پاسخ به شبهات

نسبت شورا با دموکراسی!

«یکی از برادران از من پرسیده‌است: پیوند و نسبت شورایِ اسلامی با دموکراسیِ غربی، چیست؟ آیا میان شورا و دموکراسی نسبت تساوی برقرار است و تمام مصادیق یکی بر دیگری صدق می‌کند و یا نه، نسبت شورا و دموکراسی تباین و تضاد است و هر کدام قلمرو کاملا جداگانه‌ای دارند؟
در آغاز، باید بگویم، «شورا» نه تنها حقی از حقوق بشر که فریضه و و جیبه‌ای از فرایض و وجایب اسلامی‌است و کسی حق تنازل از آن را ندارد. وقتی قرآن به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) دستور می‌دهد که: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» [با آنان در کارها مشورت و رایزنی کن]، بدین معناست که شورا فریضه‌ای از فرایض دولت اسلامی در اداره‌ی امور دولت و دولت‌داری‌است. وقتی در توصیف مسلمانان در قرآن، گفته می‌شود «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ» [در کارهای شان با هم مشورت و رایزنی می‌کنند] این حقیقت را می‌رساند که مشورت، لازمه‌ی مسلمانی‌است.
شورا در میراث اسلامی، رنگ قانونی را به خود گرفته‌ است و چونان ماده‌ای از مواد قانون اساسی دولت اسلامی، جلوه می‌کند. شورا از قواعد و بنیادهای شریعت اسلامی‌است و کسی حق تخلف از آن را ندارد و اگر خلیفه یا رئیس دولت اسلامی، در اداره‌ی امور، با دانشمندان متدین، مشورت نکند، عزل و برکناری او (چنان چه در تفسیر “الجامع لأحکام القرآن” قرطبی و تفسیرهای دیگر آمده‌است) به اجماع و اتفاق علما واجب است. شورا الزام‌آور است. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از همه بیش‌تر به شورا اهمیت می‌دادند و با یاران خود مشورت می‌نمودند. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به ابو بکر و عمر (رضی الله عنهما) فرمودند: «اگر شما هر دو، در شورا نظر واحدی داشته باشید، با شما مخالفت نمی‌کنم»؛ این روایت بیان‌گر این است که شورا فرض و الزامی‌است و در شورای اسلامی، اقلیت تابع اکثریت اند. الزام‌آور بودن شورا از زندگانی و سیرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نیز بر می‌آید؛ ایشان در غزوه‌ی بدر، احد، خندق و غزوات دیگر، از رأی و نظر خود در برابر شورا گذشتند.


دموکراسی اما، فلسفه‌‌ی خاص خود را دارد؛ فلسفه‌ی دموکراسی بر «حاکمیت مردم» استوار است و در نظام دموکراسی حاکمیت به الله و شریعت اسلامی، داده نمی‌شود. در نظام‌های دموکراسی، دولت و ملت را داریم و قوانین و شریعت الهی در این گونه نظام‌ها محلی از اعراب ندارد. اما در دولت‌ اسلامی، افزون بر دولت و ملت، شریعت را نیز داریم. دولتی را اسلامی گفته می‌توانیم که این سه عنصر اساسی (دولت، ملت و شریعت) را در خود داشته باشد. اما سازوکارهای دموکراسی، (مانند انتخابات، تبادل مسالمت‌آمیز قدرت، حکومت شورایی و سازوکارهای دیگر دموکراسی که در تمدن غربی به بار وبرگ نشسته‌است) تجربه‌های بشری‌است و هیچ مانعی از به کارگیری و بهره‌گیری از آن‌ها وجود ندارد. حد فاصل شورا با دموکراسی، شریعت و قوانین الهی است؛ حاکمیت در دموکراسی از مردم است و در دولت اسلامی از الله و شریعت اسلامی.
هرچند میان شورا و سازوکارهای دموکراسی، شباهت‌هایی دیده می‌شود؛ اما حقیقت و فلسفه‌ی شورا با دموکراسی، کاملا متفاوت است؛ در شورا، سیادت و حاکمیت از آن الله است و در دموکراسی از بشر و مردم. بدون شک، باید حاکمیت در دولت اسلامی، از آن الله باشد؛ الله متعال می‌فرماید: «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» [حاکمیت فقط از آن الله‌ است].»

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن