سیره

۲۱ سال در یک نگاه -۱-

ایام ولادت رسول گرامی اسلام (ص) بهانه‌ای است تا با هم در سایه‌سار سیرتش بنشینیم و لختی به دور از گرفتاری‌ها و پیچیدگی‌های عصر حاضر درس‌هایی متنوع در زمینه‌های دعوت، تربیت و رهبری بیاموزیم.

نویسنده: سعدالدین صدیقی

ایام ولادت رسول گرامی اسلام (ص) بهانه‌ای است تا با هم در سایه‌سار سیرتش بنشینیم و لختی به دور از گرفتاری‌ها و پیچیدگی‌های عصر حاضر درس‌هایی متنوع در زمینه‌های دعوت، تربیت و رهبری بیاموزیم.

پس مناسب است نگاهی دقیق به زندگی مبارک ایشان داشته باشیم و در این نقطه تأمل کنیم که، چگونه رسول خدا توانست وظیفه‌ی خود را در دریافت وحی، تبلیغ و تبیین آن و هم‌چنین در اصلاح فرد و جامعه با موفقیت به انجام برساند؟

بررسى و مطالعه‌ی سيرت پيامبر اسلام (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم) به ما كمك مى‌كند تا به شناختى به دور از افراط و تفريط نسبت به رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) دست يابیم، و بتوانيم از لابلاى صفحات زرين حيات مباركشان با روش‌هاى صحيح دعوت آشنا گرديم.

محمد‌بن‌عبدالله (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) بعد از رسیدن به سن کمال یعنی چهل‌سالگی و بعد از دستیابی به شناخت همه‌جانبه از جامعه و افراد، سلیقه‌ها، سنت‌ها، نقاط ضعف و قوت و هم‌چنینن بعد از تثبیت شخصیت او و پذیرفته‌شدنش به‌عنوان فردی صادق و امین (اموری که یک داعی ضرورتاً به آن محتاج است) به پیامبری مبعوث گشت.

در دوشنبه، ماه رمضان (دهه‌ی اخیر)، سال ششصد و ده میلادی در شب قدر امین آسمان، جبرئیل (عليه السلام)  در غار حرا بر امین زمین، محمد (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) فرود آمد و صدر سوره‌ی علق را بر او تلاوت نمود. آیات اولین بر خواندن، تعلیم و تعلم و توجه به اصل خلقت دلالت داشت و شروعی جدید، از علم در مقابل جهل، منطق و استدلال در مقابل بی‌‌منطقی و زور را نوید می‌‌داد.

پيامبر (صلى الله عليه وسلم)، بعد از دريافت بخشِ نخستين وحى در شب قدر – آن  شب بهتر از هزاران ماه –  در مقابل ماموریتی سنگین و مسؤلیتی سخت قرار گرفت. ماموریتی که انجام آن به توشه‌ای بزرگ از ربط قلب به ذات پروردگار و معنویت نیاز داشت. به‌همین دلیل، در آغاز رسالت، رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) به منظور كسب آمادگى اوليه، مکلف به خودسازی گشت؛ این مرحله از تمایل به عزلت در غار حرا شروع گردید و با در آمدن به مدرسه‌ی شب با نزول سوره‌ی مزمل ادامه یافت تا این‌که، تربیت یافته‌ی این مدرسه به گام‌های قوی و محکم‌تر و سخنان درست و پابرجاتر آراسته گردید. «إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیلِ هِی أَشَدُّ وَطْأً وَأَقْوَمُ قِیلاً»(المزمل ۶).

بعد از این مهم، ماموریت یافت تا در مورد نعمت هدایت و اسلام که از برترين نعمت‌هاى پروردگار است، سخن بگوید. «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»(الضحی۱۱).

طى اين منازلِ سلوک، تمهیدی بود تا بعد از قیام شب، رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) به قیام روز مامور گردد. به او خبر داده شد: مسئولیت انذار بر دوش اوست، وقت استراحت نیست، باید به تنهایی قیام کند و همه را بیم دهد و از کبریای پروردگار سخن بگوید و …« یاأیّها المدثر* قم فأنذر* و ربک فکبر* و ثیابک فطهر* والرجز فاهجر* ولاتمنن تسکثر* و لربک فاصبر»(المدثر ۱/۷).

شرایط برای دعوت علنی فراهم نبود، بنابراین رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ)  براساس ضابطه‌ی حکمت، دعوت خود را به صورت مخفی شروع نمود. دعوت را از خانه‌ی خود شروع کرد، همسرش خدیجه (رضی‌‌الله عنها) را به اسلام فراخواند و ایمان آورد، علی‌ابن‌ابی‌طالب و زیدبن حارثه (رضی‌‌الله عنهما) نیز که در خانه‌اش بودند، دعوتش را لبیک گفتند.

به‌سان هر حرکت اصلاحی، حرکت رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) نیز به یک پیام محوری و یک هسته‌ی مرکزی نیاز داشت. پیام محوری رسالت ایشان توحید و اقامه‌ی قسط بود که ابعاد آن، همراه با نزول تدریجی قرآن بیان می‌گشت. در خصوص ایجاد هسته‌ی مرکزی، رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) بعد از ادای واجبِ اولویت‌دار دعوت خانواده، دعوت را به بیرون از خانه گسترش داد. ایشان به افرادی نیاز داشت که از جایگاه اجتماعی برخوردار بوده، استعداد کافی داشته، رازدار باشند و بتوانند به‌عنوان افراد شایسته، بایسته‌های یک زیست‌مومنانه را با عشق به اجرا بگذارند.

پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) به سراغ یار خود ابوبکر (رضی‌‌الله عنه) رفت و اسلام را بر ایشان عرضه کرد. ابوبکر بی‌درنگ ایمان آورد. ایشان که نَسَب‌شناس‌ترینِ قریش و فردی سرشناس در میان مردم بود، این اندوخته‌ی ارزشمند اجتماعی خود را در اختیار برنامه‌ای گذاشت که آن را با تمام وجود پذیرفته بود. توسط ایشان شخصیت‌های برگزیده و شایسته، هم‌چون عبدالرحمن‌بن‌عوف، سعد‌ابن‌ابی‌‌وقاص، عثمان‌بن‌عفان، زبیربن‌عوام و طلحة‌بن‌عبیدالله (رضی‌الله عنهم اجمعین) به اسلام دعوت شدند و آن‌ها نیز بعد از درآمدن به حضور رسالت، اسلام را پذیرفتند. بدين ترتيب ابوبكر صديق (رضى الله عنه) اولین داعی بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) گشت.

سابقین اولین – اولین سبقت‌گیرندگان در ایمان در جاهلیت آن‌روز – به‌تدریج به حلقه‌ی اهل ایمان درآمدند. کم کم هسته‌ی مرکزی و ستون‌های اولیه‌ی دعوت اسلامی شکل گرفت. همین افراد بودند که بعدها بنای رفیع دعوت اسلامی را بر دوش خود حمل نمودند.

رفتار و سلوك، تابعی از تصور و شناخت نسبت به خدا، خود و جهان هستى است. قلب مركز باورها و انديشه‌هاست. بر اين اساس هر گاه اراده‌ی تغییر اتفاق بیفتد، اداره‌ی آن باید از تغيير و انقلاب در درون آغاز گردد.

پیامبرِ حکیم (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) این اصل مهم را همیشه نصب‌العین خود قرار می‌داد. نزول تدریجی قرآن و تأکید آیات نازل شده بر باورهای ایمانی نیز دقیقا در امتداد این سیاست بود.

خداوند حکیم، پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) را در نشر مبادی دین و انذار مردم همراهى نمود تا مبادا احساسات و عشق به انجام دستور، او را وادار به بی‌دقتی و اتخاذ تصمیمات عجولانه گرداند.

رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) در پی جذب نیرو به هر صورت ممکن نبود. بهانه‌‌های فراوانی وجود داشت که می‌‌توانست افراد زیادی را بر گِرد شمع وجودش جمع کند، اما رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلّم) نمی‌‌خواست مردم را از نوعی عبودیت برهاند و به نوعی دیگر گرفتار سازد. رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) در روندی بسیار جدی و باحوصله، به افرادی نیاز داشت که از هر چه جز خداست، دل برکنند و با تجرد، الله را بر قلمرو دل حاکم گردانند.

در این مرحله بر توحید و مساوات تأکید می‌‌گشت و از ایمان به قیامت به‌عنوان امری که می‌‌تواند التزام و تعهد عملی را ایجاد کند، استفاده می‌‌شد.

بعد از گذشت سه سال، چون هسته‌ی اوليه از نسل تربيت شده‌ی قرآنى شكل گرفت، لازم بود شرایط جدیدی ایجاد گردد که مسلمانان بتوانند پیام خود را به دیگران برسانند. خودسانسورى و کار در پنهانی با اهداف و استراتژی‌های دعوت سازگار نیست. بنابراین رسول گرامى (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) مأموريت يافت دعوت خود را علنى نمايد.

رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) با توکل و اعتماد بر خدا در دو مرحله، يك بار در مهمانی خويشاوندان و بار ديگر از بالاى كوه صفا دعوت خود را آشكار نمود. مرحله‌ی جدید و روزهاى سخت  ابتلاء و آزمایش شروع گرديد.

دشمنان دین از راه‌های مختلف وارد عمل شدند. با ابوطالب وارد مذاکره شدند تا جلوی برادرزاده‌ی خود را بگیرد، در مورد وحى تشکیک ایجاد کرده، آن را دروغ و گاهی آن را افسانه و سخنان سبک و بی‌مایه معرفی کردند.  پیامبر( صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) را دروغگو، کاهن، شاعر و دیوانه نامیدند. اصحاب را شکنجه کردند و تعدادی را شهید نمودند. نقشه‌‌های ترور پیامبر( صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ) یکی بعد از دیگری به اجرا درآمد و هر بار ناکام ماندند.

در یک روز، در میان این کلاف در‌هم پیچیده و اوضاع سخت، رهبری که حفظ آحاد پیروان برایش مهم بود،‌‌ با توجه به شناختی دقیق از محیط پیرامون و درکی درست از توازن قوا در سطح جهانی و منطقه‌ای به یاران خود فرمود: در حبشه پادشاهی دادگستر وجود دارد که در سرزمین او به کسی ظلم نمی‌شود. مسلمانان به هدف ایجاد پایگاه جدید و به‌منظور رهایی از اوضاع سخت مکه به حبشه هجرت کردند.

محاصره‌ی همه‌جانبه‌ی قریش در شعب‌ابوطالب به مدت سه سال طول کشید. اما هیچ‌کدام از این‌ها نتوانست اراده و ايمان پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ)  و اصحابش را متزلزل کند.

بعد از گذشت ده سال از بعثت و بعد از پايان پذيرفتن روزگار سخت محاصره‌ی همه‌جانبه در شعب‌أبو طالب، سال اندوه از راه رسيد. رسول گرامى (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) دو حامى مهم خود يعنى، أمّ المؤمنين خديجه كبرى (سلام الله عليها) و عمويش ابو طالب را از دست داد. بعد از آن قريش در برخورد با دعوت اسلامى جسورتر گرديد.

به‌راستی چه عواملی باعث گردید مسلمانان بتوانند در میان این طوفان سهمگین سالم بمانند، به پیش بروند و به ایستایی تن ندهند؟

اخلاص و معنویت، رهبری و مدیریت،  برنامه‌ریزی و دقت، نظم و کار گروهی باعث شد دعوت اسلامی مسیر خود را ادامه دهد.

نتیجه‌ی تحلیل اتاق فکر و مشورت صاحب‌نظران از این حکایت می‌کرد که سرسختی و لجاجت بزرگان قریش در حفظ منافع و مصالح خود، حرکت دعوت اسلامی را در مکه با رکود و توقف روبرو نموده است. همه‌ی قرائن نشان می‌داد که دیگر نمی‌توان در این مرحله، مکه را به‌عنوان مرکز دعوت اسلامی در نظر گرفت. بر این اساس، براى اولين بار رسول خدا ( صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) دایره‌ی انذار را از امّ القری به اطرافش گسترش داد. «وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا»

به طائف رفتند تا دو ماموریت را انجام دهند؛ هم آن‌ها را به دین اسلام دعوت کنند و هم برای اولین بار با آن‌ها پیمان جنگی بر علیه قریش امضا کنند. اما در این اقدام نتیجه‌ای نگرفتند و برخورد ناشایست فرزندان ثقیف سخت‌ترین روز زندگی پیامبر (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ) را رقم زد.

چون به مكه باز آمد به پاس سختی‌ها و تحمل زحمات فراوان، رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) به پاداشی شگفت فرا خوانده شد.

سفرى كاملا تشريفاتى از سوى خداوندِ عظيم و قدير، سفر اسراء و معراج

از مسجدالحرام به مسجد الأقصى

و از آن‌جا به آسمان‌ها … تا سدرة المنتهى … …

هديه‌ى اين سفر نماز بود كه از آن به معراج مومن نیز تعبیر می‌شود.

باید پایگاه دیگری جستجو می‌شد، به توفیق خداوند مقدمات کار فراهم گردید،  سال‌های يازده، دوازده و سيزده بعثت زمینه‌ی آشنایی رسول خدا( صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) با مردمانی از یثرب  فراهم گشت. بیعت عقبه‌ی اول در سال دوازده اتفاق افتاد و در نتيجه‌ی آن، مصعب‌بن‌عمير(رضى الله عنه) به عنوان اولين سفير اسلام راهى يثرب شد.

یثرب با مکه تفاوت‌هاى فرهنگی، اجتماعى فراوان داشت. همین تفاوت‌ها باعث گردید که مردم يثرب، دين جديد را بپذیرند. موسم حج سال سيزده، شاهد حضور  بيشتر از هشتاد نفر از یثربی‌ها بود که در مكان عقبه، پيامبر اسلام (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) را ملاقات كردند. در میان این جمع دو زن نيز حضور داشتند که زنان را در این حادثه‌ی مهم نمايندگى مى‌كردند.

پيمان عقبه‌ی كبرى در کمال نظم و برنامه‌ریزی صورت گرفت. در مدینه کار شد و زمینه هجرت فراهم گشت.

ادامه دارد…….

 

منبع: سایت تابش

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی