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: “به من وحی شده که شما در قبرهایتان مورد آزمایش قرار می‌ گیرید؛ گفته می‌ شود: درباره ‌ی این مرد چه می دانی؟ اما مومن یا صاحب یقین می ‌گوید: او محمد فرستاده‌ ی الله است که با بینات و هدایت به نزد ما آمد و اجابت کردیم و پیروی نمودیم، او محمد است ـ سه بار ـ پس به او می‌ گویند: به خوبی بخواب، چرا که تو به آن یقین داشتی، اما منافق یا کسی که در شک است می‌ گوید: نمی ‌دانم، شنیدم که مردم چیزی می ‌گویند، من هم گفتم”[3].

شیخ عبد العزیز راجحی حفظه الله می ‌گوید:

“انسان به واسطه‌ ی شک کافر می ‌شود، اگر در مورد الله یا ملائکه یا کتاب‌ های آسمانی یا درباره ‌ی پیامبران یا در مورد بهشت یا جهنم شک کند و بگوید: نمی ‌دانم بهشتی هست یا نه؟ آتشی هست یا نه؟ با این شک کفر می‌ ورزد”[4].

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث دیگری می فرمایند: “میت در قبرش قرار داده می ‌شود، پس شخص صالح را در قبرش می‌ نشانند درحالی که ترسان و وحشت ‌زده نیست…” و در آن آمده: “و شخص بدکار را در قبرش می‌ نشانند درحالی که ترسان و وحشت‌ زده است، به او می‌ گویند: در چه حال بودی؟ می ‌گوید: نمی ‌دانم. می‌ گویند: این مرد کیست؟ می ‌گوید: شنیدم مردم چیزی می ‌گویند، من هم گفتم. سپس برایش دریچه‌ ای به سوی بهشت گشوده می ‌شود، پس به گل‌ ها و آنچه در آن است نگاه می ‌اندازد، به او می‌ گویند: ببین که الله چه چیزی را از تو دور ساخت. سپس روزنه‌ ای به سوی آتش برایش می‌ گشایند و به آن می‌ نگرد که چگونه آتش خود را می ‌خورد، پس به او گفته می‌ شود: این جایگاه توست، در شک ماندی و بر آن مُردی و بر همان ان شاء الله برانگیخته می ‌شوی”[5].

سندی رحمه الله می ‌گوید:

“این حدیث دال بر آن است که هرکس در دنیا بر یقین باشد معمولا بر همان حال از دنیا می ‌رود و همینطور در مورد شک”[6].

بنابراین کسی که در مورد اصلی از اصول ایمان شک کند و در حال شک بمیرد کافر و جاودانه در آتش است و الله از بنده‌ اش جز یقین را نمی‌ پذیرد.

والله تعالی اعلم.

[1]  {وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هَٰذِهِ أَبَدًا﴿35﴾وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا﴿36﴾قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا﴿37﴾لَٰكِنَّا هُوَ اللَّـهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا} کهف:35-37

[2] “عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عن النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قال: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنِّي رَسُولُ اللهِ، لَا يَلْقَى اللهَ بِهِمَا عَبْدٌ غَيْرَ شَاكٍّ فِيهِمَا، إِلَّا دَخَلَ الْجَنَّةَ” روایت مسلم.

[3] عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: “أُوحِيَ إِلَيَّ: أَنَّكُمْ تُفْتَنُونَ فِي قُبُورِكُمْ، يُقَالُ: مَا عِلْمُكَ بِهَذَا الرَّجُلِ؟ فَأَمَّا المُؤْمِنُ أَوِ المُوقِنُ فَيَقُولُ: هُوَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه، جَاءَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَالهُدَى، فَأَجَبْنَا وَاتَّبَعْنَا، هُوَ مُحَمَّدٌ ثَلاَثًا، فَيُقَالُ: نَمْ صَالِحًا قَدْ عَلِمْنَا إِنْ كُنْتَ لَمُوقِنًا بِهِ، وَأَمَّا المُنَافِقُ أَوِ المُرْتَابُ فَيَقُولُ: لاَ أَدْرِي، سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ شَيْئًا فَقُلْتُهُ” روایت بخاری و مسلم.

[4] https://saaid.net/Minute/m51.htm

[5] “إِنَّ الْمَيِّتَ يَصِيرُ إِلَى الْقَبْرِ، فَيُجْلَسُ الرَّجُلُ الصَّالِحُ فِي قَبْرِهِ، غَيْرَ فَزِعٍ، وَلَا مَشْعُوفٍ…” الحديث وفيه: “وَيُجْلَسُ الرَّجُلُ السُّوءُ فِي قَبْرِهِ، فَزِعًا مَشْعُوفًا، فَيُقَالُ لَهُ: فِيمَ كُنْتَ؟ فَيَقُولُ: لَا أَدْرِي، فَيُقَالُ لَهُ: مَا هَذَا الرَّجُلُ؟ فَيَقُولُ: سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ قَوْلًا، فَقُلْتُهُ، فَيُفْرَجُ لَهُ قِبَلَ الْجَنَّةِ، فَيَنْظُرُ إِلَى زَهْرَتِهَا وَمَا فِيهَا، فَيُقَالُ لَهُ: انْظُرْ إِلَى مَا صَرَفَ اللَّهُ عَنْكَ، ثُمَّ يُفْرَجُ لَهُ فُرْجَةٌ قِبَلَ النَّارِ، فَيَنْظُرُ إِلَيْهَا، يَحْطِمُ بَعْضُهَا بَعْضًا، فَيُقَالُ لَهُ: هَذَا مَقْعَدُكَ، عَلَى الشَّكِّ كُنْتَ، وَعَلَيْهِ مُتَّ، وَعَلَيْهِ تُبْعَثُ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى” روایت ابن ماجه. آلبانی در “صحیح ابن ماجه” آن را صحیح دانسته است.

[6] حاشیة السندی علی ابن ماجه: 2/568

 

سایت مهتدین

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

حکم کسی که صفات الله سبحانه و تعالی را تاویل می ‌کند

در ابتدا باید بدانیم که عقیده‌ ی اهل سنت و جماعت در توحید اسماء و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *