Uncategorized

یکی از دلایلی که باعث ادای نماز های عادتی و فاقدِ روح میشود، انتظار و تلقی ناروا از نماز است

(بخش بیستم):
در بخش قبلی برای دریافتن و درک روح و مفهوم معنوی نماز بحث مختصری داشتیم، ولی این که چرا تعداد زیادی از نمازگذاران، نماز را حسب مصروفیات و مشاغل روزمره ی خودشان، و بدون نایل شدن به روح نماز، ادأ میکنند، دلایل خاص خودش را دارد.
یکی از این دلایل که باعث ادای نماز های عادتی و فاقدِ روح میشود، انتظار و تلقی ناروا از نماز است.
تلقی و تدریس نماز از سنین پائین، اطفال را بهمان نخستین  شکلی که از بزرگان شان آموخته اند، در ادای نماز، بعد ها خیلی تأثیر گذار است.
وقتی جایگاه نماز به نماز گذار، درست تحلیل و تبیین نشود ممکن است بعد از مدتی نماز کنار گذاشته شود یا منظم برپا نشود، که این نیز به حذف نماز می انجامد.
زمانیکه از نوجوانی می پرسیم چرا نماز نمی خوانی؟ در قبال بهانه هائی از قبیل لباسم تمیز نیست، و چنین است و چنان ات، یک پاسخ تکاندهند ه ی دیگر این است که:
﴿ من هرچه از خالقم خواستم که به فلان خواسته و آرزویم برسم، نرسیدم و دیگر نماز نمی خوانم، یا مدتی نماز خواندم و دیدم مشکلم حل نشد یا به خواسته ام نرسیدم، دیگر نمی خوانم!﴾
استفاده ابزاری از نماز، القای خانواده ها که اگر نماز بخوانی، در امتحان قبول می شوی و نماز را در حد مشکل گشای مسائل عادی زندگی حتی گاه خواسته های نامعقول تلقی کردن، آفت وآسیب بزرگ برای نماز خواندن است.
بلی عزیزان گرانقدر:
نماز نباید چنین تلقی و تزریق شود، ورنه اثرات سؤ و منفی بر نمازگذار می اندازد، و حتی باعث دلسردی و ترک نماز میشود.
مشهور آن است که در فصل امتحان، نماز خواندن دانش آموزان رایج تر می شود و پس از امتحان به خصوص اگر با ناکامی مواجه شوند تعطیل می شود! چنین تصویر و تصوری از نماز و فرو کشیدن آن در حد گره گشایی از مشکلات معمول، ستم و جفای بزرگ در حق این عبادتِ والا است.
گزارش هایی از مدارس دریافت می شود که گاه معلمان و مربیان در چنین القائاتی با دیگران هم داستان و هم زبان می شوند.
وقتی نماز گذار توان دریافت و نایل شدن به روح نماز را ندارد، چنین القائات، باعث بیزاری از نماز میشود، واین یکی از تلبیس ها و مکر شیطان است که بزرگان را دچار وسوسه قرار داده، صغار را با القای غلط و نادرست از نماز دلسرد میسازد.
اکثراً دیده شده که نوجوان با اشتیاق به مسجد می آید اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه می شود، گاه فضای مسجد ذوق وشوق و طبع حساس او را برنمی انگیزد و خاطره ی تلخ، چاشنی آمدن می شود.
این رویداد که گاه تا همیشه بر روح و نگرش انسان سایه می اندازد، گریزگاه وی می شود و جدایی و حتی نفرت وی را برمی انگیزاند.
باید تجربه های نخستینِ کودکان از مسجد با شیرینی و لطافت همراه باشد و از تحقیر، تمسخر، توهین و هر حرکتی یا حادثه ای که تند و تلخ و شکننده باشد پرهیز شود.
نوجوان چشم به دهان دوستان می دوزد و رفتارهای “جمعی دوستان” آنان را بشدت جذب و به همسانی رفتار می کشاند. آن ها می خواهند صرفاً به کارهایی بپردازند که “همه” آن را انجام می دهند.
بی تردید شما نیز می توانید به یاد بیاورید که زمانی چنین بوده اید. هیچ گاه قدرت گروه همسالان را دست کم نگیرید.
آسان نیست که متفاوت عمل کنیم و یا این که در مقابل اکثریت باشیم. مراقبت در طیف دوستان، مداخله سنجیده و هو شیارانه در انتخاب دوستان و حتی تاثیر در حلقه ی آنان، نوعی مصٔونیت بخشی معنوی خواهد آفرید که نمازگزاری فرزندان را تضمین می کند.
خانواده هایی که فرزندانِ رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرت ها و روابط فرزندان ندارند دچار مشکلات حاد رفتاری و ریزش های معنوی فرزندان خواهند شد.
جوانان خیلی پرسشگر و کنجاوند و براساس حقِ پرسشگری و کنجکاوی، از نماز هم می پرسند:
چرا نماز؟ چرا این گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و کشش داشتم نخوانم؟ اصلاً چرا بخوانم؟ و صد هاچرا های دیگر..
اگر این پرسش ها، پاسخ دقیق و مجاب کننده نیابند یا پرسشگر به دلیل سؤال، تحقیر و تمسخر و متهم شود و یا پاسخ ها انحرافی باشد، موریانه ی تردید، شک، تزلزل و در نهایت پرهیز و ستیز وجود وی را پرخواهد کرد.
ایجاد موقعیت ها و فرصت هایی برای سؤال، حتی طرح سؤالات احتمالی در فضایی سرشار از عاطفه و محبت، تشویش ها و تردیدها را می زداید.
نماز باید با نشاط و سرزندگی بر پا شود. در سستی و رخوت، در بی حالی و بی رغبتی حتی اگر نماز برپا شود چندان مناسب نیست. یکی از دلایل وضو گرفتن بصورت درست و کامل، تجدید نشاط و سرزندگی در نماز گذار است.
رسیدن به روح نماز بستگی با نشاط بدنی و معنوی دارد. نشاط بدنی نماز گذار، با تجدید یک وضوی جانانه، و بی کم و کاست، بدست می آید.
وقتی نماز گذار این نشاط جسمی و فزیکی اش را دریافت، زمینه برای بدست آوردن روح نماز مساعد میشود.
تقلیل روح نماز در آنهائی که نماز شان را  بر سرِ وقت ادأ نمیکنند دلیل دیگری از تصرف ایشان در دنیا است.
بدین معنی که، یکی از سد های سه گانه ی عبودیت ﴿دنیا، شیطان و نفس﴾ باعثِ تأخیر نماز و نخواندن آن بر سرِ وقت شده، از روح نماز میکاهد.
به هر دلیلی که نماز به تاخیر بیافتد، جاذبه ی نخستینِ نماز را از قلبِ نماز گذار میکاهد.
اگر این عمل به عادت تبدیل شود، آهسته آهسته عزت و احترام نماز، نزد نمازگذار، کمرنگ میشود:
﴿باشد، بعد تر میخوانم، اشکالی ندارد، نمازم تا دو یا سه ساعت دیگر قضأ نمیشود، کدام گپی نیست، خانه رسیدم، با دل و هواس جمع نمازم را میخوانم…﴾
نماز گذار بایستی اول وقت خواندنِ نماز را، به فرهنگ تبدیل کند، و نگذارد عوامل سه گانه ی ﴿ دنیا، شیطان، و نفس﴾ باعث تقلیل فیوض، برکات، و روح نماز شود
وقتی ما بزرگ تر ها و مربیان و متولیان تربیت به نوعی تقیید در نماز اول وقت برسیم و فضای مناسب را نیز فراهم کنیم از چنین ضایعه ای جلوگیری خواهیم کرد.
کارکردگی در ادای نماز های مان امروزی مان، با مشاهده و تقلید از رفتارهای والدین و بزرگانِ خانواده در دوران کودکی مان، بستگی خاصی دارد.
کودکان و نوجوانان گاه دچار تعارض ها و ناهمخوانی های خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست اما در خانه از این فضیلت ها و ارزش ها نیست.
 خانواده هایی که به نماز بی اعتنا باشند هرگز نمی توانند انتظار داشته باشند که فرزندانشان به نماز پایبند ومتعهد باشند.
متأسفانه، در خانواده های ما بسیاری اوقات، شب های مان، لبریز از دغدغه ی تلویزیون، درامه ها، موسیقی، و برنامه های مبتذل ستاره ی فاسد، تیلفون زدن ها، فیسبوک پروری، شوخی ها، مهمانی ها و دیگر منکرات است.
وقتی زمامدار خانه خودش با این همه بدبختی ها وفتنه های بیمار کننده ی قلب مبتلأ است، چگونه، خودش، و دیگران را برای نماز فجر، که یکی از پر برکت ترین نماز های پنجگانه است، بیدار کند؟
چگونه میتوان روحِ نماز را در قلب های اعضای این خانواده پیدا کرد؟
پدر، مادر، و دیگر بزرگان به کودکان و نوجوانان جلسه میکند، و آنها را از اوامری که باعث دوری از عبادات میشود، نهی میکند.
یکی از مشکلات فرهنگی جامعه ی ما نبودِ آموزه های درست، بموقع و همه جانبه ی بلوغ است.
در نظام آموزش و پرورش هنوز هیچ برنامه ی مشخص و روشنی در این باره وجود ندارد.
 دوران بلوغ دختران مسئولیت های ویژه ی شرعی و موقعیت های خاصی را همراه دارد و اگر پدر و مادر، آگاهی بخشی و آگاهی یابی کافی از این مساله نداشته باشند ممکن است به تعطیلی تکالیف در دیگر موقعیت هامنجر شود.
این همه باعث میشود که مقام، عزت، شرف و الویتِ نماز، نزد اطفال، نوجوانان و جوانان در یک خانواده، بدستِ پدر و مادر، (که خودشان، چندان پابندی خاصی به ادای نماز های شان بر سرِ وقت ندارند)، لطمه ی غیر قابل ترمیم بخورد،
و عاقبت همان میشود که امروز، شاهدِ این همه، گریز و بی نمازی اکثریت جوانان در جامعه هستیم.
در اخیر این بخشِ مضمون، از بارگاه رب ذوالجلال استدعا میکنیم تا توفیق ادای بهتر نماز و عبادات را برای مان اعطأ فرموده، از مزایای نایل شدن به روحِ نماز، ما را محروم نسازد.

آمین، یا رب العلمین!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن