خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / گفتگو با دیگران از منظر قرآن (۴-۱)

گفتگو با دیگران از منظر قرآن (۴-۱)

نویسنده: دکتر فضل الهادی وزین[۱]

یکی از بارزترین قضایای محافل علمی و فرهنگی دنیای معاصر مساله (گفتگوی ادیان و فرهنگها) و موضع گیری مسلمانان در برابر آن است، که در این نوشتار از زاویه (روش تفسیر موضوعی قرآن) بدان نگریسته و مورد کنکاش و مداقه قرار خواهد گرفت.

بدون شک مساله گفتگوی پیروان ادیان و فرهنگها یکی از مهمترین و پیچیده ترین مسائل و چالشهای فکری اندیشمندان جهانی و اسلامی به شمار می رود که آراء و دیدگاه های متفاوتی پیرامون جزئیات و تفاصیل آن عرضه شده و اندیشمندان جهان اسلام پیرامون این مساله در یک تقسیم بندی کلی به چهار گروه تقسیم می شوند:

گروهی بدون مرزبندی و تعیین چارچوبی برای ثوابت و متغیرات دین گفتگوی مزبور را کاملا تایید و می خواهند همه چیز را از طریق میز مذاکره و سفره صلح و چانه زنی حل کنند، گروهی هم گفتگوی ادیان را به طور کلی مردود شمرده و معتقدند باید در لاک خویش خزید و همه روزنه ها را بر روی خود مسدود نگه داشت، گروهی دیگر قدرت تشخیص حق و باطل را نداشته و پریشان و سردرگم هستند، و بالاخره بهترین گروه کسانی اند که دیدگاهی میانه روانه را اتخاذ و در عین دنبال کردن موضوع با جدیت و وسواس هر چه تمامتر ابعاد مثبت و منفی آن را وارسی کرده و می کوشند عقل صحیح و نقل صریح را با هم آشتی داده و ضوابط دین و مستلزمات عقل را مد نظر قرار دهند.

بنا بر این، نوشته ها و پژوهشهای فراوانی پیرامون این موضوع به رشته تحریر در آمده که همچون سایر فعالیتهای بشری خالی از عیب و نقص نبوده و پاره ای از آنها مقبول و منطقی و پاره ای نیز مردود و از درجه اعتبار ساقط اند، ولی زمینه بحث و تحقیق همواره برای همه پژوهشگران و اندیشه وران فراهم است و می توانند این موضوع خطیر و مهم را پربارتر نمایند.

و لذا راقم این سطور نیز در حد توان می کوشد پرده از روی این مساله اساسی برداشته و پایه های گفتگو با دیگران را از دل آیات سرنوشت ساز قرآن کریم بیرون کشد و اصول و ضوابط حاکم بر آن را پیش روی خوانندگان عزیز قرار دهد. شاید این نوشتار نخستین پژوهش در راستای تبیین گفتگوی ادیان از زاویه تفسیر موضوعی قرآن باشد، که قرآن کریم اساسنامه زندگی مسلمانان به شمار رفته و باید برای آغاز و انجام همه امور دینیشان به آن منبع جوشان و با طراوت مراجعه نمایند.

از خداوند حنان منان می خواهیم این تلاش اندک را مورد قبول درگاه خویش قرار داده و اجر جزیلی به نویسنده و خوانندگانش ارزانی فرماید – آمین.

مفهوم حوار (گفتگو) از نظر لغت:

واژه «حوار» از ریشه «حور» به معنی بازگشت از چیزی به چیز دیگری است، و مفهوم حوار در لغت به معنی: جر و بحث است [۲] در کتاب «لسان العرب» آمده است: محاوره به معنی رد و بدل سخن در گفتگو است. [۳] راغب اصفهانی نیز در این زمینه می گوید: محاوره و حوار به سخن گفتن فریب کارانه و مکارانه است [۴]

واژه «حوار» در شماری از آیات قرآن کریم برای معانی مزبور بکار گرفته شده است، از جمله:

۱- (‏ إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن یَحُورَ ‏)[۵] [‏ و او گمان می‌برده است که وی هرگز ( به سوی خدا برای حساب و کتاب ) باز نخواهد گشت].

۲- (‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا وَتَشْتَکِی إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ یَسْمَعُ تَحَاوُرَکُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ)[۶] [‏ خداوند گفتار آن زنی را می‌پذیرد که درباره شوهرش با تو بحث و مجادله می‌کند و به خدا شکایت می‌برد . خدا قطعاً گفتگوی شما دو نفر را می‌شنود ، چرا که خدا شنوا و بینا است].

۳- (‏فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنکَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَراً)[۷] ‏ [پس در گفتگوئی به دوست ( مؤمن ) خود ( مغرورانه و پرخاشگرانه ) گفت : من ثروت بیشتری از تو دارم و از لحاظ نفرات ( خانواده و خویش و رفیق ) مقتدرتر از تو و فزونترم].

واژه مزبور در احادیث پیامبر r نیز به معنی رجوع و بازگشت آمده است، برای مثال ایشان در یکی از احادیث گهربارشان می فرمایند:

(من دعا رجلا بالکفر أو قال: عدو الله ولیس کذلک، إلا حار علیه)[۸] [هر که کسی را کافر خوانده و یا وی را دشمن خدا بپندارد و چنین هم نباشد، ادعای وی به خودش بر می گردد].

در حدیثی دیگر وارد شده که پیامبر خدا: (کان یستعیذ من الحور بعد الکور)[۹] یعنی از بازگشت به سوی کاستی پس از فزونی یافتن (نقص پس از کمال) به خدا پناه می برد.

بدین ترتیب روشن می شود که واژه حوار در لغت به معنی رد و بدل کردن سخن میان دو نفر است.

مفهوم حوار در اصطلاح:

واژه حوار در اصطلاح نیز شبیه تعریف لغویش بوده و تعاریف متعددی برایش ذکر شده است، از جمله:

الف) رد و بدل سخنان میان دو یا چند نفر بدون وجود دشمنی میان ایشان. [۱۰]

ب) بحث و مناظره میان دو یا چند نفر به منظور تصحیح سخن، ابراز دلیل، اثبات حق، رد شبهات و پرده برداشتن از آراء باطل و بی اساس.

ج) جر و بحث میان دو نفر یا دو گروه متقابل پیرامون مساله ای به هدف دست یابی به حقیقت و یا ایجاد تطابق و هماهنگی میان دیدگاه ها در جوی کاملا دوستانه و حق طلبانه و به دور از تعصب و با روشی کاملا معقول و منطقی.[۱۱]

تعاریف فوق بیانگر این هستند که محاوره در اصل به معنی بحث و مناظره میان طرفین متقابل است و شرایط مزبور تنها ضوابطی اخلاقی و برای مفید واقع شدن مناظره در نظر گرفته شده اند. [۱۲]

توضیح چند اصطلاح دیگر:

علاوه بر واژه حوار چند تا اصطلاح دیگری همچون: «مجادله»، «مناظره»، «محاجه»، «مناقشه» و «مباحثه» وجود دارند که از نظر معنی با اصطلاح حوار هم خانواده و شبیه یکدیگرند و گاهی نیز به جای حوار بکار گرفته می شوند، ولی برخی از صاحب نظران میان آنها تفاوت قائل شده و چارچوب دیگری را برایشان در نظر گرفته اند، بنا بر این توضیح مختصری را در باره یکی دو تا از آنها ارائه خواهیم داد:

۱- مجادله:

ابن منظور اصطلاح مجادله را به مخاصمه و مناظره معنی کرده است. [۱۳] یکی دیگر از لغت شناسان در تعریف آن می گوید: مجادله عبارت از پرده برداشتن از نادرستی دیدگاه طرف به وسیله ارائه دلیل یا ایراد شبهه است. [۱۴]

واژه مجادله هم در قرآن و هم در احادیث پیامبر اکرم وارد شده که گاهی پسندیده و گاهی نیز مذموم و نکوهش شده است، مجادله مطلوب و مورد تایید، مرادف واژه حوار و یا نزدیک بدان می باشد، برای مثال خداوند متعال در این زمینه می فرماید:

(وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ )[۱۵] [و زیبا به راه پروردگارت فراخوان].

در جایی دیگر می فرماید:

(‏قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا وَتَشْتَکِی إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ یَسْمَعُ تَحَاوُرَکُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ). که واژه محاوره در اینجا به معنی بحث و رد و بدل سخنان است، و بدین ترتیب جدال یکی از صورتهای حوار بوده که خداوند بدان فرمان داده است.

۲- مناظره:

مناظره نیز یکی از مصادیق حوار بوده که به معنی اندیشیدن و دنبال نمودن حق از طریق بحث و تبادل نظر با دیگران است، و لذا علامه جرجانی آن را به: دقت و اندیشیدن آگاهانه در ارتباط دو چیز با هم به منظور آشکار نمودن حق و واقعیت، تعریف می کند. [۱۶]

علامه محمد امین شنقیطی در تعریف این اصطلاح چنین می گوید: مناظره به معنی محاوره و گفتگو میان دو شخص حق طلب است که هر کدام از آنها در پی به کرسی نشاندن  رای خود و از اعتبار انداختن دیدگاه طرف می باشد. [۱۷]

قرآن کریم و گفت وگو با دیگران:

قرآن کریم در آیات متعددی پیروان خویش را بر گفت وگو با دیگران به ویژه اهل کتاب به منظور آشکار شدن حق و کنار زدن پرده ابهام از روی موضوعات مختلف، بر می انگیزد. خداوند سبحان در این راستا می فرماید:

(قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَهٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ)[۱۸] [بگو : ای اهل کتاب ! بیائید به سوی سخن دادگرانه‌ای که میان ما و شما مشترک است].

این آیه و امثال آن زمینه سفت و استوار گفتگوی هدفمند و طالب حق را مشخص می سازد، هر که در دریای آیات حیات بخش قرآن کریم به غواصی بپردازد محورهای بنیادین گفتگو از جمله: اسباب، انگیزه ها، اهداف و انواع حوار، اقسام گفتگو کننده گان، شرایط، چارچوب و اصول و ضوابط گفتگو و سایر مباحث مربوط بدان، برایش روشن و شفاف شده و با اطمینان خاطر گام برداشته و وارد این وادی سرنوشت ساز خواهد شد.

 

مرجع:

[۱] استاد تفسیر و علوم القرآن در دانشکده “اصول الدین” دانشگاه “الجامعه الاسلامیه” پاکستان.

[۲] تاج العروس من جواهر القاموس / ابن فارس.

[۳] لسان العرب / ابن منظور.

[۴] المفردات فی غریب القرآن.

[۵] انشقاق / ۱۴٫

[۶] مجادله / ۱٫

[۷] کهف / ۳۴٫

[۸] صحیح مسلم.

[۹] همان.

[۱۰] اصول الحوار، از انتشارات کنفرانس جهانی جوانان مسلمان.

[۱۱] الحوار الاسلامی المسیحی / بسام داود عجک.

[۱۲] الحوار مع اتباع الادیان – مشروعیته و آدابه / دکتر منقذ بن محمود السقا.

[۱۳] لسان العرب.

[۱۴] التعریفات / جرجانی.

[۱۵] نحل / ۱۲۵٫

[۱۶] التعریفات.

[۱۷] آداب البحث و المناظره / شنقیطی.

[۱۸] آل عمران / ۶۴٫

ترجمه: احمد عباسی

ادامه دارد

به نقل از سوزی میحراب

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

هیچ کافری را به خواری منگرید!

نویسنده: صدیق قطبی   طبق تعالیم اسلامی، ملاک نهایی در سنجش افراد سرانجام آنهاست و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *